مهارت اجتماعی وناسازگاری بچه ها

قسمت اول؛ به صحبت های مربی درباره ی تعامل بهتر با همسالان اختصاص دارد، هنگام انجام ای کار معلم باید بر آنچه کودک «باید» انجام بدهد متمرکز می شود نه بر آنچه نباید انجام بدهد.


قسمت دوم؛ شامل تکرار و تمرین با دیگران است.


قسمت سوم؛ دادن یک نقش مسئولیتی در کلاس به کودک به افزایش مقبولیتِ او در میان همسالان کمک می کند. (آموزش موثّر. روش تدریس کار آمد)
همچنین رشد مهارت های اجتماعی کودکان با سبک فرزند پروری والدین مرتبط است. سبک های فرزند پروری والدین را میتوان در امتداد دو پیوستار تعریف کرد: صمیمیت (خونگرمی) یا پاسخ دهی از سو)ی والدین و کنترل یا سخت گیری از سوی والدین (بوویند، 1991)


همچنین والدین میتوانند فرصت بازی را با همسالان برای کودک فراهم کنند و یا با کودکان خود بازی کرده و به رشد مهارت های لازم برای بازی با همسالان به فرزندشان کمک کنند. همچنین والدین می توانند فرصت بازی با همسالان به فرزندشان کمک کنند.


همچنین صحبت کردن با کودکان درباره ی روابط آن ها با همسالان باعث ارتقای مهارت های اجتماعی آنان می شود (لیرد  و همکاران). )آموزش موثر و تدریس کار آمد)
در حال حاضر بسیاری از محققان اعتقاد دارند مهارت های اجتماعی آموختنی هستند، زیرا کودکانی که در محیط های نا مناسب و نا معقول دارند و قادر به برقراری هیچ ارتباط صحیح نمی باشند و باعث می شود فرد در بین دیگران محبوبیت نداشته باشند.


اما می توان به علل و عوامل دیگری اشاره کرد که عبارتند از:

1. علل ارثی: که به همراه ژن و از طریق والدین به آن ها منتقل می شود.
2. علل زیستی: نقص عضو، اختلال بینایی و شنوایی و ...
3. علل عاطفی: مانند احساس محرومیت از والدین.
4. علل روانی: وجود فشارهای درونی.
5. علل اجتماعی: مانند نا به سامانی، اختلاف و در گیری اعضای خانواده و ...
6. علل تربیتی: عدم یا افراط تربیت، ناهماهنگی بین عاملان تربیت در خانواده و مدرسه و جامعه.

تعریف مهارت اجتماعی:

مجموعه توانمندی هایی است که موجب موفقیت در زندگی اجتماعی فرد می شود. هر فرد برای زندگی موفق در یک جامعه، علاوه بر مهارت های فردی به مهارت های دیگری نیاز داردکه از آن به نام مهرت های اجتماعی یاد می کنند.(کتاب آموزش و پرورش کودکان با نیاز های ویژه)

مهارت های اجتماعی، مجموعه رفتارهایی است اکتسابی که از طریق مشاهده، مدل سازی، تمرین و بازخورد آموخته می شود و دارای ویژگی های زیر است و رفتارهای کلامی و غیر کلامی را در بر می گیرند و اسخ های مناسب و مؤثر را در بر دارند، بیشتر جنبه تعاملی داشته، تقویت اجتماعی را به حداکثر می رسانند و بر اساس ویژگی ها و محیطی که فرد در آن واقع شده است، توسعه می یابند و از طریق آموزش رشد می کنند (میچلسون 1983 به نقل از کرامتی 1381).

بخش هایی از رفتار که از جهت آغاز و پایداری روابط مثبت با دیگران برای فرد مهم هستند. (کتاب آموزش و پرورش کودکان با نیاز های ویژه)
در تعریف مهارت اجتماعی، ویژگی های ذیل مورد قبول اکثر محققان است:
1) ارتباط فرد به فرد که شامل تبادل و تفسیر پیام هاست.
2) عوامل موقر در یادگیری رشد پیدا می کنند و علاوه بر شخصیت فرد تجارب گذشته و تعامل بین فردی او نیز در رسیدن به هدف موثر است.
3) به صورت کلامی (سخن، لغات یا جملات) و یا غیر کلامی (استفاده از چشم، تن صدا، بیان چهره ای و ژست ها) می باشد.
4) از فرهنگ و گروه اجتماعی که فرد در آن زندگی می کند، تأثیر می پذیرد.
5) از طریق اجتماعی رشد پیدا می کند. این تقویت در صورتی مؤثر که مورد علاقه فرد بوده برانگیزاننده باشد.
6) طبیعت دو جانبه دارد و رفتارهای دو سویه را می طلبند. از عوامل محیطی، سن، جنس و موقعیت دیگر افراد، تأثیر می پذیرد (وران، کلی،

