تربیت ماندگار
روانشناسي تربيت

مفهوم تنبلی

تنبل در لغت به معنای تن­پرور است؛ کسی که مایل به کار نباشد و تن به کار ندهد و کسی که از کار گریزان است. در زبان عربی واژه­ی "کسل" مترادف با تنبلی می­باشد.

 

در اصطلاح علم اخلاق، به هرنوع بی­میلی و بی­رغبتی به کار، تنبلی نمی­گویند؛ زیرا در برخی از موارد، عامل گریزانی از کار، ضعف جسمانی و وجود یک بیماری جسمی است و گاهی نیز اهمیت نداشتن یک موضوع خاص در اعتقاد شخصی سبب بی­رغبتی آن شخص برای انجام آن موضوع است؛ به­طوری که اگر اهمیت موضوعی برایش قطعی شود، با چابکی و نشاط انجامش می­دهد و همه­ی جوانب کار را نیز رعایت می­کند. از این رو در علوم تربیتی به کسی تنبل اطلاق می­شود که شخص بدون داشتن کوچک­ترین ضعف جسمانی، مهم­ترین کارهای خود را به تأخیر انداخته و یا با اکراه و اجبار انجام می­دهد.

 

تنبلی در آیات

در قرآن از کسالت و تنبلی به­خصوص در کارهای نیک و در راه عبادت خدا، به زشتی یاد شده و این صفت از ویژگی­های منافقان برشمرده شده است. در دو آیه از آیات قرآن که از واژه­ی "کُسالی" در توصیف منافقان استفاده شده، بر این معنا دلالت دارد.

«منافقان مى‏خواهند خدا را فریب دهند در حالى که او آنها را فریب مى‏دهد و هنگامى که به نماز برمى‏خیزند، با تنبلی برمى‏خیزند و در برابر مردم ریا مى‏کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى‏نمایند!»

«هیچ چیز مانع قبول انفاق­هاى آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمى‏آورند جز با تنبلی، و انفاق نمى‏کنند مگر با اجبار

چون نماز وسیله­ی پیدایش حالت ارتباط با خداوند متعال و ظهور عبودیت و خضوع در مقابل خداوند متعال است، آنکه منافق باشد، چون در باطن کافر و مخالف است و هم طالب ارتباط و توجّه نیست، اگر نمازى مى‏خواند توأم با تکلّف و سستى خواهد بود. افرادی هم که روى عادت نماز می­خوانند، و هیچ­گونه علاقه و توجّهى به حقیقت نماز که اظهار عبودیت و خضوع و خشوع است ندارند و از نماز جز حرکات آن را درک نمی کنند، و نماز را چون باری بردوش خود می­بینند که باید آن را بر زمین نهند، در این خصلت مانند منافقان می­باشند، و با سستی برای ادای این فریضه­ی الهی قیام می­کنند.

 

 

تنبلی در احادیث

در سخنان رسول خدا(ص) و ائمه­ی اطهار(ع) نیز از تنبلی به زشتی یاد شده و همواره سفارش ایشان به دوستان و نزدیکانشان دوری از این صفت ناپسند بوده است:

رسول خدا(ص) به امیرالمومنین(ع) چنین سفارش می­کند: «ای علی(ع) از دو خصلت دوری کن: آزردگی خاطر و تنبلی...»

این سفارش تنها به امیرمومنان(ع) نیست؛ بلکه توصیه­ای است برای همه­ی کسانی که جویای آسایش دنیا و آخرت هستند. برای همین، هرگاه در روایات و سیره­ی پیشوایان معصوم(ع) توجه و دقت­نظر می­شود، مشاهده می­گردد که آنها نیز برای به دست آوردن آسایش هر دو جهان و رضایت خداوند مهربان، همواره در کار و تلاش و مجاهدت بوده­اند و هیچ­گاه دیده نشد که این بزرگواران بر اثر سستی و تنبلی کار خود را بر دوش دیگران نهند و چون خود را رهبر و پیشوای مردم می­بینند از تلاش و کوشش باز ایستند.

 

تنبلی چیست؟

از نظر روانشناسی، اهمالکاری یا تنبلی یعنی به آیندهمحول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم. به طور کلی، به تعویق انداختن کار، رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بر دارد و هرگز نمیتواناز تاخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد. اهمالکاریبه هر شکلی که باشد، رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که بتدریج در وجود انسان به صورتعادت درمی آید. پس با آن مبارزه کنید، زیرا پیامدهای تاخیر در کار، برای خود شخص نیزرنج آور است و احساسی که از این تاخیر در او ایجاد می شود، علاوه بر زیانهای پیش بینیشده و نشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز در بر دارد.


از نظر آماری، این عادت نزد بیشتر مردم رایج است و بسیار نادرندکسانی که دچار این بیماری نباشند. عادت به تعویق انداختن کار در انسان، نظیر بسیاریاز عادتهای دیگر همچون پرخوری و سیگار کشیدن، جنبه فراگیر دارد و مردم با این که اززیان آنها آگاه هستند، با وجود این از کنارش بی توجه می گذرند.


ما عادت داریم برای خطاهای خود ازجمله تاخیر در کارها، به عذر وبهانه و منطقی جلوه دادن آن رو آوریم، در نتیجه با این کار خود، به تجدید و تقویتآنها کمک می کنیم. وقتی برای به تعویق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آورید، درحقیقت آن را موجه جلوه می دهید و عواقبش را از یاد می برید.


وجود نشانه های افسردگی، خستگی ، سردردهای شدید، بی خوابی، فشارخون و زخم معده در وجود فرد اهمالکار، گواه بر آن است که او می خواهد خود را از رنج اهمالکاری نجات دهد. اما تنها میل به ترک عادت و سرزنش کردن خود برای رهایی از چنگال آن کافی نیست.


سه وجه مختلف از اهمالکاری

1- خودشکوفایی: به خصوصیات فرد و هدفهایی که در زندگی به دنبال آن است ارتباط پیدا می کند.


2- حفظ موقعیت شخصی: به تمام فعالیتهایی اطلاق می شود که فرد برای زندگی خود به کار می برد. همه وظایف شغلی و شخصی او به منظور آنکه از زندگی خود هرچه بیشتر لذت ببرد، در این تعریف قرار می گیرد.


