تربیت ماندگار
روانشناسي تربيت 
قالب وبلاگ

99% کسانی که در زندگی
خویش احساس آرامش میکنند ...



در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است ...


اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است ...


دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد ...


کسانی که روح ناامید دارند مقصرترین مردم هستند ...


کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد...



پیروزی یعنی خواستن ...


 

 

خدا همان لبخندیست که روی لبان کودکی سرطانی نقش بسته و این لبخند
حاصل عشق تو و کمک تو به آن کودک است.


خدا همان تبسم فرد مسنی است که دست او را گرفته ای و از خیابان رد کرده ای.


خدا همان خوشحالی همسایه ی پیریست که کسی را ندارد و زمانی که زنگ دربش را میزنی و
میگویی آمده ام تا به شما سر بزنم.


خدا همان لحظه ی بزرگیست که وقتی کسی را آزرده ای، با تمام شهامت و بزرگی از او
طلب

بخشش و عشق میکنی.

و خدا ...

بیایید خدا را در رفتار روزمره خود معدوم نکنیم و او را در اعمال روزانه خود متجلی سازیم.

و خدا یعنی تمامی آنچه هست ...

 

 
وقتی شرایط
طبق انتظارتان پیش نمی رود،

می تواند ناامید کننده یا سرگرم کننده باشد،

انتخاب شما بستگی به

نگرش ، عکس العمل و سطح پذیرش تان دارد.

 

خدا می فرماید:

 

بنده ی من تو یک قدم برای من بردار من چندین قدم برای تو بر میدارم تو به سوی من بیا من هم با رحمتم تو را در آغوش می گیرم.....

هر کس مرا دوست بدارد، دوست من است و من همنشین کسی هستم که با من
همنشینی کند و مونس کسی هستم که با من هم صحبت شود. کسی را بر می گزینم که مرا
اختیار کند. مطیع کسی هستم که از من اطاعت کند. هر بنده ای که مرا دوست بدارد و من
از قلب او این محبّت را ببینم، چنان او را دوست می دارم که کسی بر وی سبقت نگرفته
باشد. و هر کس حقیقتا مرا طلب کند، مرا می یابد و هر کس غیر از من را طلب کند هرگز
مرا نمی یابد. پس ای مردم روی زمین! غرور های خود را از خود دور کنید و به سوی من
بیایید. با من اُنس بگیرید، تا من هم با شما مأنوس شوم و به محبّت شما پیشدستی
کنم.

 

 

ممنونم از دوست و همکارخوبم هاجر برادران وبلاگ تعلیم وتربیت 

[ پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٦:٢٢ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

چند نکته در مورد تفاوت مغز دختران وپسران در آموزش ویادگیری

 

 

 

**دخترها سریع تر از پسرها خواندن را یاد می گیرند.

*پایه واساس یادگیری به نماد های دیداری نیست بلکه به تجربه خوب شنیدن است.ودر ازمون شنیداری دختران بیشترین امتیاز را کسب کردند.

*در نتیجه چون پسرها بیشتر از ابزار بینایی استفاده می کنند اما دخترها از ابزار شنیداری به این علت در خواندن موفق تر هستند.

*اگر آموزش برمنوال من حرف می زنم تو گوش بده باشد به زیان دخترها تمام میشود.

*دخترها به آموزشی علاقه دارند که در آن مشارکت فعال داشته باشند.سوال کنند وجواب بگیرند.

 

*پسرها کم سن به دیدن علاقه دارند وبا دیدن آموزش می بینند.

*پسرها تحت تاثیر شرایط مغزی خود کنجکاو هستند ومی خواهند شخصا جواب ها را به دست آورند.

 

*دخترها در گوشه ای جمع می شوند به حرف های هم گوش می دهند و رازهاشون بهم میگن. دخترها در برقراری ارتباط ومشارکت ودوستی بیشتر اهمیت می دهند.

 

*پسرها با هم رقابت دارند.می خواهند بریکدیگر مسلط شوند.

* در مدرسه از هجی کردن ونوشتن  زود خسته می شوند.

 

*پسرها در ریاضی موفق تر از دختران عمل می کنند.

 

*پنهان کردن استعداد خواندن در دختران وپسران زیانهای فراوانی تولید کرده است. این موضوع سبب یاس وناامیدی پسرها در مدرسه می شود زیرا آنها در مقایسه با دخترها خواندن ونوشتن را دیرتر یاد  می گیرند.

 

*اولیای محترم اگر بدانید چه تفاوتهای بیشتری در قسمت آموزش بین پسرها ودختران است دیگر آنها رو تنبیه وسرزنش و مقایسه نمیکنید.

 

 

(برای اینکه بدانید تفاوت مغز زن ومرد را در تمام مراحل کاری وتحصیلی وزندگی لطفا به کتاب جنسیت مغز نویسنده :دکتر آن مویر و مترجم :آفای مهدی قراچه داغی مراجعه کنید . آن وقت بهتر وبیشتر متوجه می شوید که چیزی به اینکه ما تفاهم نداریم وجود ندارد به طور کلی باید زنان ومردان تفاوت در همه نکات داشته باشند.به علت تقاوتی که در عملکرد مغز وجود دارد.

 

 

 

 

[ پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٤:٥٩ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

دلت را بتکان ..

 

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...


دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!


حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند ...


کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

 حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا


و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او"...

خـانه تـکانی دلـت مبـارک

 

[ شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]


 

کسانى که دستخطى نامرتب دارند

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند.

 



کسانى که دستخط مرتب و خوانایى دارند


مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.



کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند


احتمال اینکه فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاد است و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.


کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند

به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.


کسانی که دستخط تند و شتابزده اى دارند

احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از اینکه در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.



کسانی که دستخط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند

در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستند و نمى توانند قبول کنند که گاهى باید با دیگران کنار بیایند و به آن ها توجه کنند و همچنین اطرافیان به ندرت از آنچه درون آنها مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.



کسانی که دستخطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند

این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که در خواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند.



کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد

احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت و اعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.


کسى که دستخط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد

این فرد، فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند.


کسی که دستخط ملایم و کشیده اى دارد

آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند.



کسى که کلمات را با فاصله و بازباز مى نویسد

خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران خدمت مى کند.


احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آنها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند.



اگر کلمات را درهم و فشرده مى نویسید

احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید.


اگر شما خود را داراى دستخط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید

احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید.



اگر درشت مى نویسید

این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید.

 

[ شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۸:۱٧ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

آدم های موفق30 فرق دارند

 

 

 

1-  فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

 

2- از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

 

3- روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

 

4- هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان‌ آید.

 

5- مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6- سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها رادر مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

7- به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیرمنفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.


8- سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش

 چیست؟- آنها مسوولیت کارهایشان ونتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

 

9- وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهیرا برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خودتوقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

 


10- همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی کرده و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان راانجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

 


11- خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند، متحد می‌کنند. آنهااهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند

.
12- بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارندزندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

 


13- به‌وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می‌کنند به جای اینکه صرفاتماشاگر زندگی باشند.

 


14- بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

 


15- در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌کنند و زندگی‌شان را در انتظاررسیدن بهترین  زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

 


16- آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند.

 


آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.
17- همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

 


18- دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با ازشاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

 


19- ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

 


20- با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذارروبه‌رو می‌شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند.با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

 


21- منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند.آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

 


22- وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند

.
23- بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

 


24- ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.


25- برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند.زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

 


26- در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن درشرایط سخت را می‌فهمند

.
27- ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

 


28- تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول وموفقیت مترادف هم نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی درسطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

 


29- اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و ازاینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.


30- از خودشان مطمئن هستند.

 

[ جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

 

حکایـت جـاری مـن، تـو، او

 

 

 



من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم

تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا !

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدرسه کنار خیابان آدامس میفروخت !

معلم گفته بود انشا بنویسید
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت ؟

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود !

معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت و علم گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید !

سال های آخر دبیرستان بود
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده

من باید بیشتر درس می خواندم و دنبال کلاس های تقویتی بودم
تو تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد
او اما نه انگیزه داشت نه پول، درس را رها کرده و دنبال کار می گشت

روزنامه چاپ شده بود
هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم
تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود !

من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به این فکر کنم که کسی؛ کسی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه آن را به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه !
برای اولین بار بود در زندگی اش که این همه به او توجه شده بود !!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود !

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند

من خوشحال بودم که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند !

زندگی ادامه دارد ...
هیچ وقت پایان نمی گیرد ...

من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است !!!
تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است !!!
او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!

من، تو، او
هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم

اما من و تو اگر به جای او بودیم
آخر داستان چگونه بود ؟؟؟

هر روز از کنار مردمانی می گذریم که یا من اند یا تو و یا او ؛
و به راستی نه موفقیت های من به تمامی از آن من است و نه تقصیرهای او همگی از آن اوست ...

 

 

[ جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱٧ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

کودکان بد سرپرست وتک سرپرست

بی‌سرپرستی: شرایطی که کودکان به هر دلیل هر دو سرپرست خود را از دست داده‌اند.

تک ‌سرپرستی: شرایطی که کودکان به هر دلیل یکی از والدین خود را از دست داده‌اند.

بدسرپرست: شرایطی که هر چند کودکان دارای سرپرست هستند، لیکن سرپرستان وی فاقد صلاحیت لازم از جهات مختلف برای حضانت وی می‌باشند.

 

انسان وقتی یک گام در جهت رشد شخصیت خود برمی‌دارد، نیازهای اجتماعی از قبیل نیاز به توجه، نیاز به تعلق داشتن و نیاز به تحسین و محبت از خود نشان می‌دهد. خانوادهبعنوان یک گام مهم، اهمیت ویژه‌ای در دوران مختلف رشد، بویژه دوران نوجوانی جلوه‌گر می‌نماید و در صورتیکه والدین نتوانند به دلایل گوناگون از عهده رفع نیازهای کودکان و نوجوانان برآیند، تأثیرات نامطلوبی را در تداوم زندگی آنان برجای می‌گذارند. این تأثیرپذیری زمانی بیشتر می‌شود که والدین که الگوهای رفتاری کودکان و نوجوانان هستند، بدلایل مختلفی چون، بزهکاری، اعتیاد، سوءرفتار، بیماری صعب‌العلاج، مسایل اخلاقی، زندانی شدن و... صلاحیت خود را به لحاظ ارزشی و الگویی نزد فرزندان از دست بدهند.

تأثیر سوء رفتار بر کودکان

الف- استفاده‌ی نابجا از خشونت و شدت عمل

یکی از شایع‌ترین عوامل که اثرات تربیتی سویی در فرزندان مخصوصاً نوجوانان برجای می‌گذارد، استفاده‌ی بیجا از خشونت و شدت عمل است. چه بسا افرادی که قربانی خشونت والدین بویژه پدر شده و از تربیت سالم محروم گشته‌اند. اینگونه افراد به علت برخوردهای خشن و مستبدانه، گرفتار عقده‌ی حقارتند و این امر سرچشمه‌ی بسیاری از رفتارهای نادرست در آنهاست.

کبر و غرور یکی از رفتارهای ناشایست است که از عقده‌ی حقارت سرچشمه می‌گیرد و یک عکس‌العمل روانی در مقابل عقده‌ی حقارت است.

علاوه بر آن رفتار خشونت‌آمیز پدر یا مادر فضای خانه را از صمیمیت و همدلی عاری می‌سازد و بذر کینه و دشمنی را در ضمیر فرزندان می‌پاشد.

گرچه خشونت در کوتاه‌ مدت منجر به تسلیم شدن کودکان یا نوجوانان می‌گردد لیکن در درازمدت می‌تواند رابطه‌ی روحی و پیوند عاطفی آنان با والدین را دچار آسب نماید.