 


مایکسون و دیگران (1982، به نقل قول از هارجی  و همکاران، 1994) در ارزیابی نشانه های مهارت اجتماعی به شش عنصر اصلی اشاره می کنند:


1) مهارت های اجتماعی به طور معمول آموخته می شوند.
2) شامل مجموعه ای از رفتارهای کلامی و غیر کلامی گوناگون ویژه اند.
3) مستلزم داوطلب شدن  و ارائه پاسخ های مناسب و مؤثرند.
4) تقویت های اجتماعی دیگران را به حداکثر می رسانند.
5) ماهیتی تعاملی دارند و به زمان بندی مناسب و تأثیر متقابل برخی از رفتار ها احتیاج دارند.
6) تحت تأثیر عوامل محیطی همچون سن، جنس، پایگاه طرف مقابل می باشند.


تراور  (1980) به نقل از کارتلج و میلبرن  (1985) مهارت های اجتماعی را به دو بعد تقسیم می کنند. اجزاء مهارت
(را فرایندهای واحدی نظیر نگاه، تکان دادن سر، یا رفتارهایی در روابط اجتماعی مانند سلام و خداحافظی تشکیل می دهند فرایندهای اجتماعی به توانایی فرد در ایجاد رفتار ماهرانه بر اساس قواعد و اهداف مربوطه و در پاسخ به باز خورد های اجتماعی اشاره دارد. این تمایزنیاز فرد را به نظارت بر موقعیت ها و تغییر رفتار در برابر واکنش سایر افراد می سنجند.


ایسلر و فردریکسن  (1980) به نقل از کارتلج و میلبرن (1985) مهارت های اجتماعی را هم دارای جنبه های مشهود و هم دارای عناصر شناختی نا مشهود می دانند. عناصر شناختی نامشهود افکار و تصمیماتی است که باید در ارتباطات متقابل بعدی گرفته شود یا انجام گیرد این عناصر همچنین مقاصد و بینش فر دیگری را شامل می شود که واکنش در برابر آن احتمالا ً بر اندیشه های طرف مقابل تأثیر می گذارد. رشا و آشر (1991) به نقل قول از دهقان (1385) مهارت های اجتماعی را شامل رفتار های دانسته اند که در رتعامل موفق و مناسب با دیگران به کار می رود واین مهارت ها با داشتن پایه و شناخت اجتماعی از قبیل ادراک اجتماعی و استدلال ظهور می یابد. (مورگان،  1980، به نقل از کارتلج و میلبرن ، 1985) به نکته اشاره دارد که مهارت های اجتماعی نه تنها امکان شروع و تداوم روابط متقابل و مثبت را با دیگران فراهم می آورد بلکه توانایی نیل به اهداف ارتباط را نیز در شخص ایجاد می کند.


لیبرمن  (1989) کنش متقابل اجتماعی را به یک فرآیند مرحله ای که هر مرحله نیازمند یک مجموعه از مهارت های متفاوتی است، تجزیه نموده اند، مرحله اول ارتباط، نیازمند مهارت گیرندگی است که شامل مهارت هایی است که شامل مهارت هایی است که برای توجه کردن و درک درست اطلاعات اجتماعی متناسب که در موقعیت ها وجود دارد لازم می باشد، چون متناسب بودن رفتار میان فردی وابسته به موقعیت هاست، اتفاق رفتار اجتماعی درست بستگی زیادی به شناخت صحیح نشانه های میان فردی و محیطی دارد، که ما را به پاسخ های مؤثر رهمنمون می شوند. مثال های مهارت های گیرندگی شامل شناخت متناسب اشخاصی است که با آن ها تعامل می کنیم. شناخت صحیح احساسات و امیالی که دیگران بیان می کنند.  در واقع شنیدن صحیحآنچه دیگران بیان می کنند و دانشتن اهداف شخصی فردی که با ما تعامل می نماید، می باشد. (ده بزرگی، 1375)


در مرحله بعدی ما نیازمند مهارت های پردازشی می باشیم. برای موفق شدن در رویارویی میان فردی، نیازمند به این هستیم که بدانیم می خواهیم چه چیزی را به دست آوریم و چگونه می توانیم به بهترین وجه آن را کسب کنیم.