3- احساس عدم مسوولیت درباره‌ی دیگران: در کارتان احساس مسوولیت نمی کنید و درزندگی بتدریج دوستانتان را از دست می دهید. اهمالکاری و به تعویق انداختن کارها به طور قابل ملاحظه ای با ماهیت کارهای مختلف ارتباط دارد.

 

به طور کلی، به تأخیر انداختن کارها از ۳ ناراحتی منشأ می گیرد:

الف) احساس خود کم بینی

به طور نسبی هر کس در مواقعی احساس خود کم بینی می کند. یعنی شخصیتخود را در جایگاهی پایینتر از آنچه هست می بیند و از این نظر دچار ناراحتی می شود یااعتماد به نفس خود را از دست می دهد و احساس بی ارزشی می کند.این احساس از آن جهت در شخص ایجاد می شود که:

1- هرکسی دوست دارد کارش را هرچه بهتر و کاملتر انجام دهد.

2- اعتماد و محبت دیگران را نسبت به خود جلب کند.

3- با رفتاری مجدانه بر تصورات باطل خود که از ضعف شخصیت سرچشمه می گیرد، غلبه ورزد.

خصوصیات یاد شده در رفتار هر کس به طور نسبی دیده می شود.

گاهی به دلایل مختلف موفق نمی شوید که کارتان را به موقع انجام دهید و در نتیجه احساس شرمندگی می کنید. احیاناً به خودتان می گویید: (من آدم بدی هستم، چون کارم را به موقع انجام نداده ام). خوب کسی که در ارزش وجود خود شک می کند طبیعی است که آمادگی انجام کار خوب را ندارد.

از کار کردن نهراسید و تنها به خوب ارائه کردن آن توجه نداشته باشید، چون همیشه قضاوت درباره کار انجام نشده، پوچ و بی حاصل است. اگر شما بهایده آل می اندیشید، یعنی می خواهید هر کاری را به بهترین شکل انجام دهید ولینمی توانید ، طبعا ناراضی می شوید.

نارضایتی عاملی است که شما را از فعالیت بعدی بازمی دارد و دیگرحاضر نخواهید بود آن کار را ادامه دهید و این وضع در شما ابتدا به صورت بهانه جویی وسرانجام عادت ظهور خواهد کرد. شما باید بدانید مقصود از کار، انجام آن به نحو احسننیست. هر کار خوب و ظاهرا بی ایراد، خالی از نقص نخواهد بود.


پس سختگیر نباشید و به خود اعتماد داشته باشید. یکی از دلایلبی علاقگی، عدم اعتماد به نفس است، پس خود را باور کنید.


ب) پایین بودن سطح تحمل (سرخوردگی)

یکی از علل سرخوردگی یا پایین بودن سطح تحمل، به (خود رسیدن) وافراط است؛ مثلا افراط در خوردن، افراط در خوشی، زیاده روی در مصرف مواد مخدر وغیره. عوامل یاد شده موجب (سرخوردگی) نمی شوند، ولی بتدریج زمینه را برای آن مهیامی کنند.

پرتوقعی در حقیقت عامل مستقیم سرخوردگی است. دوست دارید درآزمون ادبیات انگلیسی حتما نمره ۲۰ بگیرید یا لااقل نمره ۱۸ و ۱۹، در غیر این صورتترجیح می دهید به تحصیلتان ادامه ندهید. این همان پرتوقعی است که از آن یاد کردیم وطرز فکری است که شما را به تنبلی سوق می دهد، زیرا ترس دارید که توقع شما در حدانتظارتان نباشد و به این دلیل کوشش و سعی لازم را به کار نمی برید، در نتیجه نسبتبه کار بی علاقه می شوید.
در حقیقت، توقع بیش از حد برای کسب موفقیت هرچه بیشتر، شما را دچار ترس و فرار از کار کرده است.

هرگاه در کاری به نتیجه بالاتر از میزان استعداد و توانایی خودفکر کنید، باید بدانید به جای این که به ادامه آن تشویق شوید، به بیزاری و انزجاراز آن سوق داده خواهید شد؛ چراکه توانایی شما نمی تواند بیش از حد کارآیی تان در آنباشد. بدون واهمه درباره نتیجه کار به فعالیتهای خود بپردازید.


وقتی میزان توقع شما بیش از حد توانای تان است ، کار برای شما کسل کننده خواهد بود.
تنها اشتغال به کار، شما را از اندیشه های مزاحم نجات خواهد دادو بتدریج درمی یابید که به سوی موفقیت گام برمی دارید و در کارتان احساس بهروزیمی کنید. شما در هر کاری که شروع می کنید، باید از پیش خودرا برای مواجهه با برخیمشکلات آماده کنید. این احتمال کاملا طبیعی و منطقی است. نباید با خود بگویید: «بهعلت مشکلاتی که وجود دارد آن کار را دوست ندارم.» پس در مواجهه با مشکلات شکیباباشید. به خود تلقین کنید که می توانید آن را به شکلی دلخواه انجام دهید. خود اینفکر به شما نیرو می دهد که در جهت مقصود پیش بروید.


ج ) خشم

بسیاری از تنبلی ها نتیجه خشم و پرتوقعی است؛ مثلا شاگردی از ترسمردود شدن، انجام تکالیف درسی خود را عقب می اندازد و از آن نظر که نمی تواند آن رابه طور کامل انجام دهد، بهانه تراشی می کند. مثلا تقصیر را به گردن هم اتاقی خود می‌اندازد، استادش را مقصر می داند که تکلیف مشکل برای او تعیین کرده است. والدینش رامقصر می داند که او را به مدرسه برده اند و نسبت به معلمان و والدین خود احساس دشمنی می کند.

به جای این که از دست خود عصبانی باشد و خود را مقصر بداند، همه تقصیرها را به گردن دیگران می اندازد!

در بررسی آماری که در این مورد به عمل آمده، معلوم شده علت عمدهتنبلی در افراد، پرتوقعی و پایین بودن سطح تحمل آنهاست که به خصومت و تنفر آنها ازاشخاص می انجامد.

 

 

آثار اهمال کاری

آثار اهمال کاری را می توان در اموری چند خلاصه کرد که عبارتند از:

1. بیش تر افراد از تأخیر در انجام کار خود و دیگران پشیمان و ناراحتند.