تداوم خشونت بویژه در دوره‌ی نوجوانی موجب پیدایش بدبینی نسبت به زندگی و احساس پوچی و بدبختی در نوجوانان می‌شود. و پیدایش این روحیه زمینه را برای انواع انحراف‌ها فراهم می‌سازد. فلذا آنان بدنبال مفرّی برای جایگزین سریع آرامش از دست رفته‌ی خود ولو بطور موقت می‌باشند و این مفّر راه را به سوی گرایش به اعتیاد، درستی‌های خطرناک و انحرافات جنسی می‌گشاید.


انواع کودک آزاری

دکتر سعید ممتازی کودک آزاری را به سه دسته آزار جسمانی ، جنسی و بی توجهی نسبت به کودک تقسیم بندی و تعریف می کند.

دکتر کبری شاکری متخصص زنان و زایمان نیز معتقد است کودکان حتی پیش از تولد مورد سوء رفتار قرار می گیرند . خشونت آگاهانه یا ناآگاهانه نسبت به زن باردار یکی از انواع کودک آزاری قبل از تولد تلقی می شود که می تواند منجر به صدمه یا مرگ جنین شود.


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٠ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٤:٤٩ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

10نکته ای که دانشمندان در مورد مغز مردان کشف کردند.

 

 

 

آیا درک چیزهایی که در ذهن شوهرتان می گذرد، برایتان سخت است؟ این کار برایتان ساده تر خواهد شد اگر این 10 نکته را که دانشمندان در مورد مغز مردان کشف کرده اند، بدانید. مغز مرد در طول زندگی اش تغییر وتحول پیدا می کند...

هر زنی برای انتخاب جفتی برای ادامه زندگی،  باید این چیزها را بداند.

 

1. مردان احساساتی ترند

 

گرچه تصور عمومی این است که زنان احساسی تر از مردان هستند، اما پژوهش ها نشان داده است که نوزادان پسر نسبت به نوزادان دختر واکنش  های عاطفی بیشتری از خود نشان می دهند. یک بررسی در سال 2008 نشان داد که مردان در بزرگسالی نیز واکنش های عاطفی را با شدت بیشتری بروز می دهند. البته پیش از آنکه از عواطفشان در موردی آگاه شوند

 

 

2. مردان در برابر تنهایی حساس ترند

 

گرچه تنهایی می تواند برای سلامت مغز هر کسی زیانبار باشد، اما مردان سالمند نسبت به آن خیلی آسیب پذیرترند. مردان نسبت به زنان کمتر برای برقراری ارتباط تلاش می کنند،  در نتیجه تنهایی  آنها تشدید می شود و این تنهایی اثر آسیب رسانی را بر مدارهای اجتماعی مغزشان باقی می گذارد.

 

3. مردان بر حل مسائل متمرکزند

 

با اینکه بسیاری از بررسی ها نشان می دهند زنان نسبت به مردان احساس همدلی بیشتری از خود بروز می دهند اما ممکن است قضیه به این سادگی نباشد؛ ممکن است سیستم همدلی مغز مردان هنگامی که شخصی تحت استرس قرار دارد یا مشکلی را ابراز می کند، به سرعت عمل نکند، اما بخشی از مغز که مسوول «حل مسائل» است،  به سرعت عکس العمل نشان می دهد و باعث کمک رساندن مردان به دیگران می شود.

 

4. مغز مردان برای خیره شدن به زنان برنامه ریزی شده است

 

هورمون تستوسترون را به پرخاشگری و خصومت ارتباط می دهند اما این هورمون مسوول میل جنسی هم هست و مردان نسبت به زنان 6 برابر بیشتر از این هورمون در خونشان دارند. دانشمندان دریافته اند این هورمون بخش تسلط بر رفتارهای تکانه ای و غریزی را مختل می کند. گرچه این موضوع نیاز به بررسی بیشتری دارد، اما می توان گفت مردان درست مثل هواپیمایی که روی دستگاه «خلبان خودکار» قرار گرفته باشد، به زنان خیره می شوند و در عین حال وقتی زن از میدان دیدشان خارج  شد،  او را فراموش می کنند.

 

5. مردان از قلمروشان دفاع می کنند

 

بخشی از غریزه مردانه، دفاع از قلمرو  است. گرچه در مورد انسان ها باید پژوهش های بیشتری انجام شود، اما در پستانداران مذکر، بخشی از مغز که مسوول «دفاع از قلمرو» است، از بخش مشابه در پستانداران مؤنث بزرگ تر است. با اینکه زنان نیز دارای حس مالکیت هستند، اما مردان با احتمال بیشتری ممکن است هنگامی که زندگی عشقی یا قلمرو شان در معرض تهدید قرار می گیرد، پرخاشگری کنند.

 

6. مردان از سلسله مراتب فرماندهی استقبال می کنند

 

مردان هنگامی که سلسله مراتب قدرت حالت ناپایداری دارد، احساس اضطراب می کنند اما سلسله مراتب فرماندهی ثابت و پایدار، مانند نیروهای نظامی یا محیط های کاری، تستوسترون آنها را کاهش می دهد و پرخاشگری شان را مهار می کند.

 

7. مغز مردان واقعا در طول زمان بالغ می شود

 

اشتغال خاطر با سلسله مراتب قدرت که از سنین بسیار پایین (حدود 6 سالگی) آغاز می شود، برانگیزاننده رقابت میان مردان است و به همین دلیل مدام به هم متلک می گویند. البته بروز پرخاشگری کلامی بسیار بهتر از نمود عملی بیرونی آن است. بررسی های روان شناختی نشان داده اند که با افزایش سن، علاقه مردان به برتری طلبی کاهش می یابد و در عوض توجه بیشتری به رابطه هایشان و بهبود روابط اجتماعی پیدا می کنند. احتمالا این تغییر مردان، تا حدی به کاهش تدریجی میزان تستوسترون با افزایش سن مربوط است.

 

8. مغز مردان برای پدر شدن آمادگی پیدا می کند

 

مغز مردان چند ماه پیش از اینکه پدر بشوند، برای همکاری با همسرشان آمادگی پیدا می کند. یک بررسی در سال 2000 نشان داد که پدران آینده تغییراتی هورمونی را پشت سر می گذارند؛ هورمون پرولاکتین شان بالا می رود و هورمون تستوسترونشان کاهش پیدا می کند و به این ترتیب احتمالا رفتار پدرانه در آنها تقویت می شود.

 

9. شیوه بازی مردها با بچه ها یشان فرق می کند

 

شیوه بازی پدرها با بچه ها خاص خودشان است. شیوه آنها در انجام بازی های مبارزه جویانه، دارای خودانگیختگی بیشتر و برانگیزاننده، به یادگیری بهتر کودکان کمک می کند، به آنها اعتماد به نفس بیشتری می دهد و آنها را برای دنیای واقعی آماده می کند. بررسی ها نشان داده احتمال بروز رفتارهای پرخطر جنسی در کسانی که پدرهایشان توجه زیادی به آنها داشته اند، کمتر است.

 

10. مغز مردان و مسأله ازدواج

زنان می خواهند استقرار پیدا کنند و مردان می خواهند خانواده دار و بچه دار شوند. نتایج یک بررسی که در سال 2007 انجام شد، نشان می دهد خیانت های مردان با احتمال بیشتری پیش از 30 سالگی رخ می دهد. پس از این سن، آنها معمولا بر تامین نیازهای خانواده شان متمرکز می شوند.

 

[ یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳٢ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

چرا دانش آموزان تقلب می کنند؟

 

 

 

 

برداشت ما این است که در سالهای اخیر در مدارس گرایش به تقلب به شدت افزایش یافته است و یکی از دلایل مهم آن هم تحت فشار قرار گرفتن مدارس برای افزایش درصد قبولی از مدیران بالا بوده است...

 

 


تقلب


همه ما با معنی و مفهوم تقلب آشنا هستیم گر چه تقلب میتواند به مصداقهای زیادی تعمیم داده شود اما منظور ما تقلب در امتحانات درسی است.شاید کمتر کسی باشد که تقلب نکرده باشد اما این گستردگی باعث آن نمی شود که زشتی آنرا از بین رفته بدانیم. بلکه تلاش ما باید این باشد که با این پدیده مبارزه کنیم.

تقلب رفتاری است غیرصادقانه، طی طریقی است به غیر از شیوه شرافتمندانه، و رسیدن به واقعیت و حقیقتی است غیر از طریق مشروع و نشان دادن خود با چهره ای وارونه و غیرصحیح. تقلب نوعی دزدی است، منتها دزدی در مال نیست، بلکه دزدی رتبت و مقام و موقعیت و از این قبیل است. بر اثر آن آدمی سعی دارد چیزی را از آن خود کند که شرعاً یا عرفاً از آن او نیست و در تملک آن موقعیت و مقام راه شرافتمندانه را طی نمی کند. تقلب در حقیقت کوتاهترین راهی است که آدمی برای طریق و رسیدن به مقصود خود انتخاب می کند و سعی دارد با میان بُر زدن به جایی برسد که دیگران در سایه کوشش ها و تلاش های مداوم بدان جا می رسند.

کودکان دیگر در سایه درس خواندن و رنج بردن به قبولی


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

چرا شکست در عشق سخت و زجر آور است؟

 


 زمانی که شما در فرآیند جدایی وارد می‌شوید یکی از بهترین مواهب زندگی را از دست می‌دهید. مغز شما طوری فعالیت می‌کند که شما را وادار به بازگرداندن همسرتان کند و این حالت می‌تواند به شکل اعتیاد گونه عمل کند.

 



دانشمندان معتقدند دلیل اصلی دشوار بودن جدایی و شکست عشقی در مغز انسان نفهته است. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که دچار این حالت می‌شوند مشابه با اشخاصی هستند که برای ترک اعتیاد تلاش می‌کنند.



با بررسی مغز افرادی که به تازگی دچار شکست عاطفی شده و برای مثال طلاق را تجربه کرده‌اند دانشمندان متوجه شکل الگوهای خاصی در مغز انسان شدند که به این مشکل دامن می‌زند.

دانشمندان متوجه شدند مردان و زنانی که طلاق را تجربه کرده‌اند با نگاه کردن به عکس همسر سابقشان نواحی خاصی در مغزشان فعال می‌شود که مرتبط با کنترل احساسات، دریافت پاداش و نیاز اعتیاد گونه است و علاوه بر آن احساس وابستگی و درد و رنج حاصل از جدایی را در فرد تقویت می‌کند.

این مطالعات نشان می‌دهد که چرا برای بسیاری از افراد غلبه بر حس ناشی از جدایی مشکل است و چرا برخی در هنگام بروز این مشکلات عاطفی رفتارهای افراطی مانند خودکشی از خود نشان می‌دهند.

دکتر هلن فیشر از دانشگاه راتگرز که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: عشق مانند اعتیاد است. احساس علاقه می‌تواند مانند یک اعتیاد قدرتمند در بدن انسان شکل بگیرد که جدایی می‌تواند تاثیرات بسیار مخربی روی ذهن و روان انسان‌ها داشته باشد.

فیشر در این باره گفت: ما فکر می‌کنیم که شکل مغز برای پذیرش عشق از میلیون‌ها سال قبل برنامه ریزی شده است که باعث می‌شود اجداد ما بتوانند انرژی و وجود خود را برای یک نفر متمرکز کنند و فرآیند همسریابی را آغاز کرده و ادامه دهند.

زمانی که شما در فرآیند جدایی وارد می‌شوید یکی از بهترین مواهب زندگی را از دست می‌دهید. مغز شما طوری فعالیت می‌کند که شما را وادار به بازگرداندن همسرتان کند و این حالت می‌تواند به شکل اعتیاد گونه عمل کند.

فیشر و همکارانش مغز 15 داوطلب را که به تازگی دچار شکست عاطفی شده بودند اسکن کردند. این افراد با وجود پایان یافتن زندگی مشترکشان هنوز هم به همسر خود علاقه داشتند. به طور متوسط این افراد دو سال با همسر خود زندگی کرده بودند و تقریبا 2 ماه بود که از او جدا شده بودند.

در این تحقیقات از سوالات خاصی استفاده شد تا شدت عشق و علاقه این افراد بررسی شود. بررسی‌ها نشان داد که این افراد 85 درصد از اوقاتی را که در بیداری هستند به همسر خود فکر می‌کنند.

