تربیت ماندگار
روانشناسي تربيت 
قالب وبلاگ

 

 

افسردگی

 

 

 

 

میزان افسردگی در نوجوانان حدود 5درصد که در سنین 14 تا 16 سالگی میزان آن از 3 تا 6درصد نوسان است.

تعریف افسردگی

حالتی است که بر کیفیت خلق شخص تأثیر عمیق دارد و نحوه ی ادراک او را از خویش و محیطش دگرگون می سازد «پورافکاری،


افسردگی حالت روانی ناخوشایندی است که با دلزدگی، یأس و خستگی مشخص می گردد و غالباً با یک اضطراب کم و بیش همراه است «دادستان، 1365».

 

علایم افسردگی دوره نوجوانی

فردی که دچار افسردگی اساسی دوره ی نوجوانی است حداقل 5علامت از علایم زیر را دارد:

1- خلق افسرده

2-  کاهش قابل توجه در علاقه نسبت به کلیه ی فعالیت ها، حتی فعالیت های خوشایند

3-  افزایش یا کاهش در اشتها نسبت به غذا با توجه به وزن بدن

4-  بی خوابی یا پرخوابی

5-  آشفتگی و کندی روانی ـ  حرکتی

6-  احساس کاهش انرژی حیاتی، احساس خستگی، کوفتگی و بی رمقی

7-  احساس گناه و احساس بی ارزش بودن همراه با احساس بی کفایتی

8-  کاهش توانایی در فکر کردن و ضعف در تمرکز ذهنی بر موضوع خاص

9-  تشدید افکار مربوط به مرگ و خودکشی

 

شناخت افسردگی

احساس بی ارزشی، بدبختی، بیچارگی و ناامیدی معمولاً در فرد افسرده به وجود می آید. لذا، اینگونه افراد ممکن است به طور واقعی یا غیرواقعی به فکر تمام شکست ها و ناکامی ها خود بیفتد و آینده خود را توأم با بی پناهی و ناامیدی پیش بینی کنند. اینگونه ناامیدی ها ممکن است بیم خودکشی را در فرد به وجود آورد.

 

علایم افسردگی

الف: علایم بدنی افسردگی

1-  خستگی و کوفتگی

2-  اختلال خواب

3-  تغییر در اشتها

4-  اختلالات گوارشی

5-  تغییر در وزن بدن

6-  اختلال در دفع ادرار و یبوست

7-  اختلال در دوره ی قاعدگی

8-  اختلال در فعالیت قلب وعروق

9-  اختلالات حسی

10-                    احساس غیرواقعی بودن

 

عوامل مؤثر در افسردگی نوجوانان

1-  رفتارهای بزهکارانه در سطح خانواده و جامعه مانند پرخاشگری، فعالیت های ضد اجتماعی، اعتراض و سرکشی، قشقرق راه انداختن، فرار از منزل، استفاده از سیگار، مواد مخدر و اختلالات و انحرافات جنسی.

2-  مشکلات مدرسه ای مثل مدرسه هراسی، عدم پیشرفت تحصیلی، مدرسه گریزی و اخراج از مدرسه

3-  مشکلات برقراری رابطه با گروه همسن و سال و طرد شدن توسط آنها

نگرشی که افراد افسرده نسبت به خود دارند، ممکن است در اثر رابطه ی نامناسبی که والدین در دوران کودکی با آنها داشته اند، ایجاد شود. این رابطه می تواند شامل طرد شدن و ارزیابی های منفی گرایانه ی والدین نسبت به آنها، محروم شدن از محبت والدین و ایجاد احساس گناه و اضطراب در کودک توسط والدین باشد. البته باید متذکر شد که در ابتدای دوره ی نوجوانی احتمال بروز علایم بارز افسردی بزرگسالی در نوجوان کم است و در صورت بروز آن در نوجوانان کم سن و سال تر می توان علایم افسردگی را به صورت خود بیمارانگاری، چاقی و سستی و مشکلات تمرکز در رفتارشان مشاهده کرد.