2. اهمال کاران در خود احساس پوچی و بی ارزشی می کنند. حضرت باقرالعلوم علیه السلام بستر اهمال کاری و تسویف را به دریایی تشبیه فرموده که غرق شدگان در آن ورطه را به هلاکت می رساند: «ایاک و التسویف، فانه بحر یغرق فیه الهلکی.»(24)

3. در بیش تر گزارش هایی که اهمال کاران داده اند، این نکته جلب توجه کرده که همه از بی اعتمادی به نفس خود گلایه کرده اند.(25)

4. بالاخره، استمرار بر اهمال کاری انسان را به وادی حیرت و سرگردانی سوق خواهد داد. چنانچه امام صادق علیه السلام به این واقعیت اشاره می فرمایند: «... و طول التسویف حیرة.»(26)

نتیجه اهمال کاری

شخص اهمال کار به چند عارضه مبتلا خواهد شد که برخی از آن ها عبارتند از:

1. افسردگی؛ این بیماری خود گواه و نشانه این است که اهمال کار می خواهد خود را از رنج اهمال کاری نجات دهد. افسردگی دارای نشانه هایی چون: خستگی، سر دردهای شدید، بی خوابی، فشارخون و زخم معده است.

لازم به یادآوری است تا هنگامی که اهمال کاری به شکل اعتیاد در نیامده، افسردگی ناشی از آن درمان پذیر است. اما هنگامی که اهمال کاری عادت شد، درمان آن بسیار دشوار می شود.(27)

2. وحشت زدگی درونی، دلهره و احساس ترس های درونی؛

3. بی کنترلی و بریدگی.

ناگفته نماند که ویژگی های مزبور، خود از نشانه های شکست روحی شخص اهمال کار می باشند.(28)

کارکردهای تنبلی

درباره کارکردها و آثار تنبلی می توان گفت که بستگی دارد به اینکه درچه زمینه ای صورت پذیرد؛ از این رو، درهر جا اثر خود را بر جای خواهد گذاشت. اکنون به برخی از آنها اشاره می کنیم.

- کم بهره شدن در زندگی وذلت

هنگامی که امام علی (ع) مالک اشتر را برای فرمانروایی مصر به آن سرزمین می فرستد، در ضمن نامه ای به مردم مصر، چنین می فرماید:

«..ا لا ترون الی اطرافکم قد انتقصت والی امصارکم قد افتتحت والی ممالککم تزوی والی بلادکم تعزی انفروا رحمکم الله الی قتال عدوکم ولا تثاقلوا الی الارض فتقروا بالخسف وتبوءوا بالذل ویکون نصیبکم الاخس وان اخا الخرب الارق ومن نام لم ینم عنه والسلام؛ آیا نمی بینید که مرزهای شما را تصرف کردند وشهرها را گشودند و دستاوردهای شما را غارت کردند ودرمیان شهرهای شما آتش جنگ را بر افروختند؟ برای جهاد با دشمنان کوچ کنید خدا شما را رحمت کند، درخانه های خود نمانید که به ستم گرفتار وبه خواری دچار خواهید شد وبهره زندگی شما از همه پست تر خواهد بود، وهمانا برادر جنگ، بیداری وهوشیاری است، هر آن کس که به خواب رود دشمن او نخواهد خوابید! با سلام ودرود!».(7)
ونیز در فرازی از سخنان خود، پیرامون سستی ونافرمانی کوفیان نسبت به حضور درجنگ، می فرماید:

«...لبس لعمراالله سعر نار الحرب انتم تکادون و لا تکیدون، و تنتقص الطرافکم فلا تمتعضون. لا ینام عنکم وانتم فی غفله ساهون، غلب والله المتخاذلون! وایم الله، انی لاظن بکم ان لو حمس الوغی، واستحر الموت، قد انفرجتم عن ابن ابی طالب انفراج الراس من الجسد . والله ان امرا یمکن عدوه من نفسه، یعرق لحمه، و یهشم عظمه، و یفری جلده، لعظیم عجزه، ضعیف ما ضمت علیه جوانح صدره....؛ به خدا سوگند! شما برای افروخته شدن آتش جنگ بد مردمی هستید که با شما نیرنگ می کنند، شما حیله نمی کنید. شهرهای شما را تصرف می کنند، شما پروا ندارید. دشمن به خواب نمی رود، شما را خواب غفلت ربوده، فراموشکار هستید. سوگند به خدا! شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر می کشند. سوگند به خدا! گمان می کنم اگر جنگ شدت یابد وآتش مرگ افروخته شود، شما مانند جدا شدن سر از بدن، از پسر ابوطالب جدا خواهید شد. سوگند به خدا! مردی که دشمن را به طوری برخود چیره کند که گوشتش را بخورد واستخوانش را بشکند و پوستش را جدا سازد، ناتوانی وبی حمیتی او بسیار بزرگ وقلب او بسیار کوچک وضعیف است...»(8)

- فقر وتنگدستی

درسخنی کوتاه امام علی (ع) درباره کار کرد تنبلی دربعد اقتصادی چنین فرموده است:
«ان الاشیاء لما ازدوجت، ازدوج الکسل و العجز، فتتج منهما الفقر؛ چیزها چون با هم جفت شدند، تنبلی وناتوانی نیزجفت شدند واز آنها فقر پدید آمد.»(9)

- مبتلا شدن به غم واندوه

حضرت علی (ع) می فرماید:

«من قصر فی العمل ابتلی بالهم؛ آن که در کار کوتاهی ورزد، دچار اندوه گردد.»(10)

- تباه سازی حقوق

امام علی (ع) در سخن دیگری می فرماید:

«من اطاع التوانی، ضیع الحقوق؛ هر که تسلیم سستی وسهل انگاری گردد، حق خود و دیگران را تباه سازد.»(11)

- محرومیت از نعمت ها

امیر مؤمنان (ع) پیرامون سستی درنیایش وعبادت خداوند، فرمود:

«.. ولو ان الناس حین تنزل بهم النقم وتزول عنهم النعم فزعوا الی ربهم بصدق من نیاتهم وله من قلوبهم لرد علیهم کل شارد و اصلح لهم کل فاسد؛ اگر مردم به هنگام دیدن بلا و زوال نعمت با دل درست به خدای خود پناه می بردند وزاری می کردند، هر چه از دست رفته بود، بدانها برمی گردانید وهر فاسدی را برایشان اصلاح می نمود».(12)