این تحقیقات نشان داد نگاه کردن به تصویر همسر سابق باعث فعال شدن قسمت‌هایی از مغز می‌شود که با پاداش و انگیزه مرتبط هستند. این ناحیه در افراد علاقه مند هم به شدت تحریک می‌شود و رضایت فرد از زندگی گذشته‌اش یا داشتن خاطرات بد از آن دوران معمولا تاثیری در فعالیت این ناحیه ندارد.

به عبارت دیگر جدایی برای بسیاری از انسان‌ها بسیار مشکل است و حتی می‌تواند فرد را با مشکلات عاطفی شدید مانند افسردگی و ناامیدی رو به رو کند.

چاره چیست؟


البته برای این افراد روش‌هایی هم برای غلبه بر این احساس وجود دارد. دانشمندان متوجه شدند زمان بهترین مسکن است. هرچه زمان بیش‌تری از جدایی می‌گذرد به همان اندازه فعالیت بخش‌های مرتبط کاهش پیدا کرده و ممکن است از شدت علاقه فرد کم شود.

گذشت زمان سبب می‌شود فرد بتواند منطقی‌تر در مورد گذشته خود بیندشید و خوبی‌ها و بدی‌های آن را بهتر بسنجد. این موضوع سبب می‌شود او بتواند بهتر در مورد گذشته خود قضاوت کند.

این بررسی‌ها هم‌چنین نشان می‌دهد صحبت کردن در مورد این موضوع یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اثرات آن است.

با این کار شرایطی برای مغز فراهم می‌شود که می‌تواند بهتر در این مورد تفکر کند و روش‌های موثری برای کنار آمدن با آن ابداع کن.

 

[ پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

ازکودکی ام بزرگیم را بشناسید. 

 

 

 

 

تجربه هایی که در کودکی داشته ایم، بر رفتارهای ما در بزرگسالی تاثیر می گذارند و ناخواسته و ناخودآگاه ، با همسرمان رفتاری مشابه والدین خود داریم. درک این حقیقت، نخستین گام برای بازسازی یک ارتباط مخدوش شده است...

 

فرزندان ما هم از ما می آموزند و رفتارهایمان بر نسل آینده هم تاثیر خواهدگذاشت.

 

ما در کودکی و نوجوانی از عوامل مختلفی تاثیر می گیریم؛ دوستان و همسالان، معلم ها، خویشاوندان، فرهنگ اطرافیان و بالاخره از همه مهم تر والدینمان. روان شناسان می گویند بخش مهمی از یادگیری ما در ۶ سال اول عمرمان و زمانی که با والدین در خانه تنها هستیم، اتفاق می افتد. والدین نه فقط با رفتاری که با کودکشان دارند، بلکه از طریق روابطشان با یکدیگر تاثیر عمیقی بر رفتارهای فرزندشان در آینده می گذارند. هر چقدر میزان رضایت والدین از ازدواجشان بیشتر باشد، فرزند آنها نیز به احتمال بیشتری در زندگی زناشویی آینده اش احساس رضایت خواهدکرد. اگر والدین به یکدیگر عشق بورزند و برای هم احترام قائل باشند، فرزند آنها نیز در بزرگسالی چنین رفتاری با همسر خود خواهدداشت.

 

البته این به آن معنا نیست که همه کودکانی که در خانواده های از هم گسیخته و پرآشوب بزرگ شده اند، حتما در روابط آینده شان شکست خواهندخورد. گاهی فردی غیر از والدین محبت و حمایت مورد نیاز کودک را نثار او و نقش الگوی مثبت را در زندگی او ایفا می کند؛ شخصی مثل خاله، عمه، دایی یا معلم. با وجود این همه روان درمانگران بر این باورند که چنین افرادی باید بسیار بیشتر از دیگران برای شناخت مشکل های خود و حل کردن ضعف های شان در آینده تلاش کنند.

 

● شکل گیری روابط در بزرگسالی

 

رویدادهایی که در کودکی در خانواده شاهدش بوده ایم، از راه های متعددی بر روابط ما در بزرگسالی تاثیر می گذارند. گاهی کاملا مشخص است که کدام تجربه دوران کودکی فرد باعث بروز رفتاری در بزرگسالی او شده است؛ مثلا کودکی که در سن پایین موردآزار جنسی قرارمی گیرد، ممکن است در آینده نتواند رفتارهای جنسی سالمی داشته باشد. چنین فردی حتی اگر ازدواج کند، معمولا از برقراری روابط جسمی نزدیک با همسرش واهمه دارد زیرا در ذهن او با این روابط، خطر تداعی می شود.


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٧:٤٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]



ای کاش هموطنان این سی‌ هفت درد را چندین بار بخوانند که ملکه ذهنشان بشود...!!!‌ای کاش.

  

 

 

 

 

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد .. سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!

 

در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند،این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد..!

 

به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:



 1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

 

2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

 

4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.

6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.

 

8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.

 

10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.

 

11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.

 

12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.

13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.

14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند،ولی ما شاعر و فقیه!

15-زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.

 

16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.

17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.

18-غربی ها اطلاعات متعارف خود را روی شبکه اینترنت در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.

19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم

.
20-غربی ها و بعضا دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.

21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.

 

22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.

23-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.

24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.

25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.


 

26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

 

27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.

 

28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.

29-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.

 

30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.

 

31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.

32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.

33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.


34-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.

 

35-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.

 

36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.

37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم

 

 

 

[ جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

چطور به روابط نامشروع نه بگویید

 

 

 

 

شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که حد و مرز روابط را چطور تعیین کنند؟

 

 

 

شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که حد و مرز روابط را چطور تعیین کنند؟ وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟ چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟

 

تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید.

 

می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.

بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.

می گوید: رفتارت بچگانه است...

بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربه است. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.

می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.

بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایش این نیست که بخواهم خودم را قربانی کنم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.

می گوید: همه این کار را می کنند.

بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من درست است.

می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید اجازه بدهی دیگران بیشتر به تو نزدیک شوند.

بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.

می گوید: ولی من دوستت دارم.

بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساساتم پایمال نکن.

می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.

بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهم که چقدر دوستت دارم.

می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.

بگو: من و خدای خودم که این را می فهمیم.

می گوید: تو مرا تشنه خودت کردی و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟

بگو: من مسئول هیجانات نابجای تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به گناه و عذاب وجدان و سرزنش بیندازم و خلاف آنچه که به صلاح زندگیم هست عمل کنم. تو باید خودت را کنترل کنی.

می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.

بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.

 

 

فراوری: فاطمه ایمانی

 

[ جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

با کم حرفی شوهرم چه کنم؟؟؟

 

 

ممکن است همسرتان در جمع های خانوادگی کم صحبت کند و یا بعد از برگشتن از محل کار توضیحی از کار روزانه و اتفاقاتی که افتاده ندهد و در مقابل سوال و اعتراض شما به اتاقی رفته، در را به روی خویش ببندد...

 

خانمی با خوشحالی از سر کار به خانه می‌آید تا به شوهرش خبرهای خوبی بدهد. وقتی به خانه می‌رسد با هیجان به شوهرش اطلاع می‌دهد که در شغلش ترفیع یافته است و می‌خواهد جزئیات را مو به مو با او در میان بگذارد. اما شوهر، طبق معمول، تمایلی به صحبت کردن و یا شنیدن نشان نمی‌دهد. او تنها لبخندی می‌زند و تبریک می‌گوید و سپس به سراغ کارهای خود می‌رود. این خانم برای هزارمین بار از خود می‌پرسد که چرا او و شوهرش خیلی کم با هم حرف می‌زنند و چرا او تمایلی ندارد در مورد ارتقای شغلی من بیشتر بداند. این خانم می‌گوید: «من می‌دانم که او به من اهمیت می‌دهد و از پیشرفت من خوشحال می‌شود. هر وقت از او می‌پرسم آیا مشکلی وجود دارد، می‌گوید نه، همه چیز عالی است، اما به گمان من این‌طور نیست. در حقیقت، سکوت او به شدت بر رابطه ما تأثیر گذاشته. من احساس آزردگی، عصبانیت و گیجی می‌کنم.»

می‌خواهم موضوعی را بگویم که شاید بسیاری از خانم‌ها نشنیده باشند. بهتر است بی‌پرده بگویم اینکه آقایان بر خلاف تصور خانم‌ها چندان هم کم حرف نیستند. بسیاری از زنان تصور می‌کنند که همسرانشان قوی ولی خیلی کم حرفند. در واقع خانم‌ها در شگفتند که این همسران قوی چرا درباره احساسات و افکار خود چیزی نمی گویند یا به‌ اصطلاح همه اش توی خودشان هستند.

اما، واقعیت این است که مردان هم دوست دارند در باره امید‌ها و آرزو‌ها، ترس‌ها و افکار، احساسات و عواطف خود حرف بزنند.

شما سعی می‌کنید ساعتی را با همسرتان و به دور از جار وجنجال بچه‌ها تنها بمانید به آن امید که شاید کمی هم در باره خودتان و زندگی مشترکتان با هم گفتگو داشته باشید اما، غالبا مثل مجسمه ابوالهول ساکت می‌ماند.

 

آن وقت است که از خودتان می‌پرسید: چی شده؟ چرا چشم از تلویزیون بر نمی دارد؟ چرا از خودش، روابطمان یا مسائل و مشکلات مالی که داریم حرفی نمی‌زند؟ چرا به سر و


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

چطور ارتباطات آسیب دیده یا قطع شده را بهبود بخشیم؟

 

 

 

 هیچ ایامی بدتر از زمانی نیست که ارتباط بین دو دوست یا همکار خوب یا یک زوج عاشق، به هر علتی خراب شده باشد و علیرغم اینکه هر دو طرف از دوری یکدیگر رنج می‌برند اما هیچکدام پیشقدم نشوند تا دوباره این ارتباط آسیب دیده را بهبود بخشند

همیشه برای شروع دوباره امید هست. ارتباطات بین دو نفر که یکدیگر را بسیار دوست دارند، ممکن است ناگهانی و بعضا بدون دلیلی چندان جدی، از بین برود و چیزی جز نفرت باقی نماند. اگر واقعا مایلید که ارتباطات قطع شده خود با دیگران را اصلاح کرده و کدورت‌های ایجاد شده را از میان بردارید تا آخر مطلب با ما باشید.

وقت بگذارید

این قطعی ارتباط، فرقی نمی‌کند یک طرفه باشد یا دو طرفه. هر یک از طرفین باید برای از بین بردن کدورت ایجاد شده و برقراری مجدد ارتباط وقت بگذارند. باید تمام خشم‌هایی که از هم دارند را آزاد کنند و تمام صدماتی را که از یکدیگر دیده‌اند، ‌فراموش کنند تا بتوانند به آرامش برسند و بتوانند تصمیم گیری درستی داشته باشند


ادامه مطلب
[ جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

10مهارت برای دوام زندگی شادمشترک

 



: حتما می دانید که در دوام یک زندگی مشترک، عوامل بسیاری نقش دارد. اما شاید بسیاری از افراد نپذیرند که در یک زندگی مشترک شاد و بادوام هم مثل یک زندگی مشترک بی دوام و بی ثبات، مشکلات، چالش ها و فراز و نشیب های فراوانی وجود دارد.هیچ انسانی را نمی توان یافت که در زندگی مشترک خطا نکرده باشد اما این خطا نیست که بنیان زندگی را سست می کند بلکه تکرار خطا و جبران نکردن آن است که باعث می شود زوج ها در طول زمان از یکدیگر دلسرد شوند.

در واقع توانایی رویارویی با مشکلات و حل آن مرز بین این دو نوع زندگی است. نکته ای که نسل قدیم به آن «هنر زندگی کردن» و نسل جدید و امروزی به آن «مهارت های زندگی» می گویند. این مهارت ها و آن هنر هم از محیط و اطرافیان به فرد منتقل می شود و هم از طریق آموزش؛ ممکن است در ابتدا به نظر برسد که این مهارت ها بدیهی است و همه از آن برخوردار هستند اما باید به یاد داشت که لحاظ کردن این مهارت ها و پای بند بودن به آن به تمرین نیاز دارد. بنابراین تکرار و تمرین یک اصل مهم در کسب مهارت های زندگی است که باید آن را جدی گرفت.