 

درمان افسردگی

برای تغییر دادن برنامه های تقویت کننده حاکم بر رفتار فرد افسرده باید تغییری در برنامه فعالیت های روزمره ی وی ایجاد شود. لذا باید شرایط محیطی و تاریخچه ی عوامل مؤثر در بیماری مطالعه و بررسی شود تا رویدادها و اشیایی که میتوانند در بیمار اثر تقویت ننده داشته باشند شناسایی و مشخص شوند تا بتوان به درمان بیمار پرداخت. برای رسیدن به این اهداف باید از یک یا چند مورد از راه های زیر استفاده نمود:

1-  تشخیص مشکلات. مشکلاتی که بیماری فرد را تشدید می کند باید شناسایی شود. سپس برای برطرف نمودن آن اقدام نمود تا شکست های احتمالی که تفکرات منفی را به همراه دارند به موفقیت ها که تقویت مثبت را به همراه دارند، تبدیل شوند.

2-  روان درمانی به وسیله مشاوران، روان شناسان و روان پزشکان. در این روش باید از انواع روش های روان درمانی کمک گرفت تا شخص بیمار گذشته اش را التیام بخشد. برای رسیدن به این هدف از طرح مسایل زیاد برای بیمار خودداری می شود تا وی بتواند به آینده اش خوشبین شود.

3-  افزایش فعالیت های خوشایند و مطبوع. مشخص کردن نوع فعالیت هایی که برای فرد بیمار جالب است از اهمیت خاصی برخوردار است. با شناخت این فعالیت ها می توان شرایطی جهت افزایش فراوانی آن رفتارها ایجاد نمود.

4-  افزایش مهارت های اجتماعی. ابتدا باید مشخص نمود چه حوزه هایی از روابط اجتماعی به تشویق و اضطراب منجر می شوند تا بتوان از مهارت های موجود کمک گرفت و واکنش های عاطفی را که باعث اختلال مهارت های اجتماعی می شوند نشان داد. لذا با بالابردن تعداد رویدادهای مطبوع در محیط مریض بهتر می توان به روابط متقابل پرداخت.

5-  دخالت های گروهی. انجام بعضی تمرین های ساده و کوچک مشخص شده و درجه بندی شده با اعضای خانواده می تواند کمک کند تا بیمار بتواند در راه تعلیم موفقیت های گروهی که باید از آن استفاده نماید، گام های مؤثرتری بردارد و در ارتباط با اعضای گروه از نتیجه و بازتاب رفتار خود در گروه آگاه شود.

6-  ایجاد مهارت های شناختی. افراد افسرده معمولاً دارای افکار منفی و بی فایده هستند و از آینده ی خود رنج می برند. بسیاری از این بیماران معیارهای رفتار، موفقیت بالا و سختگیرانه ای برای خود دارند. لذا، مهارت های اجتماعی و شغلی فعلی خود را برای رسیدن به آنها کافی نمی دانند تغییر دادن اصلاح این جنبه های ذهنی یا شناختی مورد توجه رفتارگرایان است.

7-  روش فرافکنی زمان لازاروس. اساس این روش عبارت است از تصور یا تجسم حوادث و فعالیت های مثبت و مطبوع در آینده، مواقعی که احساس افسردگی به بیمار دست می دهد. این فعالیت های لذت بخش از کارهای ساده ای چون خوردن یک غذای لذیذ یا گرفتن دوش آبگرم تا فعالیت های فکری، کوشش و صحبت با دوست مورد علاقه را می تواند در برگیرد «فرجاد، 1373».

با کشف داروهای جدید افسردگی در اواسط 1950 پیشرفت عظیمی در درمان افسردگی به وجود آمد. رویکرد دارو درمانی بر اختلالات خلقی موجب تحول در درمان آنها و تأثیر شگرف بر سیر اختلالات خلقی و کاهش هزینه های ذاتی آن برای جامعه شده است.

 

[ سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٩ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نازیلا اخوانی ارشد علوم تربیتی مدرس آموزش خانواده ومهارتهای زندگی ومشاوره در امور تربیتی فرزندان می توانید برای مراجعه حضوری با تعیین وقت قبلی به مرکز مشاوره سلامت مراجعه فرمایید. شماره تماس 77209524
امکانات وب
شاپرک::سرای دانش آموزان ایران