- ازدست دادن اعتماد مردمی

امام علی (ع) می فرماید:

«لا تتکل فی امورک علی کسلان؛ درکارهای خود بر آدم تنبل تکیه مکن».(13 )

- ندامت و پیشمانی

نیز آن امام همام (ع) درسخنی فرموده است:

«من اطاع التوانی احاطت به الندامه؛ هر که کاهلی وسستی ورزد، او را پشیمانی وندامت فرا گیرد.»(14)

- سر بار دیگران شدن

امام صادق (ع) - در ضمن سخنی به مردی از اصحابش - چنین نوشت:
«.. ولا تکسل عن معیشتک فتکون کلا علی غیرک او قال علی اهلک؛ درباره معیشت خود تنبلی مکن که در این صورت، بار دوش دیگری - یا کسانت - خواهی شد.»(15)

- از دست دادن خیر دنیا وآخرت

امام صادق (ع) فرمود:

«من کسل عن طهوره و صلاته، فلیس فیه خیر لامر آخرته. ومن کسل عما یصلح به امر معیشته، فلیس فیه خیر لامر دنیاه؛ هر کس درباره پاکی ونماز خود تنبل باشد، در او خیری (امیدی) برای کار آخرتش وجود ندارد. وهرکس درکار معیشت خود
تنبل باشد، دراو خیری برای کار دنیایش وجود ندارد».(16)

بنابراین موضوع تنبلی درامور گوناگون ودرابعاد مختلف زندگی فردی واجتماعی کار کرد خود را در پی دارد. اینکه می بینیم درکتاب های اخلاقی بحث از صفت رذیله ای به نام «دنائت همت» مطرح است، گویا جلوه ای از موضوع تنبلی است که مورد نکوهش قرار گرفته وآدمی را از آن برحذر داشته اند.

به هر روی، عوامل تنبلی وبه تعویق انداختن کارها هر چه باشد، گر چه عامل اصلی آن را «ضعف نفس» دانسته اند؛ اما موضوع مهم تر، راه علاج ودرمان آن است که به آن اشاره می کنیم.

علل تنبلی واهمال کاری وراههایی برای رفع آن

آیاشمااهل اهمال ودفع الوقت هستید؟ اگر شما نیز مثل بسیاری ازآدمهاباشید،پاسخ این سوال مثبت است.اما این احتمال هست که شمانخواهیدبااضطرابات حاصل اززندگی اهمال کارانه سرکنید.ممکن است بیشترکارهارادرحالیکه میل به انجامشان داریدبه تعویق بیندازید،وبه دلایلی به طفره رفتن وتعلل ورزیدن ادامه دهید.این روال مسامحه کاری ازجنبه های بسیار خسته کننده زندگی است. اگر شما به سختی گرفتار این حالت باشید. کمترروزی می گذرد که نگویید ((می دانم باید آن کار را سامان دهم،اما باشد برای بعد .)) گناه این نقطه ضعف را به سادگی نمی توان متوجه عوامل بیرونی دانست . تعلل ورزیدن وناراحتیهای حاصله از آن تماما" به خود شما بستگی دارد.

چند نمونه از اهمال کاری وتنبلی متداول: درزیربعضی زمینه هایی راکه درآن انتخاب (تعلل‌ورزی) بسیار سهل تراز انتخاب (عمل) است می آوریم:

1- ادامه دادن به شغلی که امکانی برای رشدوپیشرفت ندارد.

2- اصراربر حفظ روابطی که نابسامان شده است. متاهل یا مجردماندن فقط به امیداینکه اوضاع بهترخواهد شد.

3- امتناع از کوشش در حل مشکلاتی که در روابط مختلف پیش می آیند، از قبیل مشکلات جنسی - خجالت ویا ترس. به جای اینکه اقدامی سازنده به عمل آورید فقط منتظرمی مانید تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.

4- بی توجهی به اعتیاداتی ازقبیل الکلیسم - موادمخدر، قرصهای آرامبخش یا سیگار. به خود می گویید (هر وقت آمادگی داشتم آنرا ترک می کنم) درحالیکه می دانید به تعویق انداختن این کار به سبب تردیدی است که نسبت به توانایی خود دارید.

5- به تعویق انداختن کارهای دشوارو یا کم‌اهمیت نظیر نظافت منزل.

6- طفره رفتن ازمواجهه بادیگران مثلا" یک شخص بلند مقام، یک دوست با ماندن در انتظار فرصت مناسب کم کم به این نتیجه می رسید که چنین برخوردی لازم نیست، در حالی که ممکنست این مواجهه روابط شما را، یا کیفیت خدمات را، بهبود بخشد .

7- تصمیم به شروع رژیم غذایی مناسب از فردایاهفته بعد البته چون به تعویق انداختن ازرژیم گرفتن آسانتراست میگویید (فردا رژیم می گیرم) فردایی که هیچوقت نخواهد آمد.

8- به تعویق انداختن کارها به بهانه خواب یا خستگی.

9- خستگی وبهانه، احساس کسالت وملال ومریض شدن شیوه های عالی برای تعلل ورزیدن است.

دلایل ادامه اهمال کاری وتنبلی

ریشه اهمال کاری وتنبلی کردن را می توان در خود فریبی وفرارازقبول مسئولیت دانست در اینجا مهمترین بازده های مسامحه کاری را ذکر می‌کنیم.

1- تعویق هرامر به شما امکان می دهد تا از فعالیتهای ناخوشایند فرار کنید.

2- ازراه خود فریبی می توانید احساس آرامش کنید.

3- تا زمانی که به تعلل ورزی خویش ادامه می دهید می‌توانید پیوسته همانگونه که هستید باقی بمانید.

4- با احساس ملال، کسی یاچیزی را موجب اندوه خود دانسته وسرزنشش می کنید. تا مسئولیت را از دوش خود بردارید ومتوجه امر کسالت آور بیرونی کنید.

5- با انتظاربهترشدن اوضاع می توانید بنشینید و دنیا رابه خاطراندوه خودسرزنش کنید اما اوضاع هیچگاه به نفع شماتغییرنمی کند، این یک شیوه عالی برای اجتناب از کارکردن است.