در این مطلب به ۱۰ مهارت اساسی که همسران باید به آن توجه ویژه داشته باشند اشاره شده است که مرور آن به همه خانم ها و آقایان توصیه می شود.


ادامه مطلب
[ جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

نزاع در میان فرزندان

 

 

 

همه ی والدین امید دارند فرزندانشان به یکدیگر عشق ورزیده و احترام بگذارند، یا حداقل از آنان انتظار دارند که همبازی خوبی برای یکدیگر باشند و رفاقت و سازگاری داشته باشند. سر و صدا و برخوردهای بین فرزندان تنش های زیادی بین فرزندان ایجاد می کند، و پدر و مادر را درمانده می سازد، روان شناسان کودک بر این عقیده اند که نزاع کودک در خانه امری بدیهی است، اما نقش والدین در مدیریت این نوع دعواها اهمیت ویژه ای دارد. چرا که این نوع رفتارهای غلط از سوی فرزندان، پیامدهای سویی بر خلق و خوی آنان در آینده خواهد گذاشت. شاید بسیاری بر این گمان باشند که دعوای کودکان امری طبیعی است و نباید خیلی نگران بود، و این مشکل خود به خود مرتفع خواهد شد، اما تحقیقات ثابت کرده که تمامی رفتارها و ناهنجاریهای اخلاقی در سنین بالا، ریشه در کودکی افراد دارد و عمدتأ افراد عصبی، بداخلاق و عبوس از کودکی اینگونه آموزه ها را دیده اند و خشت اول این رفتار زشت در کودکی گذاشته شده است.

همه ی فرزندان نیازمند توجه و آغوش گرم والدین خود هستند، توجه مستقیم، اندیشیدن به نیازها و خواسته های آنان و در دسترس بودن والدین از مهمترین نیازهای کودکان به شمار می آیدو زمانی که والدین به نیازهای کودکان توجه نکنند، آنها به آسیب دیدگی روحی دچار شده که به صورت ناامیدی و بی اعتنائی بروز می کند.

در بیشتر موارد فرزندان احساسات خود را پنهان می کنند، زیرا کسی در اطراف و نزدیکی آنان وجود ندارد تا شنونده ی گفته های آنان باشد و از احساسات نهفته ی آنان باخبر باشد.

زمانیکه والدین به فرزند دیگر توجه نموده با یکدیگر یا دوست خود صحبت می کنند، احساسات کودک آسیب دیده تحریک می شود، او بیش از پیش نسبت به توجه والدین احساس نیاز می کند، نیازی فوری و اضطراری که باید به آن پاسخ داد.

کودکی که نسبت به توجه والدین خود احساس نیاز می کند، بطور طبیعی ولی در شرایطی دور از انتظار والدین احساس درونی و نهفته خود را آشکار می سازد، احساساتی که به شکل گریه کردن، خندیدن، بدخلقی، عرق کردن، لرزیدن، دعوا کردن بروز می کند. و به منظور جلب توجه و رضایت پدرومادر آشکار می شود. این رفتارها ادامه می یابد تا عملکرد والدین متوقف شود و توجه آنها به سوی فرزندشان معطوف گردد.

شنیدن حرفهای فرزندان بدون قضاوت راه حل مناسبی است که به فرزندان کمک می کند تا بتواند فشار روانی موجود را برطرف سازد.

*       راهکارهایی برای اتخاذ موضع مناسب به هنگام نزاع کودکان

باید توجه داشت که نزاع کودکان یک فرصت یادگیری اجتماعی است و هر چند پیش آمدن آن امری بدیهی است، آنچه مهم است نحوه ی مدیدیت والدین است.

1-    در هنگام بروز نزاع کودکان، والدین نباید قاضی باشند، زیرا هر یک انتظار دارند، به نفع آنان داوری گردد.

2-    به هنگام نزاع تا سر حد ممکن خود را دور نگه داریم، مگر اینکه اتفاق خاصی روی دهد.

3-    در مسائل، بویژه مسائل جزئی حل و فصل اختلاف را حدالمقدور بر عهده ی خودشان بگذاریم مگر درگیری و نزاع بسیار حاد باشد.

4-    منشأ درگیری شناسایی شود، حس حسادت، انتقام گیری، چه عاملی منشأ بوده است، آیا منشأ خود والدین بوده است، یعنی با محبت به یکی از فرزندان آن دیگری وادار به واکنش شده است؟ و حسد او برانگیخته شده است.

5-    والدین رفتارهای پرخاشگرایانه خود را هنگام حضور کودکان بروز ندهند.

6-    پاسخ به درخواست های منطقی کودکان و عدم مقاومت خصومت آمیز در برابر درخواست های غیرمنطقی آنان.

7-    پرهیز از بمباران انتقادی فرزندان.

8-    تأکید بر نکات مثبت شخصیتی فرزندان.

9-    شناسایی ریشه های لجبازی و حالت دفاعی و مشاجره ی لفظی و تبدیل به رابطه ی ساده و مثبت و سازنده در بین فرزندان.

10-                  والدین اجازه دهند فرزندان خود مشاجره ی بین خود را حل کنند، و با مداخلات خود به آن دامن نزنند.

11-         بکارگیری نقش مشاوره توسط والدین هنگام مشاجرات.

12-          درخواست از فرزند کوچکتر برای احترام به فرزند بزرگتر و از فرزند بزرگتر برای مراقبت از فرزند کوچکتر توأم با آموزش لازم.

13-            آموزش معنای ارزشمندی و دوست داشتن به فرزندان.

14-            پاسخگویی به نیازهای عاطفی فرزندان.

15-               صحبت و گفتگو با آنان فارغ از مسائل دیگر تا احساس آنها درباره ی توجه ما به آنها بدون خدشه بماند.

16-           حضور بموقع در صحنه ی درگیری تا از عصبانیت و صدمه زدن به هم جلوگیری گردد.

17-               رفتارهای خوب یکی را به رخ دیگری نکشانیم.

18-              بکارگیری سیستم تشویق و تنبیه با رعایت تعادل (ورود در موقع بازی و تشویق کارهای خوب و حساس بودن نسبت به دعواها تا زشتی آن از بین نرود). 

 

 

 

سایت های مرتبط

 

www.forum.g&ia.com

www.alikavand.com

www.zahedan.tebyan.ir

www.masir-sabz.ir

 

[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:۳٥ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

معنای تربیت

 

 

ایجاد تغییرات مطلوب در انسان

 

هدایت و اداره ی جریان ارتقایی و تکاملی بشر به گونه ای که او را به سوی خداوند سوق دهد و حاصل آن داشتن انسانی مؤمن، متفکر، متعهد و مسئول در برابر محیط، ارزیاب و منتقد و در جنبه های رفتاری عامل به تعالیم مکتب است.(1)

در تربیت مسئله ی تلفیق آموزش، ایجاد مهارت، تأسیس اعتقاد، تشکیل عادت مناسب پرورش فکر، ذهن و اعضا و ایجاد خوی و ملکه مطرح است و این امری است که از روزگاران گذشته وجود داشته و در عصر ما شکل و صورت علمی یافته است.(2)

جایگاه تربیت

الف- در کلام معصومین

-         کسی که به آداب الهی تربیت شود آن تربیت او را به رستگاری می رساند

-         کسی که به آداب الهی تربیت نشود و پرورش نیابد، با غصه و حسرت جان می دهد و از این عالم می رود

-         در متون اسلامی ایمان، مطلوب نهایی و نقش اساسی در سعادت انسان دارد. امام علی(ع) می فرماید: اصل الایمان حسن التسلیم لامرلله.

ب- تربیت از دیدگاه دیگر

تربیت دانش مبتنی بر فلسفه، روان شناسی، اقتصاد و زیست شناسی است.

تربیت از سویی علم است چون دارای موضوع، هدف و روش است. از سویی فن است زیرا جریان نشوز نمای قوای انسانی، با فنون باید تحت مراقبت آید. از سویی هنر است چون در آن توجه به لطافت ها و کارهایی است برای دوباره ساختن و سازمان دادن و از طرفی خدمت است به خود فرد، جامعه ی انسانی و به وسیله ی آن می توان خود را موجودی مفید ساخت و به حقیقت آدمی وصل


ادامه مطلب
[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠۸ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

1)    مفهوم سازش

 

 

 

سازش پذیرش بی قید و شرط شرایط موجود، انتظارات همسر و برآورده کردن آن است بی آنکه چون و چرایی در کار باشد یا این زوج و زوجه بتواند اظهارنظر کند.

 

2)سازگاری

سازگاری یعنی اینکه زوجین از حقوق خود دفاع می کنند و در عین حال فکر حقوق همسر خود نیز می باشند. در سازگاری آرامش وجود دارد و هر یک از زوجین می داند در چه مواقعی می بایست عقب نشینی نماید. در حالیکه در سازش، توهین و تحقیر و پایمال شدن حق وجود دارد.

ناسازگاری زمانی است که فرد احساس می کند حقش در نظر گرفته نمی شود و مورد تحقیر و توهین قرار می گیرد و لذا مقاومت کرده و در مقابل، چنین رفتاری را از خود بروز می دهد.

 

نمونه هایی از رفتارهایی که موجب ناسازگاری زوجین می گردد:

1- تبعیض در پذیرایی از خویشاوندان شوهر و بالعکس (این کار با رضایت و مشورت انجام میگیرد)

2- کمک های مالی زن به خویشاوندان خود از درآمد خانواده بدون رضایت شوهر(می بایست با رضایت و مشورت انجام گیرد)

3- برخوردهای سرد و خالی از عطوفت از سوی زن یا شوهر نسبت به یکدیگر

4- انجام رفتارها و اعمالی از سوی زن یا شوهر بدون اطلاع و مشورت با دیگری در زمینه های مالی یا ناموس بطور خاص

5- رفتار مستبدانهو تصمیم گیری های یک طرفه که بدون مشورت و هماهنگی انجام شود.

6- خرید لباس یا خودآرایی بدون در نظر گرفتن ذوق همسر و حاقل نظر خواستن از دیگری

7- بد زبانی و لجاجت و برتری طلبی از سوی یکی از زوجین نسبت به دیگری

8- عدم همکاری در انجام امور خانه، چناچه مرد در انجام امور خانه کمک نکند، این احساس در زن پیدا می شود که کلفت خانه است، وانگهی چون کارهای خانه یکنواخت و


ادامه مطلب
[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

اهداف راهنمایی و مشاوره‌ی قبل از ازدواج

 

 

*   پاسخگویی به پرسش‌های پیش از ازدواج

*    ایجاد فضای مجازی به منظور تبادل نظر در موضوعاتی که پس از تشکیل خانواده و زندگی مشترک پیش می‌آید.

*    تعیین ضریب تفاوت‌نظرها در امور مختلف در سه سطح مفید و مکمل همٰ قابل اغماض و مدیریت و غیر‌قابل اغماض و مدیریت.

 

ب- محورهای گفتگوی قبل از ازدواج

محاسن خانواده‌ها؛ محور اول

هر یک از طرفینٰ، ابتدا از نظر خود، محاسن خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده است، بر شمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که به عنوان ارزش‌ها و محاسن خانواده‌ی همسر آینده‌اش شنیده است، «ارزش» و «حسن» می‌داند؟

نکته: ممکن است رفتاری که شما همیشه به عنوان یکی از خوبی‌های خانواده و اقوام خود می‌پنداشته‌اید، در نظر همسر آینده‌تان یک رفتار ناپسند یا مشکل‌ساز تلقی شود.