6- با دوری گزیدن از فعالیتهایی که مستلزم مخاطره است برای همیشه از احتمال شکست دوری می کنید.

7- آرزومیکنید که خواسته‌هایتان خود به خود برآورده شوند.

8- ابراز همدردی دیگران ودلسوزی شخص خودتان را جلب می کنید تا به خاطر احساس اضطراب شما که ناشی از انجام ندادن کارهایی است که نتواسته اید بکنید همواره دلسوزتان باشند.

9- با اجتناب ازکار میتوانید از موفقیت فرار کنید درنتیجه ازاحساس آدم خوب ولایق بودن و پذیرش بلکه مسئولیتهایی که موفقیت به همراه دارد نیزاحترازخواهید کرد. 

 

نشاط درزندگی

نکته مهمی که فابل توجه است، این است که انسان باید برای درمان «صفات رذیله» به پی آمدهای نامطلوب آن توجه کند وپس از آن به صفاتی که ضد آن است، بنگرد وتلاش نماید که آن «صفات نیک» را جایگزین صفات زشت بنماید.

از این رو در موضوع مورد بحث ما باید به آنچه ضد «تنبلی» است، مانند: «جد وجهد»، «بلند همت بودن» و «نشاط درزندگی» روی آوریم. از سوی دیگر، ایمان به خدا واینکه کارها زیر نظر اوست وهمه چیز دردست او، واینکه او بر هر چیز توانا است ومسئولیت هایی را بر دوش ما گذاشته و پاداش مناسب را در دنیا وآخرت برای آنها در نظر گرفته است، راهگشای ما دراین مسیر است.

آری، «نشاط وشادی» درمکتب اسلام مورد عنایت قرار گرفته ودرجای خود به آن سفارش شده است، ودر زندگی و سیره معصومان (ع) نیز به چشم می خورد، تا آنجا که امام سجاد(ع) در دعای همه روزه ماه مبارک رمضان از درگاه خداوند چنین می طلبد:
«اللهم ارزقنی فیه الجد والاجتهاد والقوه والنشاط...؛ خدایا! دراین ماه کوشش وتلاش فراوان ونیرو و نشاط را روزی ام کن!».(19)

نشاط که بخشی از سرشت انسان است، همان حس خوشی، رضایت درونی، سر زندگی و آمادگی برای کار وپیشرفت است واز نشانه هایش، حرکت های جسمانی و لبخند به شمار آمده است.

راهکارها

چند روش برای از بین بردن اهمال کاری وتنبلی

1- یک روز تصمیم بگیرید که فقط به زمان حال بیندیشید، و سعی کنید آن پنج دقیقه را صرف انجام کاری که (میخواهید) بکنید. دراین فاصله کوتاه ازبه تعویق انداختن آنچه موجب ارضای خاطرشما است اجتناب کنید.

2- بنشینید وشروع به کاری کنید که به تعویق افکنده اید نوشتن یا خواندن کتابی که قصد داشته اید. خواهید دید که اهمال شما هیچ ضرورتی نداشته، زیرا همین که تعلل را کنار بگذارید، دست زدن به کار دلخواه را به احتمال زیاد دلپذیر ولذتبخش خواهید یافت. شروع به اجرای کار مورد نظر عملا" موجب می شود تا اضطراب خود را نسبت به انجام تمامی آن کار فراموش کنید.

3- وقت مشخصی راتعیین کنید. واین وقت را منحصراً به انجام کاری که به تعویق انداخته اید اختصاص دهید. خواهیددیدکه همین پانزده دقیقه کوشش کل مشکل تعلل ورزی شما را از میان برمی دارد.

4- خود را مهمتر از آن بدانید که با اضطراب در باره کارهایی که باید به انجام برسانید زندگی کنید. بار دیگر که می بینید اضطراب ناشی از تعویق کاری ناراحتتان می کند، بیاد بیاورید مردمی که خویشتن را دوست دارند اینگونه خودشان را آزار نمی دهند.

5- زمان حال را با دقت بررسی کنید. ببینید اکنون از چه چیز اجتناب می نمایید و شروع به مقابله ومبارزه با ترس اززندگی مثبت وسازنده کنید. به تعویق اندازی موجب نگرانی نسبت به امری درآینده می شود واین نگرانی جانشین زمان حال شمامی شود.

6- سیگار را ترک کنید… حالا، رژیم غذایی متناسب را شروع کنید… همین الان، به این طریق است که با مشکلات خودمقابله خواهید کرد… باعمل درهمین لحظه عمل کنید. تنها چیزی که مانع شما می شود خود شما، و انتخابهای بیمارگونه ای است که بعمل آورده اید زیرا قدرت خودتان را باورنداشته اید. خیلی ساده است فقط عمل کنید.

7- نگاه دقیقی به زندگی خود بیندازید اگر می دانستید فقط شش ماه دیگر زنده خواهید بود. آیا همین روشها وهمین کارها را انتخاب می کردید؟

8- در بعهده گرفتن کاری که از آن پرهیز دارید شجاع باشید. یک عمل شجاعانه می تواند همه ترسهای شما رااز بین ببرد. دیگر به خود نگویید که عملکردتان باید خوب باشد. به خاطر داشته باشید که نفس عمل کردن بسیار مهمتر است.

9- تصمیم بگیرید که تا لحظه خوابیدن خسته نشوید اجازه ندهید که خستگی یا بیماری، وسیله ای برای فرار از کاریا به تعویق انداختن آن شود.

10- کلمات امید، آرزو و شاید را از فرهنگ لغات خود حذف کنید. این کلمات ابزار به تعویق اندازی کارهاهستند.هروقت این کلمات واردذهن شمامی شوند، جملات تازه ای را جانشین آنهاسازید، مثلاً جمله (امیدوارم کارها روبراه شوند) رابه جمله (آن کارراعملی خواهم ساخت) تبدیل کنید.

11- رفتارهای منتقدانه خود را هر روز یا داشت کنید. با نوشتن، دومنظور زیر حاصل خواهد شد: چگونگی بروزرفتارانتقادی را درزندگی خودمشاهده خواهیدکرد. تعداد دفعاتی که انتقادمی کنید. نوع انتقاد، وقایع و افرادی که به این حالت شمامربوط می شوند، مشخص می‌گردند. همچنین از انتقاد کردن دست برخواهید داشت، زیرا نوشتن مواد آن در یاداشت روزانه عملاً کار بسیار دردناکی می شود.