 

معایب خانواده‌ها؛ محور دوم

هر یک از طرفین، ابتدا باید براساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید که آیا این معایب در زندگی شخصی و مشترک با همسر آینده‌اش مشکل‌ساز خواهد بود یا نه؟(اگر مشکل‌ساز خواهد بود تا چه اندازه؟)


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

 

 

 

 

انواع مختلفی از رفتارهایی که مطابق ارزش‌های جامعه و قانون ارتکاب به آنها «نهی یا جرم» تلقی شده است؛ در افراد دچار شخصت ضد اجتماعی دیده می‌شود. «دروغ گویی ، فرار از مدرسه و خانه بصورت مکرر ، دزدی ، نزاع ، سوء مصرف الکل و مواد ، تجاوز (به همجنس یا غیرهمجنس ) ، بد رفتاری با همسر و فرزندان » فقط نمونه‌هایی از اعمال و رفتار این بیماران است. افراد ضد اجتماعی در به بازی گرفتن دیگران مهارت دارند و به راحتی می‌توانند دیگران را برای شرکت در طرح‌هایی که برای بدست آوردن پول و شهرت نزدیکترین راه است، راغب سازند. شاید اصطلاح «مردان گوش بر یا گول زن» بتواند ویژگی‌های افراد ضد اجتماعی را در خود جمع کند.

با وجود اعمال ضد اجتماعی و خلاف قانون و با اینکه اکثرا پرونده‌های متعددی در محاکم قضائی دارند، ولی در این افراد رفتار یا صحبتی که حاکی از پشیمانی و ناراحتی واقعی از اعمال گذشته باشد دیده نمی‌شود و موقعی که از زندان آزاد می‌شوند، فورا کارهای ضد اجتماعی خود را از سر می‌گیرند. گوئی این افراد فاقد وجدان هستند. نکته مهمی که شاید باعث تعجب شود این است که ظاهر افراد ضد اجتماعی راضی کننده و حتی فریب دهنده است. فریبنده از آن جهت که افراد با دیدن بیماران ضد اجتماعی در ظاهرشان نوعی قابل اعتماد بودن را احساس می‌کنند، ولی در پس این روکش «تنش ، خصومت ، تحریک پذیری و خشم» نهفته است.

همچنین این بیماران موقع صحبت (مصاحبه) با هوش کلامی خود افراد (درمانگر) را تحت تأثیر قرار می‌دهند. آنها وقایع و کارهای غیر قانونی خود را (بعد از تحریف حقایق) با «آب و تاب» و شرح جزئیات هیجان ‌انگیز بیان می‌کنند. افراد ضد اجتماعی با این توانایی خود با تجربه‌ترین پزشکان را هم می‌توانند فریب دهند.

 

ملاکهای تشخیص اختلال ضد اجتماعی

 

  • الگوی مستمر بی‌اعتنایی و زیر پا نهادن حقوق دیگران که از پانزده سالگی شروع می‌شود و وجود سه علامت (یا بیشتر) از علائم زیر برای تشخیص ضروری است.
    • ناتوانی برای سازگاری با موازین اجتماعی و قانونی که با دست زدن به اعمال تکراری زمینه ساز دستگیری ، تظاهر نماید.
    • فریبکاری ، که با دروغ گویی مکرر ، استفاده از نام‌‌های غیر واقعی یا «گوش بر» برای نفع و لذت شخصی ، مشخص می‌شود.
    • رفتار تکانشی (لحظه‌ای) و ناتوانی برای طرح ریزی پیشاپیش.
    • تحریک پذیری و پرخاشگری که با نزاع و حملات فیزیکی مکرر تظاهر می‌کند.
    • بی‌احتیاطی نسبت به ایمنی (سلامت) خود و دیگران.
    • عدم احساس مسئولیت مستمر که با ناتوانی مکرر برای حفظ شغل و عدم احترام به تعهدات مالی تظاهر می‌کند.
    • فقدان احساس پشیمانی ، که با بی تفاوتی یا دلیل تراشی نسبت به آزار ، بد رفتاری یا دزدیدن مال دیگران ، تظاهر می‌کند.
  • سن فرد بالای 18 سال است.
  • شواهد اختلال سلوک با شروع قبل 18 سالگی وجود دارد.
  • وقوع رفتار ضد اجتماعی منحصرا در جریان اختلال اسکیزوفرنی یا اختلال مانی نیست.

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

ازدواج با این افراد ممنوع 

 

 

روی رفتارهای طرف مقابلتان آینده رابطه با او را پیش بینی کنید.

ازدواج با این افراد سفارش نمی‌شود

اگر در کسی که قرار است همسر آینده شما باشد این موارد را دیدید، درباره تصمیم تان تجدید تظر کنید.

 

1 افراد دارای هوش هیجانی پایین

تحقیقات روان شناسان در دهه های اخیر ثابت کرده که تنها هوشبهر (IQ) برای موفقیت در زندگی کافی نیست، بلکه ما برای داشتن یک زندگی خوب و خشنودکننده به نوع دیگری از هوش یعنی هوش هیجانی نیازمندیم. روان شناسان، هوش هیجانی را به صورت توانایی شناسایی احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایزگذاشتن میان آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال تعریف کرده اند.

افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، دارای ویژگی هایی هستند که زندگی با آنها را بسیار مشکل می سازد. از مهم ترین این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*بروز ندادن احساسات

*توجه نکردن به احساسات دیگران

*ناتوانی در مقابله با هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب و... (اغلب این افراد قادر به کنترل خشم خود نیستند)

*مقابله ناکارآمد با مسائل و مشکلات زندگی روزمره

*ناشادی و بدبینی کلی


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠٧ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

راهنمایی به مفهوم عام

 

 

اولین بار در این دین و مذهب مطرح گردیده است و پیامبران خدا اولین و بزرگترین راهنمایان تاریخ و زندگی بشر بوده‌اند.

 

راهنمایی به مفهوم خاص

برای اولین بار در جهان در قالب راهنمایی شغلی توسط فرانک پارسونز، بعدها بدلیل نیاز شدید به زمینه‌های تحصیلی، اجتماعی، روانی و خانوادگی گسترش یافت، در اواخر 1960 راهنمایی به‌عنوان «رشد شخصی» مطرح گردید که اولین گام برای ایجاد طراحی مشاوره در آموزش و پرورش می‌باشد. نتیجه‌ی حاصل از کاربرد این الگو این است که فرد باید زندگی خود را هدف‌دار و بامعنی سازد و بدان وسیله در«جریان رشد خود» کنترل ایجاد نماید.

 

مفهوم روش:

روش شناسایی یا متدولوژی وسیله‌ی شناخت هر علم است.

روش شناسایی در مفهوم مطلق خود، به روش‌هایی گفته می‌شود که برای رسیدن به شناخت از آنها استفاده می‌شود. روش شناسی هر علم، روش‌های مناسب و پذیرفته‌ی آن علم برای شناخت هنجارها و قواعد آن علم است.

روش شناخت از روش‌ها و فنون اجرا متمایز است. چرا که اجرای هر قائده پس از شناخت آن قائده ممکن می‌گردد.

 

انواع روشهای مطالعه

روش پس ختام

این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند انگلیسی آن(PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.

 

 

مرحله‌ی پیش‌خوانی

در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها، خواندن سطحی فصل، توجه به تصاویر، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

هوش هیجانی چیست؟

 

 

 

. درواقع هوش هیجانی عدم موفقیت افراد با ضریب هوش بالا و همچنین موفقیت غیرمنتظره افراد دارای هوش متوسط را تعیین می‌کند. یعنی افرادی با داشتن هوش عمومی متوسط و هوش هیجانی بالا خیلی موفق‌تر از کسانی هستند که هوش عمومی بالا و هوش هیجانی پایین


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠۱ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

مذهب ومقابله با فشارهای روانی

 

 


روان شناسی بهداشت ، در سالهای اخیر اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبک زندگی افراد در چگونگی وضعیت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است. شیوه‌های مقابله ، توانایی‌های شناختی و رفتاری هستند که فرد مضطرب به منظور کنترل نیازهای خاص درونی و بیرونی فشارآور بکار می‌گیرد. در مقابله مذهبی ، از منابع مذهبی مثل دعا و نیایش ، توکل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می‌شود. از آنجایی که این نوع مقابله‌ها هم منبع حمایت عاطفی و هم وسیله‌ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند، می‌توانند مقابله‌های بعدی را تسهیل نمایند، بنابراین به کارگیری آنها برای اکثر افراد، سلامت ساز است.

رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنی‌دار زندگی دارند. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند ، زیارت و ... می‌توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش‌های مثبت ، موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به این که خدایی هست که موقعیت‌ها را کنترل می‌کند و


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

اختلال در دیکته :دقت، توجه و حساسیت شنیداری

 

تعریف اختلال در توجه (ADD)

 

 

 

 

 

کودکی مبتلا به ADD تلقی می گردد که دارای علائمی از بی توجهی مانند: ناتوانی در به انجام رسانیدن کارهایی که شروع کرده، ناکامی در گوش کردن (عدم درک صحیح از مطالب به صورت شنیداری)، حواسپرتی، مشکل در تمرکز و بازماندن از فعالیت های مربوط به یک بازی، و رفتار تکانه ای نظیر: (عمل بدون تفکر، مرتباً از کاری به کار دیگر پرداختن، مشکل در سازماندهی، نیاز به مراقب، مرتباً از کلاس خارج شدن و ناتوانی در یک جا ماندن) باشد.

 

اختلال نقص در (ADD)

اختلال نقص در توجه یکی از مواردی است که در اغلب ناتوانی های یادگیری همراه و یا بدون پرفعالیتی دیده می شود. در سومین راهنمای تشخیص و آماری بیماری روانی (DSMIII) (انجمن روان پزشکی آمریکا 1980) از اختلال نقص در توجه (ADD) اصطلاحاً به عنوان کمبود نامناسب توجه مربوط به رشد (بی توجهی) همراه با ضعف در کنترل کتانه ها یاد شده است. کودکی که مبتلا به این اختلال می باشد اصولاً علائمی از بی ثباتی در توانایی های شناختی مربوط به تکالیف تحصیلی و عملکرد متغیر را از خود نشان می دهد که اغلب موجب پریشانی معلم، والدین و حتی خود کودک می شود.

مطالب (DSMIII) به منظور تشخیص اختلال نقص در توجه می بایستی کودک ملاکهای بی توجهی (نظیر شکست در به انجام رسانیدن کارهایی که شروع کرده، شکست در گوش کردن، حواسپرتی، مشکل در تمرکز یا دقت در انجام یک بازی) و تکانش (از قبیل انجام اعمال قبل از تفکر، از کاری به کار دیگر پرداختن، مشکل در سازماندهی، نیاز به کنترل کننده، فریادهای ناگهانی در کلاس، مشکل در منتظر ماندن) را داشته باشد.

برای تشخیص ADD همراه با پرفعالیتی، می بایستی کودک علاوه بر حواسپرتی و علائم کنترل ضعف تکانه ها، فعالیت حرکتی زیاد را نیز داشته باشد. فعالیت حرکتی


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

از شیطنت تا بیش فعالی
اختلال کم توجهی- بیش فعالی  در کودکان (Hyperactive)

 

 

 

تعریف

ADHDاختلالی است که در آن پرتحرکی ، بی توجهی و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از کودکان دیگر وجود دارد . 3 تا 5 درصد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها شایع تر است . ممکن است در بعضی بیشتر علائم پرتحرکی و رفتارهای ناگهانی و در گروهی علائم بی توجهی بیشتر دیده شود . علائم این بیماری قبل از 7 سالگی شروع می شود ولی اغلب در دوران مدرسه مشکلات جدی ایجاد می گردد .

علت :


این بیماری سالهاست که شناخته شده و وعوامل متعددی در ایجاد آن نقش دارند . به نظر می رسد علت آن بیشتر قص در تکامل سیستم اعصاب باشد . کودکان مبتلا احتمالاً در قسمت هایی از مغز که مسئول توجه ، تمرکز و تنظیم فعالیت های حرکتی می باشد دچار نقص جزئی هستند . توارث و ژنتیک در این اختلال نقش دارد . همچنین در بعضی موارد در جریان حاملگی یا زایمان یا پس از آن صدمات جزئی به ساختمان مغز وارد می شود که می تواند باعث این مشکل گردد .