12- اگر دلتان می خواهد دنیا تغییر کند، شکوه وشکایت نکنید. کاری بکنید به جای اینکه لحظات خود را باانواع نگرانیهای اختلال آمیز نسبت به کارهای عقب مانده بگذرانید، با این نقطه ضعف فلاکت بار مبارزه کنید وپیوسته در لحظه حال زندگی کنید. یک فرد عمل کننده باشید، نه آرزو کننده یا امیدوار یا انتقاد کننده.

چند نکته برای درمان تنبلی:

1. با یک یا چند شکست خود را حقیر ندانید و در انجام کار همت به خرج دهید. با توجه به فواید کوشش(96) و مبادرت در انجام کارها، می توان با بی حالی و تنبلی به مبارزه برخاست. امام علی علیه السلام در نامه ای به برخی از یاران خود این گونه نگاشته اند: «فتدارک ما بقی من عمرک، و لا تقل غدا و بعد غد ...»،(97) پس باقی مانده عمرت را قدر بشناس، و [در مبادرت به انجام کار] فردا، پس فردا مکن.

2. عزم را جزم کنید تا بی حالی و سستی را در خود بشکنید. امام علی علیه السلام در این باره فرموده اند: «تداو من داء الفترة فی قلبک بعزیمه»؛(98) درد سستی را با داروی عزم و اراده ای جازم درمان کن.

3. درک خطرات بی حالی و تنبلی: توجه به خطرات زیان بار تنبلی، موجب عبرت برای خردمندان است. امام امیرالمؤمنین علیه السلام به دنبال همان نامه مرقوم فرموده اند: «... فانما هلک من کان قبلک باقامتهم علی الامانی والتسویف...»،(99) البته، کسانی پیش از شما بوده اند که به خاطر افتادن در آرزوها و اهمال کاری ها، به هلاکت افتاده اند.

4. توجه به نتایج وحشتناک اهمال کاری: نکته ای که می تواند انسان را در فرار از تنبلی کمک کند، نگریستن به نتایج اهمال، تنبلی و بی حالی است. امام علیه السلام مطلب را این گونه به اتمام رسانیده اند: «... حتی اتاهم امر الله بغته و هم غافلون»؛(100) تا این که ناگهان حکم خداوند فرا رسیده، در حالی که آنان در غفلت به سر می برده اند.

5. پرهیز از غفلت: اگر قدری دقت شود، شخص تنبل در غفلت و بی خبری به سر می برد تا به هلاکت رسد. امام علیه السلام در بیان خود توجه داده اند که «و هم غافلون.»(101) نابودشوندگان در ورطه اهمال کاری، در حالت غفلت و بی خبری، همه چیز خود را می بازند. قدری بیندیشید، آیا این گونه نیست؟ اگر چنین است، پس چرا به خویشتن توجه نمی کنید؟ بی شک دانستن علل تنبلی، بی حالی و بی حوصلگی در اصلاح خویشتن مؤثر است.(102)

6. شکستن بستر اهمال کاری: بی شک توجیه حفظ موقعیت شخصی،(103) بستر اهمال کاری است. اهمال کار هر چند بخواهد برای اهمال خود دلیل و برهان اقامه کند ولی خودش می داند که دلایلش قانع کننده نیست، بلکه برای فرار از مسؤولیت، آن براهین ساختگی را عنوان می کند. در ابتدای امر، استفاده از این روش برای فرد اهمال کار قدری شرم آور است ولی به تدریج، با گذشت زمان اقامه این گونه دلایل بی اساس بر او عادی شده و بدتر از آن، درک زشتی توجیه نابجا از بین می رود.(104) از این بدتر، شخص با عذر و بهانه تراشی، رفتار خود را منطقی جلوه داده، در نتیجه با این رفتار، اهمال کاری را در خود تقویت کرده و هر بار که عذری می تراشد، یک گام از اصلاح خود دورتر می شود. انسان هرقدر با سوادتر باشد، از توجیهات دقیق تری برای اغفال خود و دیگران سوء استفاده می کند.

اهمال کار برای درمان خویش پیش از هر چیز باید از عامل تقویت و ماندگار شدن اهمال کاری بپرهیزد؛ یعنی از توجیه کارهای خویش اجتناب کند و توجه داشته باشد که خود را گول نزند. امیر بیان علی علیه السلام در این رابطه می فرمایند: «فإن أجله مستور عنه و أمله خادع له، و الشیطان موکل به، یزین له المعصیة لیرکبها،...»؛(105) البته، پایان کارش بر او پوشیده و آرزویش او را گول می زند، شیطان نیز موکل اوست تا گناه و عصیان را برای او زینت دهد. توصیه دیگر از آن بزرگوار این است که، شخص اهمال کار راه بازگشت مناسب را به هیچ قیمتی از دست ندهد: «... و یمنّیه التوبة لیسوفها إذا هجمت منیّته علیه أغفل ما یکون عنه...»؛(106) انسان را در انتظار توبه نگه می دارد تا آن را به تأخیر اندازد و تا هنگام فرارسیدن مرگ، از هر زمان دیگر نسبت به بازگشت و رجوع غافل تر باشد. بنابراین، امام علیه السلام سرعت به خرج دادن، اهمال نکردن در توبه و بازگشت را دستورالعملی جدی می بینند.

برای پرهیز از افتادن در ورطه توجیه گرایی، اموری را باید مورد توجه قرار داد:

1. برای موجّه جلوه دادن تأخیر در انجام کار، دلایل گوناگون را دستاویز برای دفاع از خود قرار ندهد.

2. از دیگران هم توجیه برای فرار از وظیفه را نپذیرد، تا اهمال در آن ها تقویت نشود.

3. از کسی که مسؤولیت کاری را داشته، تنها نتیجه کار سؤال شود؛ چرا که برنامه ریزی و مدیریت از وظایف اوست و به ما ربطی ندارد.

4. به فرد توجه داده شود که ما نسبت به سوء برنامه ریزی شخص، هیچ مسؤولیتی نداشته و حتی تمایل به شنیدن توجیهات او نداریم.