 


علائم 


مشکل اصلی کودکان عدم توانایی آنها در حفظ و تنظیم رفتارشان است ، در نتیجه اغلب نمی توانند رفتار مناسبی که لحظه به لحظه با شرایط محیط هماهنگ باشد نشان دهند . خوابیدن و غذاخوردن آنها منظم نیست به نظر میرسد در همه چیز دخالت می کنند و مراقبت دائمی نیاز دارند . از نظر هیجانی ثبات ندارند ، بطور ناگهانی می خندند یا گریه می کنند و رفتارشان غیرقابل پیش بینی یا ارزیابی است . سریع از کوره در می روند و نمی توانند پیامدهای رفتارشان را پیش بینی یا ارزیابی نمایند . در فعالیت های خطرناک شرکت می کنند و احتمال صدمه دیدن آنها زیاد است . قبل از فکر کردن عمل می کنند ، قبل از پایان سئوال جواب می


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

۱۰ قانون طلایی ازدواج موفق

 

 

۱- سعی کنید بیشتر از آن که در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید. اگر هدف شما ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید فرصت های بی شماری برای رسیدن به این هدف پیدا خواهید کرد. در این صورت شما نیز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. زیرا انسان ها همواره سعی می کنند خوبی های دیگران را جبران کنند.

 


۲- وقتی همسرتان به شما توهین می کند، سکوت کنید و با او مقابله به مثل نکنید. زیرا با این کار از بروز بسیاری از بحث های غیر ضروری جلوگیری می کنید. این لحظات به سرعت سپری خواهند شد و شما می توانید در زمان بهتری با همسرتان درباره رفتارش صحبت کنید.

 


۳- از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می تواند از بروز بسیاری درگیری ها، عصبانیت ها و سرخوردگی ها جلوگیری کند. انتظار نداشته باشید همسرتان کامل و بی نقص باشد. در ضمن هیچ گاه او را با دیگران مقایسه نکنید.

 


۴- سعی کنید نسبت به همه چیز دیدی مثبت داشته باشید.

 


۵- به راه هایی فکر کنید که می توانید همسرتان را نسبت به انجام کارهایی که دوست دارید ترغیب کنید. اگر این روش مؤثر نبود روش های دیگر را امتحان کنید و به یاد داشته باشید که تحسین و تعریف به موقع می تواند یک انگیزه قوی باشد.

 


۶- اهداف خود را طبقه بندی کنید و افکار خود را بر مهم ترین هدفتان یعنی داشتن یک محیط خانوادگی آرام و شاد متمرکز کنید.

 


۷- هیچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشوید. به جای این کار با او به توافق برسید

 

 

 

۸- همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید. در عوض سعی کنید روشی در پیش بگیرید که از تکرار این اشتباهات جلوگیری کند. وقتی شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش می کنید، احساسات او را جریحه دار می کنید و باعث آزار او می شوید.


۹- در زمان حال زندگی کنید. اشتباهات و وقایع تلخ گذشته را فراموش کنید و سعی کنید شرایط زندگی امروزتان را تغییر دهید.


۱۰- همواره از همسرتان بپرسید: برای اینکه زندگی ما شاد و دلپذیر باشد، من چه کاری می توانم انجام بدهم؟

 

 

[ شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

عوامل اختلاف و کدورت در خانواده از نگاه اسلام

 

در مقاله حاضر به بررسی بعضی از عوامل اختلاف و ایجاد کدورت در خانواده و ارائه راه حل های پیشگیرانه پرداخته شده که با هم آن را ازنظر می گذرانیم...

 

 

 

خانواده از مجموعه افرادی تشکیل شده که مسئولیت های متقابلی برعهده آنها است. این افراد نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی دارند که باید در محیط خانواده برآورده شود. علاوه براین، معمولاً اعضای خانواده بیشترین مدت زندگی و ساعات روزانه را با هم به سر می برند، به طوری که با هیچ فرد دیگری به این میزان تعامل ندارند. دلبستگی ها و روابط عاطفی در خانواده بیش از هر گروه اجتماعی دیگر است و درصورتی که عوامل دلبستگی در خانواده تضعیف شود، بسیاری از اختلافات به کمک همین روابط عاطفی مثبت و بسیار نزدیک، قابل حل است. بدون شک بسیاری از مشکلات اخلاقی جامعه امروز ما ریشه در اختلافات خانوادگی دارد. آمارهای مربوط به مسایل اخلاقی نشان می دهد، اغلب افراد بزهکار از نعمت خانواده سالم محروم بوده و وارث ناهنجاری های خانوادگی هستند. همچنین کسانی که در جامعه به موفقیت هایی رسیده اند، نیز موفقیتشان را مدیون خانواده سالم خویش


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

خانواده‌ها اختلالات روانی کودکان را جدی بگیرند

 

 


در مواجهه با مراجعان و اغلب افراد جامعه اغلب اینطور مشاهده می‌کنیم که تصور می‌شود فقط بزرگسالان هستند که دچار مشکلات روحی و روانی می‌شوند و اگر به آنها گفته شود که کودکان هم دچار اختلالات روانی می‌شوند با تعجب والدین رو به رو می‌شویم. این در حالی است که کودکان نیز مانند بزرگسالان از لحاظ روحی دچار مشکل می‌شوند ولی چون سنشان کم است این را نمی‌توانند به درستی بروز دهند و این مشکلات روحی جدی تلقی نمی‌شود.
ناکافی راجع به بیماریهای روانی کودکان باعث شده هنگامی که کودک یا نوجوان به مشکلات روحی دچار شده باشد این مسائل به پای بیماری جسمی، بهانه گیری، بدخلقی و شیطنت کودکانه گذاشته شود و پدر و مادرها احساس نگرانی نکنند و فکر کنند لازم نیست به مشاور و روانشناس مراجعه کنند.

بعضی از این اختلالات علائم مشابه بزرگسالان دارد و بعضی از آنها نه. به همین جهت گاهی تشخیص این که کدام علامت در کدام اختلال قرار می‌گیرد کار ساده‌ای


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

شناساندن حریم ها به کودک از ۳ سالگی آغاز می شود

 

 



 هنوز چند ماه از زندگی مشترک او نگذشته که دچار اختلافات جدی با همسرش شده است.او از این که نمی تواند سر از کار خانواده همسرش در بیاورد، دچار سردرگمی شده است و توقع دارد همسرش همه مسائل خانوادگی را برای او مطرح کند.برپایی یک مهمانی که او در آن حضور نداشت کافی است تا جرقه ای زده شود و همسرش را به پنهان کاری، صادق نبودن، بی احترامی به خانواده و ... متهم کند.
مسئله این زوج جوان و مشابه مشکلات آن ها که در زندگی بسیاری از زوج های جوان به چشم می خورد، این است که یاد نگرفته اند حریمی بین زندگی مشترک خود و خانواده ها قرار دهند و این حریم را نمی شناسند. بهتر است این جمله را این گونه اصلاح کنیم که والدین به آن ها به موقع حفظ حریم ها را آموزش نداده اند.حفظ حریم در واقع همان مالکیت در بحث روانی است یعنی آن چه مربوط به فرد است و در مالکیت اوست و آن چه خارج از حوزه مالکیت وی است. حفظ حریم یا مرزبندی موضوعی است که از سال دوم و سوم زندگی پررنگ می شود و آموزش آن هم از همین سال ها آغاز می شود.
زمانی که کودک مفهوم «مال من» را می فهمد و اسباب بازی خود را از دیگران جدا می کند یا زمانی که خواسته ای علاوه بر نیاز خود دارد، آموزش مرزها مطرح می شود تا کودک بتواند حریم خود را در ارتباط با والدین و اطرافیان درک کند.مسعود هنربخش کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و کارشناس مسئول دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی خراسان رضوی با بیان این مطلب به خراسان می گوید: کودکانی که مرزها را به موقع آموزش ببینند، می توانند قابلیت هایی مثل عشق ورزیدن، احترام به دیگران، صداقت و راستگویی ،


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٥ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

 

 

واژه «اختلالات یادگیری» یا «ناتوانی در یادگیری» به معنای عقب‌افتادگی ذهنی یا اختلالات عاطفی نیست. دانش‌آموزانی که ناتوانی در یادگیری دارند دارای مشکلاتی چون مشکل در صحبت کردن،‌ خواندن، نوشتن، محاسبه، مشکل در تمرکز حواس و توجه به مطالب، گیج شدن در مورد زمان و فضا، رفتاری تحریک‌پذیرانه و مشکل در یادآوری و هماهنگی فیزیکی ضعیف دارند.
کودکان مبتلا به اختلال یادگیری پدر و مادر و معلمشان را گیج و آشفته می‌کنند، زیرا مطلبی را به آسانی می‌خوانند و مهارت‌های لازم را کسب می‌کنندو فردا آن را فراموش می‌کنند. این دسته از کودکان معمولا رفتاری نامشخص، غیرقابل پیش‌بینی و غیرثابت دارند. چنین کودکانی در فهمیدن و استفاده از اطلاعاتی که از حواس پنجگانه‌شان دریافت می‌کنند با مشکل روبه‌رو هستند. این مشکل در تشخیص، انتخاب و ارتباط دادن اطلاعات دریافتی و سپس مربوط ساختن این اطلاعات با دانسته‌های قبلی وجود دارد، بنابراین دانش‌آموزی با این اختلال ممکن است نتواند اطلاعات را برای مدت کافی در حافظه خود نگه دارد و استفاده درستی از آن بکند، حتی ممکن است وی اشکال یا فرم‌های کاملا متفاوت را یک شکل یا همانند درک کند یا حروف الفبا را اشتباه تشخیص دهد. آنچه مسلم است نمای ظاهری و خارجی ناتوانی‌های یادگیری کودکی نسبت به کودک دیگر متفاوت‌اند، ولی آنچه همیشه در آنها دیده می‌شود، الگوی مشخص ضعف یادگیری است که در کارهای تحصیلی کودک تاثیر می‌گذارد.

اختلال در خواندن

یکی از اختلالات بسیار رایج یادگیری، اختلال در خواندن است. اختلال در خواندن در واقع مهم‌ترین اختلال یادگیری است، زیرا خواندن، پایه همه انواع یادگیری‌هاست. مثلا شاگردی که در خواندن مشکل داشته باشد به علت این که در درس‌ ریاضی قادر به خواندن صورت مساله نیست، قطعا در درس ریاضی نیز


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠ ] [ ٥:٠٥ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

اضطراب امتحان نیز معمولاً با نزد‌‌یک شد‌‌ن امتحانات د‌‌ر فرد‌‌ نمایان می‌شود‌‌، به طوری که هرکسی د‌‌ر طول زند‌‌گی خود‌‌، حد‌‌اقل یکبار این احساس را تجربه کرد‌‌ه است.

 

 

 

اضطراب، یکی از شایع‌ترین حالات روحی است که تقریباً د‌‌ر همه انسانها د‌‌ر طول زند‌‌گی و به د‌‌رجات مختلف بروز می‌کند‌‌.
اضطراب امتحان نیز معمولاً با نزد‌‌یک شد‌‌ن امتحانات د‌‌ر فرد‌‌ نمایان می‌شود‌‌، به طوری که هرکسی د‌‌ر طول زند‌‌گی خود‌‌، حد‌‌اقل یکبار این احساس را تجربه کرد‌‌ه است.
انسان د‌‌وست د‌‌ارد‌‌ هنگام ارزیابی و نقاد‌‌ی‌ رفتارهایش به وسیله د‌‌یگران، حد‌‌اکثر امتیاز ممکن را کسب کند‌‌، به همین د‌‌لیل هر زمان که د‌‌ر موقعیت امتحان یا آزمونی قرار می‌گیرد‌‌، د‌‌چار اضطراب می‌شود‌‌، هرچند‌‌ موضوع امتحان را بارها و بارها تمرین کرد‌‌ه باشد‌‌.
د‌‌انش‌آموزی که د‌‌رسش را خواند‌‌ه و یا فرد‌‌ی که برای استخد‌‌ام باید‌‌ د‌‌ر مصاحبه شرکت کند‌‌ با نزد‌‌یک شد‌‌ن زمان امتحان، مضطرب ‌تر می‌شود‌‌. وجود‌‌ اند‌‌کی اضطراب د‌‌ر انسان هم طبیعی و هم لازم است، ولی این میزان اگر از حد‌‌ بگذرد‌‌ برای فرد‌‌ مشکل‌ساز می‌شود‌‌ به‌طوری‌که با د‌‌اشتن اطلاعات و مهارت، قاد‌‌ر نخواهد‌‌ بود‌‌ امتیاز لازم را کسب کند‌‌.
اضطراب امتحان، نوعی خود‌‌مشغولی ذهنی است که با ترد‌‌ید‌‌ فرد‌‌ د‌‌رباره توانایی‌های خود‌‌ مشخص می‌شود‌‌ و غالباً با شناخت منفی، عد‌‌م تمرکز حواس، واکنش‌های جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه است. به عبارت د‌‌یگر وقتی که فرد‌‌ د‌‌رباره کارایی


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

20راهکار تربیتی برای رفتار با فرزندان

 

 

 

۱ – آشنایی خانواده با اصول و روشهای صحیح تربیت کودک و به کار بستن آنها سبب می شود کودک در دوره نوجوانی با مشکلات کمتری روبرو شود. زیرا بسیاری از نابسامانیهای روانی و اخلاقی انسان ناشی از تربیت نادرست او در دوران کودکی است.

۲ – در سنین اولیه نباید از تنبیه بدنی استفاده کرد. این امر ممکن است در مراحل بعدی رشد، کودک دچار مشکلات رفتاری شود.

۳ – بسیاری از اصول صحیح زندگی و ارزشهای اخلاقی را از راه رفتار و کردار به کودک آموزش دهید.

۴ – به کودکان خود اجازه ابراز وجود بدهید، به نظریات آنان احترام بگذارید و در برخورد با آنان ملایم و منطقی باشید.

۵ – کودکان خویش را هیچ گاه با موضوعات خرافی نترسانید، در داستانهای کودکان باید اصل را بر بیان زیبایی نیکی ها قرار دهیم نه زشتی بدیها.

۶ – در برخورد با کودکان حالت پذیرندگی داشته باشید و نه طرد کنندگی؛ البته این به معنی تسلیم در برابر خواستهای نامعقول کودکان نیست. توقعات کودک را در حد معقول و درست برآورده سازید.

۷ – به کودکان در حد لزوم اجازه فعالیت و بازی بدهید و به چشم بزرگسالان در آنها ننگرید. نباید انتظار داشته باشیم که کودک رام و مطیع باشد و همواره ساکت و آرام در گوشه ای بنشیند. باید به تفریحات و سرگرمیهای مناسب در زندگی کودکان اهمیت داد و نسبت به آنها بی تفاوت نبود.

۸ – از مقایسه کردن کودک با دیگر کودکان جدا بپرهیزید. همواره سعی کنید توانمندیهای کودکان را مدنظر قرار دهیم، نه ضعفها و ناتوانیهای آنها را. مقایسه کردن، موفقیت


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

انظباط در کودکان

 

 

انضباط یعنی حذف رفتار غلط از طریق آموزش. به این ترتیب انضباط صرفا تنبیه نیست و هدف غائی آن آموزش خویشتنداری به کودک است. تنبیه طاقت فرسای کودک به منظور کنترل رفتار او فرایند یادگیری را مختل کرده و در قبال تکیه برکنترل خارجی بهای گزافی رامی پردازد که همانا تکوین نیافتن خویشتنداری است. روشهای شایع و موثر در کنترل رفتار نامطلوب کودکان عبارتند ازسرزنش؛ تنبیه بدنی وتهدید کردن ؛که آثار جانبی زیانبار بالقوه ای براحساس امنیت و اعتمادبه نفس کودکان دارند. هر چه از سرزنش بیشتر استفاده شود اثربخشی آن بیشتر تقلیل می یابد. نبایداجازه داد که دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودی درباره یک میل خاص کودک تجاوز کرده وبه عبارات تحقیرآمیزی برسد که کودک ممکنست آنرابه منزله فقدان علاقه به خودتلقی کند. سرزنش ممکنست تا سطح بدرفتاری روانی افزایش یابد.


تاثیر تنبیه بدنی خفیف وتکراری نیزبتدریج کم شده و والدین را وسوسه می کند تا تنبیه جسمی را شدیدتر کنند و به این ترتیب خطربدرفتاری باکودک را افزایش می دهد. شاید قویترین و از نظر روانشناسی ؛زیانبارترین راه کنترل کودک آن است که والدین تهدید کنندکه کودک را رها یا از او صرف نظر می کنند.کودکان در هرسنی ممکنست تا مدتها پس ازتهدید در ترس و اضطراب باشند که مبادا والدین را ازدست بدهند. یکی از روشهای رایج دیگر عبارتست از تقویت مثبت رفتار


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٥:۱۱ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

تاثیر رفتاروعملکردمان در کودکان 

 

 

کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند

 بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند

 می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند

 می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند

 می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با

 تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی

 با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس

گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را

 می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را

 می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و

 پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند

 عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن

 خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی

 کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را

 می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را

 می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و

 اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت

 زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

 

این گونه باشیم:

شخصیت:

1- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

2- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

3- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

4- خیلی خود را جدی نگیرید.

5- وقتی بیدار هستیدبیشتر خیال‌پردازی کنید.

6- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

7- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

8- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید.نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

9- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...

10- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

11- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

12- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..

13- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

 

جامعه:

14- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

15- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

16- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

17- زمانی را با افرادبالای 70 سال و زیر 6 سالبگذرانید.

18- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

19- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

20- زمان بیماری ،شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

 

زندگی:

21- کارهای مثبت انجام دهید.

22- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

23- عشق درمان‌گر هر چیزی است.

24- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

25- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید،لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

26- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

27- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستی تان شاکر باشید.

28- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

 

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

29- کمک کنیم تا پیام های مثبت همیشه در جهان جاری بماند و بازتاب آن را در زندگیتان ببینید

 

 

 

 

 

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

فنون ار تباطی صحیح ( ارتباط کلامی)

 

بسیاری از بگو مگوها ومشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن وعدم توانایی در رساندن مفهوم ومنظور افراد است برای کاستن از این مشاجرات آمزشهای مهارتهای ارتباطی رای برقراری ارتباط مناسب وجود دارد

 

1 ) به جای تو وشما جملات خود را با من شروع کنید.

2) تا جایی که امکان دارد از کلمات همیشه وهرگز استفاده نکنید. مثل اینکه بگویید( هیچوقت دست به سیاه وسفید نمی زنی.)

.3) رشته کلامی همسرتان را پاره نکنید

4) از ذهن خوانی پرهیز کنید .یعنی شما برداشتهای خود را به دیگران نسبت می دهید مثل (تو از مسئولیت فرار می کنی)

5) از موضوع خارج نشوید.

6)از برچیب زدن وناسزا گفتن خودداری کنید.

7)از طرح شکایات انباشته شده خودداری کنید.

8) مطمن شوید که منظور همسرتان را درک کرده اید.

9) به گونه ای با همسرتان صحبت کنید که احساس کند حامی وتکیه گاه او هستید.

10) از عذار خواهی نهراسید.

11) انتقاد پذیر باشید.

12) در گفتار صادق وملایم باشید.

13)هرگز همسرتان را بادیگران مقایسه نکنید.

14)بهتر است قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید. تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.

15)از یک دندگی ولجاجت در زمان گقتگو بپر هیزید.

16) طرف مقابل خود را نکنید که به اشتباه یا گناهش اعتراف کند.

17) فنون ارتباط کلامی را بیاموزید وبکار ببرید.

18) اگر در آن لحظه ناراحت است به احساسش احترام بگذارید..

[ جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

در حال حاضر روابط زن و مرد در جامعه باید آسیب‌شناسی شوند تا بفهمیم مسایلی مانند خیانت که در روزنامه ها و در مراکز مشاوره دیده می شود چگونه پیش آمده است. به عنوان یک مشاور تاکید می‌کنم اکثر مراجعانی که نزد روان‌شناسان می‌روند مسایلی نظیر ارتباط با فردی غیر از همسرشان را مطرح می‌کنند.

در روزنامه‌ها نیز چنین حوادثی را که گاه منجر به جنایت شده به وفور می‌توان دید و به نظر می‌رسد این نوع روابط که جامعه و فرهنگ نام خیانت را برای آن انتخاب کرده‌اند به نوعی مد یا مسری شده است. اینکه خیانت در جامعه وجود دارد یک حقیقت است و باید بپذیریم این رفتار و تنوع طلبی در اکثر مواقع از سوی مردان شروع شده. تشویق مردان یا دادن آزادی به آنها برای داشتن روابط متعدد باعث از بین رفتن قبح خیانت و عصیان زنان شده است.


ادامه مطلب
[ جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

روان شناسی پر رمز و راز نوجوانی

 

رای دوست شدن با او آسان ترین و اولین راه گفتن صادقانه ی جمله ی دوستت دارم است بدون هیچ پسوند، پیشوندی، بدون هیچ کلمه ی دیگری.صادقانه به او بگویید که چقدر وجودش در کنارتان شادی بخش است. نگذارید که فاصله سنی تان مانع صمیمیت تان شود. یادتان باشد که او ذره ای از وجودتان است با وجود خود دوست باشید...

 

 

 

 

دوست نوجوان خود باشیم

 

دوران نوجوانی را می توان دوران الگوپذیری و یا به عبارتی دوران شکل گیری شخصیت نام برد. در این حالت شخص نه کودک است و نه جوان.

نوجوان در این سن از اطرافیان و اشخاص مورد علاقه اش الگو می گیرد.در این دوران خانواده یا می تواند حامی و راهنمای او باشد و یا می تواند تنها او را نهی کند و بگوید این کار را بکن ، این کار رانکن.

نوجوان در این دوران می خواهد که ابتدا الگویش را از خانواده و محیط خانه انتخاب کند ، اما گاهی خانواده در این امر .........

بعضی از خانواده ها گله می کنند که ما همیشه در کنار او نیستیم و دقیقا نمی دانیم که چه دوستانی دارد، ان ها نیز راست را می گویند،اما چه خوب است که ما هم برای فرزندمان علاوه بر این که مادر،پدر باشیم دوست خوبی هم باشیم. دوستی که او به ان اعتماد کند ، احساساتش را به او بگوید. برای دوست شدن با او آسان ترین و اولین راه گفتن صادقانه ی جمله ی دوستت دارم است بدون هیچ پسوند، پیشوندی، بدون هیچ کلمه ی دیگری.صادقانه به او بگویید که چقدر وجودش در کنارتان شادی بخش است. نگذارید که فاصله سنی تان مانع صمیمیت تان شود. نوجوان در این سن دوست دارد


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

مهارتهای یادگیری

 

 


 یادگیری چیست ؟ چه نوع تحولی را در دانش­آموز یا دانشجو باید ایجاد کنیم که به آن یادگیری گفته شود. در زمینه یادگیری روانشناسان تربیتی و متخصصان تعلیم و تربیت، تعاریف زیادی ارائه دادند که امکان بحث و بررسی آنها در این مقوله از برنامه امکان نخواهد داشت.
تعریفی را که از یکی از روانشناسان و همکار وی به نام هیلگارد و مارکوس که در اکثر کتابها هم آمد، و تعریف جامه­ای از یادگیری است ارائه می­دهم . گرچه ممکن است بعضیها قبول نداشته باشد. اشکالی ندارد چون همیشه اختلاف نظر وجود دارد.
در این تعریف هیلگارد اشاره می­کند :


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٥:٢٧ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

کودکان و دنیاى وبلاگ نویسى

 

 

اگر والدین با دنیاى فناورى بیشتر آشنا شوند بهتر مى توانند راه هاى تامین امنیت کودکانشان را به کار بگیرند و کودکان نیز حاضر به همکارى با والدین خود هستند

مارسى دخترى ۱۳ ساله دارد. بارها وقتى وارد اتاقش شده، مشاهده کرده که دخترش با دستپاچگى بعضى از پنجره هاى باز در کامپیوتر همراهش را مى بندد. کاملاً پیداست که مى خواهد از نگاه مادرش مخفى بماند. بارها هم با هم به بحث و مشاجره پرداخته اند و


ادامه مطلب
[ جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٧ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

 

رشد جسمانی در کودک 7-12

 

کوکان 6-9  سال نیاز به فعالیت دارند و چون در مدرسه باید آرام و بی سرو صدا باشند ، انرژی موجود خود را به صورت عادت های عصبی مانند مداد و ناخن جویدن ، انگشت گاز گرفتن ، مو پیچاندن و بیقراری کلی نشان می دهند.