5. توجه داشتن و بیدار باش دادن به این که توجیه کردن اشتباه، خود اشتباهی دیگراست.(107)

6. توجه به عواقب توجیه گرایی، که اهمال کاری را به شکل اعتیادی بی درمان در می آورد. هنگامی که توجیه عادت شد، به گفته امام علی علیه السلام ، ناگزیر نابهنجاری بر انسان حکومت خواهد کرد: «العادة عدو متملک»؛(108) عادت دشمن حکومت کننده و سلطه گر است.

7. تلقین درمانی: اکثر روان شناسان بر این باورند که روان درمانی عقلانی هیجانی، سه جنبه شناختی، انگیزشی و رفتاری دارد. این بنیان فکری به فعالیت و کار اهمیت می دهد؛ زیرا کار کردن رفتار منطقی انسان است. اگر رفتار انسان به روشی هدف دار انجام گیرد، جایی برای اهمال کاری نخواهد بود؛ چرا که تنها انجام کار، انسان را از تردید، بی تکلیفی و ترس نجات می دهد. به طور مثال، آن که از سخنرانی در برابر جمع هراس دارد، هر چه آمادگی او برای سخن گفتن کم تر باشد، ترس او بیش تر تقویت می شود؛ چرا که ترس نتیجه ضعف روحی شخص است. در نتیجه، او باید تلاش کند تا با جرأت و بدون واهمه سخنرانی کند. از امام موسی ابن جعفر علیه السلام نقل شده است: «اذا هبت امرا فقع فیه»؛(109) هرگاه از انجام کاری هراس داشتی، خود را به ناگاه در آن موقعیت قرار ده. وقتی در برابر انجام کاری پاداش دریافت می کنید، در حقیقت بر انجام آن کار تشویق شده اید و آن را در دفعات بعدی با رغبت بیش تری انجام می دهید.(110) ولی هرگاه در برابر کاری که انجام داده اید پاداش دریافت نکنید، در فرصت های بعدی چندان رغبتی برای انجام آن نخواهید داشت. پرمک(111) و هلم(112) به این نظریه، نکته ای را اضافه کرده اند: دو کار کنار هم را در نظر بگیرید، اگر بر یکی از آن ها پاداش بگیرید و دیگری را پاداش کم تر دریافت کنید، تقویت اولی بر کار دومی تأثیر گذاشته و آن کار نیز تقویت می شود.(113)

8. تنبیه و شرطی شدن اجتنابی(114): گو این که امروزه بسیاری از روان شناسان، تربیت از طریق تنبیه را چندان ارج نمی نهند،(115) اما با تکیه بر قرآن، که کلامی وحیانی و خالی از هر اشتباه است، می توان دریافت که راه تربیت برخی از انسان ها، با شیوه تنبیه هموار می گردد.(116) علاوه بر این، مناجات ها و دعاهای معتبری، همچون دعاهای موجود در صحیفه سجادیه(117) و نیز تجارب فراوان، جملگی دلیل بر مفید بودن تنبیه بجا و مناسب برای درمان اهمال کاری است.(118)

شخصی می گفت: هرگاه به موقع کارم را انجام ندهم، تنها تأسف نمی خورم، بلکه برای خود تنبیهی درخور و مناسب در نظر می گیرم. نوع تنبیهات بستگی به میل و سلیقه افراد دارد، که می تواند میهمان کردن افراد، کمک به مستمندان، تمیز کردن اتاق، کمک بیش از اندازه معمول به دیگران، پرداخت صدقه، کمک به همسر در امر خانه و بالاخره، هر کار خیر دیگری که انجامش چندان مورد رغبت نیست، باشد. اگر شخص در پرداخت و یا انجام این گونه تنبیه ها به خود اعتماد ندارد، می تواند دیگری را در جریان امر قرار دارد و یا پول خود را نزد او به امانت بسپارد تا هنگام تخطی از قرار و تعهد خویش، وی آن را به حساب اعانات واریز کند.(119) البته، یادآوری میزان جریمه به صاحب امانت و پول لازم است و گرنه اگر شخص اهمال کار بی خبر بماند، تأثیر اصلاحی در رفتار وی نخواهد داشت.

9. تغییر محیط: شرایط و محیط می تواند در وضع اهمال کاری فرد، تأثیر داشته باشد. بسیاری از شاگردان در اطاق بسته ای، که کتاب های متنوع و وسایل سرگرم کننده دیگر در آن جا نهاده شده است، نمی توانند برای مطالعه یک موضوع خاص تمرکز داشته باشند؛ چون وقت خود را با مطالعه موضوعات گوناگون کتاب ها و یا گوش دادن به رادیو و ضبط صوت و دیدن تلویزیون و یا لم دادن و آرام آرام به خواب رفتن، از دست می دهند. همه این ها دست به دست هم می دهند تا شخص اهمال کار به دنبال فرصتی برای طفره رفتن باشد. در این صورت، به این اشخاص پیشنهاد می شود که به خواسته خود یا در فضای باز به مطالعه بپردازند و یا اگر مکان خلوتی مانند کتابخانه را مناسب تر دیدند، برای مطالعه به آن جا بروند.(120)

10. بازی با احتمالات(121): بیش تر اهمال کاران منتظر فرصت مناسبی هستند تا حوصله و حال کار پیدا شود، غافل از این که این روش خود بهانه ای برای به تأخیرانداختن فرصت های مناسب است. سؤال این است که چرا از نظریه احتمالات بهره نبریم؟ وقتی کار را با تأخیر انجام دهیم، بی شک شانس بهتر انجام دادن آن را از دست داده ایم. پس چرا با شروع کار، خود را یک گام به بهتر سازی آن نزدیک نکنیم؟(122) در حالی که، مکرر تجربه کرده ایم، تا شروع نکنیم حال عبادت نیز خود به خود حادث نمی شود، و کارها بی دلیل به انجام نمی رسد.

11. خودتنظیمی و یادآورنده ها(123): هرگاه کاری را به تعویق انداختیم، آن را در تقویم خود (و یا دفتری که بدین منظور در نظر گرفته شده) یادداشت کنیم. هر روز که به آن نظر می افکنیم، احساس نفرت از اهمال کاری در ما شکل می گیرد. از این رو در صدد درمان برمی آییم. در این روش، هم تنبیه وجود دارد و هم تشویق؛ تشویق از کاهش دفعات اهمال کاری و تنبیه از زیاد شدن دفعات آن.(124) این، همان محاسبه است که دقت در به حساب آوردن می تواند مراقبت انسان را دقیق تر، عمیق تر و جدی تر سازد. در بیان اهل بیت علیهم السلام در این زمینه فراوان توجه داده شده است. امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند: «حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا»؛(125) پیش از آن که از شما حساب گیرند، به حساب خود برسید. امام علی علیه السلام ، خودتنظیمی و خویش حسابرسی را عامل امنیت از سستی در کارها دانسته و می فرماید: «من تعاهد نفسه بالمحاسبه امن فیها المداهنه»؛(126) کسی که با خود پیمان ببندد که از خود حسابرسی کند، از مداهنه (به بیان عامیانه، ماست مالی کردن) در امان است. فرد زمانی کارها را به اتقان خواهد رسانید که به حساب خویش رسیدگی کند.

12. استفاده از هم پیمانی(127): شخص با خود عهد ببندد که اهمال نکند و اگر با خود قراری گذاشت، تلاش کند تا در انجام آن کوشا باشد. در این گونه موارد می تواند با خدای خود،(128) و یا با پیامبر و امام، استاد، همسر و یا دوست خود، عهد خود را در بیش تر اهمال کاران منتظر فرصت مناسبی هستند تا حوصله و حال کار پیدا شود، غافل از این که این روش خود بهانه ای برای به تأخیرانداختن فرصت های مناسب است. سؤال این است که چرا از نظریه احتمالات بهره نبریم؟ وقتی کار را با تأخیر انجام دهیم، بی شک شانس بهتر انجام دادن آن را از دست داده ایم.

میان بگذارد و از آنان همکاری بطلبد.(129) توجه به الزام آور بودن عهد و میثاق نکته ای غیر قابل انکار و انسانی است. در قرآن کریم، سنت نبوی و اهل بیت علیهم السلام و در فقه شیعه به قانون عقلی مشهور «وفای به عهد»(130) بارها توجه شده است.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در ارتباط با پای بندی به عهد و پیمان می فرمایند: «اعتصموا بالذّمم فی أوتادها»(131)، عهد و پیمان را پاس دارید بخصوص با وفاداران. در اهمیت این امر همین بس که خداوند در قرآن عهدشکنان را در ردیف مفسدان در زمین قرار داده است(132) و در روایات نیز به صراحت بیان شده است که سلامت دین انسان در گرو وفای به عهد او می باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لا دین لمن لا عهد له».(133) در علم اخلاق این شیوه را "مشارطه" گویند که شخصی برای اصلاح نفس خویش هر سحرگاه با خود شرط و قراردادی مجدد می بندد تا که به سوی کمال سیر کند. در گفتاری حکیمانه از امام متقین علیه السلام در آثار پیمان به وفا آمده است: «تعاهدوا امر الصلاة، حافظوا علیها»؛(134) با نماز پیمان وفا بند، تا این که بر آن مواظبت کنی. خداوند متعال به مؤمنان دستور می دهد که در پیمان خود، حتی با مشرکان، تا زمان مقرر به آن پایبند باشید: «فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم» (توبه: 4)؛ پس عهد و پیمان با آن ها را تا مدت مورد قرار به سر رسانید.

13. عدم انتظار پیشرفت سریع(135): پیش از این یادآور شدیم که اهمال کاری در بلندمدت به حالت اعتیاد درمی آید. درمان آن نیز حوصله لازم را می طلبد که بیان آن در این نوشتار نمی گنجد. در اجرای درمان نباید خود را باخت، بلکه باید با امید و تلاش خود را برای درمان آماده کرد.(136) توجه داشته باشید که کارها همیشه در گرو وقت خودش می باشد، تا آن جا که گفته اند: «ان الامور مرهونة باوقاتها»؛ البته هر کاری در گرو وقت خویش می باشد.

14. روش هیجانی غلبه بر اهمال کاری(137): این شیوه، همان روش رفتار شناختی است که از روش عقلانی درمانی(138) کارل راجرز(139) وام گرفته ایم. چون در این روش مراجعان اعتماد به نفس دارند و تأکید بیش تر بر باقی ماندن آن حالت و به تحرک آمدن است، به برخی از فنون عقلانی هیجانی اشاره خواهیم کرد.

وادار کردن فرد به انجام کار(140): به طور طبیعی، حالت شخص از زمانی که خود را باور دارد متفاوت از زمانی خواهد بود که به خود اعتماد ندارد. از این رو، بازخورد او با دیگران در هرکدام از این حالات یکسان نخواهد بود. برای مثال جمله «من مطالعه را دوست ندارم» با عبارت «به طور قطع از مطالعه بی زارم» یکسان نیست. در عبارت دوم، در واقع شما از مطالعه نفرت دارید. در چنین حالتی چه باید کرد؟ تنها راه مبارزه با آفت این بینش است که اگر بنا را بر ادامه تحصیل گذاشته اید، ناگزیر باید وقت بیش تر، تلاش بیش تر، و زمان بیش تری را برای مطالعه صرف کنید. شک نباید کرد که در ما استعداد فراگیری وجود دارد و تنها در ایجاد انگیزه باید تلاش کرد. باید تلقین کنید که کار مشکلی نیست و این مقدار فعالیت از ما ساخته است. آری، تلاش در انجام، تلاش در انجام. امیرمؤمنان علیه السلام می فرمایند: «...متی تکثر قرع الباب یفتح لک»؛(141) هرگاه بر کوبیدن دری اصرار ورزی، سرانجام به رویت باز خواهد شد. و نیز از پیامبرگرامی صلی الله علیه و آله نقل است که فرموده اند: «من قرع بابا و لجّ ولج»؛ هر که دری را کوبید و بر آن اصرار ورزید، ناگزیر آن در باز خواهد شد.(142)

 

 

 

 

منابع و مآخذ

fa.wikipedia.org

www.mihanblog.com

www.mardoman.net

www.asriran.com

www.fekreno.org

www.rasekhoon.net

www.pajoohe.com

www.mign

[ پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳٩ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]
درباره وبلاگ

نازیلا اخوانی وحمیده ولیی ارشد علوم تربیتی مدرس آموزش خانواده ومهارتهای زندگی ومشاوره در امور تربیتی فرزندان
امکانات وب
شاپرک::سرای دانش آموزان ایران