کودک 6-9 ساله به هنگام مدرسه نیاز به استراحت فراوان دارند و بر اثر فعالیت های ذهنی زود خسته

 می شود.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

انواع روشهای برقراری ارتباط با کودکان

 

 

دیده می‌شود که والدین مختلف شیوه‌های متفاوتی را برای ارتباط کودکان خود بکار می‌برند. این شیوه های مختلف مطمئنا نتایج مختلفی را به بار می‌آورند و اینکه آیا ارتباط مناسبی هستند یا خیر ، قابل بحث می‌باشند. هر چند روشهای متعددی هر یک از والدین می‌توانند داشته باشند، اما همه آنها را در یک چهار دسته می‌توان طبقه بندی کرد. این دسته بندی بر اساس دو ویژگی مهم در ارتباط با کودک صورت می‌گیرد شامل محبت و قاطعیت.

تعریف قاطعیت

با توجه به معنای لغوی قاطعیت در ارتباط با کودک به معنی استواری و ثبات در رأی و نظر و غیره است. بطوری که با دلیل خاصی کاری انجام شود و ادامه پیدا کند و براحتی تغییر نکند. برخی والدین بسیار قاطع و برخی فاقد کمترین قاطعیت هستند.

تعریف محبت

همانطور که پیداست منظور از محبت همان پذیرش و صمیمیتی است که والدین در مقابل کودک از خود نشان می‌دهند. برخی از والدین بسیار صمیمی و برخی طرد کننده هستند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

ده راز پرورش کودکی شاد

 

همه پدران و مادران دوست دارند که کودکشان شاد باشد. اما آیا می‌توانیم همان‌طور که به کودکان می‌آموزیم فوتبال بازی کنند یا زبان دومی را یاد بگیرند، به آنها بیاموزیم که شاد و خوشحال باشند؟ آیا بعضی از کودکان ذاتاً شاد متولد می‌شوند و بقیة آنها باید بار سنگین سختی‌ها را به‌دوش بکشند؟ به‌نظر بیشتر دانشمندان، ژن‌هایی که کودکان هنگام تولد به ارث می‌برند بر قدرت شاد بودن آنها تأثیر می‌گذارد. گفتة مذکور به این معنا نیست که شما نمی‌توانید برای لذت بردن او از زندگی کار زیادی انجام دهید. با تشویق کودک، به او می‌آموزید که بیشتر اوقات، خود را در بالاترین حد شاد زیستن قرار دهد.

۱. به کــــودکتان عشق بورزید.
متخصصان می‌گویند که اولین راز پرورش کودکی شاد تمجید از اوست. ادوارد ام. هالوول، نویسندة کتاب ریشه‌های کودکی شادی در بزرگسالی، می‌گوید:عشق مطلق والدین مهم‌ترین عامل در شادی کودکان است. وقتی کودکان بزرگ می‌شوند، دانستن اینکه علایق، عقاید، خصوصیات و استعدادهایشان باارزش تلقی می‌شود پایه‌گذار شادی سال‌های بعدی زندگی‌شان خواهد بود. البته پذیرش کودک به معنای چشم‌پوشی همیشگی از خطاهایش نیست. یاد بگیرید که عملکرد کودک را نقد کنید نه شخصیت او را. همچنین، آنچه را که از کودک می‌خواهید به او بگویید نه آنچه را که نمی‌خواهید.

۲ "نه، من نمـــیتوانم" را به "بله، من میتوانــــم" تبدیل کنید.
وقتی کودک شما بداند که به او اطمینان دارید و باورش کرده‌اید، احساس می‌کند که دست یافتن به همه‌چیز برایش امکان‌پذیر است. افکار کودک نسبت به خود بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین والدین باید افکار مثبت به کودک خود القا کنند. وقتی که در مدرسة ابتدایی، معلم پسر مک بلدسو، نویسندة کتاب پرورش فرزند با متانت، به او گفت که هیچ استعدادی برای بازی فوتبال ندارد، وی به پسر سرزنش‌شده‌اش گفت که هرگز اجازه ندهد کسی به اهداف و رویاهایش راه پیدا کند. امروز پسر او بازیکنی حرفه‌ای در یکی از تیم‌های مطرح کشور است. القائات فکری مثبت بلدسو در ذهن پسرش زندگی او را متحول کرد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

یاد پدر

 

پدرم این جوری بود وقتی من :

4 ساله که بودم فکر می کردم پدرم هر کاری رو می تونه انجام بده .

5 ساله که بودم فکر می کردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه .

6 ساله که بودم فکر می کردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.

8 ساله که شدم ، گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه.

10 ساله که شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملاً فرق داشت.

12 ساله که شدم گفتم ! خب طبیعیه ، پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد.

14 ساله که بودم گفتم : زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله .

16 ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت می کنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده .

18 ساله که شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه .

21 ساله که بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس کننده ای از رده خارجه

25 ساله که شدم دیدم که باید ازش بپرسم ، زیرا پدر چیزهای کمی درباره این موضوع می دونه زیاد با این قضیه سروکار داشته.

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره .

40 ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .

50 ساله که شدم حاضر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم ! اما افسوس که قدرشو نتونستم خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت !

[ شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]


*ویژگیهای شخصیتی برونگرا*

 

 

 


۱) علاقه مند به وقایع پیرامون خود.


۲) رو راست و معمولا پر حرف.

۳) عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه میکند.


۴) اهل عمل و پیشقدمی در کارها.

5) خونگرم زود آشناواهل معاشرت


ادامه مطلب
[ شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

تربیت اصولی فرزندان

 

۱- برای کاستن از میزان اطاعتهای محض و عاری از تفکر و اراده، فرزندتان را با روش انجام وظایف خودش آشنا سازید.

۲- به جای انتقال اندیشه‌های خودتان به کودکان، آنها را با روش اندیشیدن آشنا سازید.

۳- به عملکرد و رفتار فرزندتان می‌توانید ایراد بگیرید و اعتراض کنید، ولی به شخصیت او هرگز لطمه‌ای وارد نسازید..

۴- با مقدار محدودی بی‌اعتنایی بین هر قهر و آشتی از تکرار خطاها جلوگیری کنید.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٦:۱٧ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

مسائل جنسی در کودکان

 

غریزه جنسی یکی از غرایز مهم انسان است و تلاش در جهت ارضای درست و مناسب آن نه تنها مذموم نیست، بلکه بسیار نیکو و پسندیده می باشد. غریزه جنسی که از لحظه تولد در نهاد فرد وجود دارد هیچگاه نباید خاموش شود، بلکه باید از طریق آموزش صحیح تحت کنترل قرار گیرد. کنجکاوی و پرسشهای کودکان در زمینه مسائل جنسی، امری کاملا عادی و طبیعی است


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٥:٥٩ ‎ب.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

خشونت اکتسابی است نه مادرزادی

 

یعنی رفتار والدین ومربیان تاثیر تقویت کننده ای بررفتارهای خشونت بار فرزندان است.

واین را باید بدانیم که فرزندان ما از ما الگو می گیرند پس سعی کنیم اول خودمان را درست کنیم بعد فرزندانمان را.

 

نشانه های بچه های پرخاشگر

 

*نظم وانضباط ندارند.

*با والدین رابطه خوبی ندارند.

*لباسهای خودشان را پاره می کنند.

*گم کردن وسایل.

*نداشتن دوست.

*دوری از فعالیتهای گروهی و دوری ازجمع.

*ترس رفتن به مدرسه ومشکلات مدرسه

*بی حوصلگی وبی انگیزگی در انجام دادن تکالیف مدرسه

*با صدای بلند بددهنی وبی شرمی می کند وبا توهین و تمسخرصحبت می کند.

*می خواهد خواسته هایش مقدم بر خواسته های دیگران باشد.

*دوست ندارد به دیگران محبت کند.

*می خواهد در همه جا برنده باشد.

*احساسات وعقایدش را با آسیب رساندن ابرازمی کند.

*تمام خواسته هایش ونیازهایش رابا فریاد عنوان می کند.

*در بیشتر اوقات اظطراب وافسردگی دارد.

 

علل پرخاشگری

 

عوامل محیطی- خانوادگی-روانی واعتقادی-عوامل ارثی-عوامل فرهنگی واقتصادی

 

نتایج وپیامدهای خشونت

 

*اعتمادبه نفس وعزت نفس پایین-مشکلات بین فردی که از طرف دوستان ومحیط منزل ومدرسه ایجاد می شود.

*افزایش فشار خون وضربان قلب-سردردهای شدید-مشکل پوستی-افسردگی واضطراب-واگه درمان نشود جنایت وخود کشی.

 

توصیه هایی برای کاهش خشم کودکان

 

*به کودکان بیاموزیم که چگونه خشم خودرا مهار کنند.مثال:در زمان خشم نقاشی بکشند.موسیقی گوش بدهند.دوش بگیرندومکان را ترک کنند.

*راههای مقابله ومهارتهای حل مسئله رابه کودکان بیاموزیم.

*در زمان خشم ویا قبل از خشم احساسات درونی خود را بنویسند.

*در زمان عصبانی بودن کودکان آنها را تحقیر ومسخره نکنیم یا به آنها نخندیم.

*سخنرانی ونصیحت نکنیم چون باعث بیشتر شدن عصبانیت آنها می شود.

*با کودکان دیگر مقایسه نکنیم.

*نباید در زمان پرخاشگری کودکان ماهم عصبانی شویم.

*سکوت کنیم آرامش را در محیط فراهم کنیم سعی کنیم بچه رو از اون محیط دور کنیم وبعد در تنهایی با او صحبت کنیم.

*در قضاوت بی طرف باشیم.

*به موقعیت واحساساتش احترام بگذاریم.(اهانت ومسخره نکنیم)

*نقاط ضعف را شناسایی ونقاط مثبت را تقویت کنیم.

*احتیاجات –بازیهای وعلاقه اورا درتمام موارد بپرسیم وبدانیم.

*بی تفاوت بودن ودخالت نکردن در مسائل دیگران را از اول به اویادبدهیم(حتی نسبت به خواهر وبرادر)

*تنبیه بچه های پرخاشگر فقط محروم کردن آنها ازامکاناتی که دارندباید باشه(نبردن به پارک -تماشای تلویزیون.بازی نکردن با کامپیوتر.....)

 

 

منابع:

 

نقش خانواده درکاهش پرخاشگری(حسنعلی میرزابیگی)

کلیدهای رفتار باکودکان پرخاشگر(مسعودحاجی زاده)

[ دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٤:٤۳ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

 

همه آن چیزی که درزندگی میخواهیم احساس امنیت است.

علائم اضطراب در بچه ها

*احساس بیقراری عصبی بودن وبدخلقی

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]

چگونگی برخورد با کودکان دروغگو

دروغگویی مانند سایر بیماریهای روانی وعاطفی دیگر ریشه در خانواده دارد واگر درمان نشود عامل اصلی فسادهاست.

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥۸ ‎ق.ظ ] [ نازیلا اخوانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نازیلا اخوانی ارشد علوم تربیتی مدرس آموزش خانواده ومهارتهای زندگی ومشاوره در امور تربیتی فرزندان می توانید برای مراجعه حضوری با تعیین وقت قبلی به مرکز مشاوره سلامت مراجعه فرمایید. شماره تماس 77209524
امکانات وب
شاپرک::سرای دانش آموزان ایران