انتخاب مهارت هایی که برای کسب اهداف نزدیک مؤترند هست مستلزم توانایی حل مشکل به شیوه منظم و سازمان یافته می باشد. بعد از درک صحیح اطلاعات اجتماعی متناسب با موقعیت (مهارت های گیرندگی) و شناخت مهارت های لازم برای تعامل (مهارت های پردازش) میبایستی مهارت ها را به طرز شایسته ای برای تکمیل موفقیت آمیز مبادله های میان فردی به اجرا در آورد.

این مرحله سوم از ارتباط، مستلزم مهارت های فرستندگی رفتارهای واقعی درگیر در تبادل اجتماعی می باشد. مهارت های فرستندگی شامل محتوای کلامی یا آنچه که بیان می شود و همینکه چگونه پیام با دیگران ارتباط پیدا می کند، می باشد. ارتباط خوب مستلزم درک صحیح اجتماعی (مهارت های گیرندگی) و توانایی برنامه ریزی شناختی (مهارت های پردازش) قبل از دادن یک پاسخ (رفتار مؤثر مهارت فرستندگی) می باشند در مجموع هارجی و همکاران (1994) بر این نکات تأکید دارند:
1) نخست این که رفتارهای اجتماعی هدفمندند. ما از این رفتارها برای کسب نتایج مطلوب استفاده می کنیم و بنابراین بر خلاف سایر رفتاره که اتفاقی یا غیر تعمدی هستند. مهارت های اجتماعی هدف دارند.


2) دومین ویژگی رفتارهای اجتماعی ماهرانه، به هم مرتبط بودن این توانایی هاست. یعنی آنان رفتارهای متفاوتی هستند که به منظور هدف ویژه مورد استفاده قرار می گیرن و ما به طور همزمان از آن ها استفاده می کنیم.


3) سومین ویژگی مهارت های اجتماعی متناسب بودن آن با وضعیت است. فردی از لحاظ اجتماعی ماهر است که بتواند رفتارهایش را متناسب با انتظارات دیگران تغییر دهد. به این ترتیب داشتن ارتباط ماهرانه بستگی به استفاده صحیح (از لحاظ بافتی) و تسهیل کننده (از نظر رفتاری) از شیوه های برقراری ارتباط مناسب کار آمد با دیگران دارد.


4) چهارمین ویژگی مهارت های اجتماعی این است که این مهارت ها در واقع واحدهای رفتاری مجزا هستند. فردی که از لحاظ اجتماعی مهارت دارئ قادر است رفتارهای مختلف و مناسبی داشته باشد. این توانایی های اجتماعی را در قالب عملکرد، رفتاری پی ریزی می کنند. این نکته یکی از ویژگی های بارز ارتباط اجتماعی ماهرانه است.
مهارت های اجتماعی، آموختنی است. در حال حاضر تمامی محققان اختلاف نظر دارند که اکثر رفتارهای اجتماعی آموختنی هستند.


5)آخرین مورد از ویژگی های مهارت های اجتماعی این است که افراد بر این مهارت ها کنترل شناختی دارند. بنابراین کسی که از لحاظ اجتماعی کمبود مهارت دارد، ممکن است عناصر اصلی مهارت اجتماعی را فرا گرفته باشد اما از فرآیندهای فکری لازم برای استفاده از این عناصر در تعاملات خود بی بهره باشد.

 

 

 

تربیت مهارت های اجتماعی:


یکی از دلایل اصلی که سبب می شود کودکان خاصی محبوبیت نداشته باشند این است که این کودکان مهارت های اجتماعی مناسبی که می تواند آن ها را دوست داشتنی جلوه دهد، ندارند. آن ها در یک وضعیت دو سویه گرفتارند. از طرفی، دانش آموزان بی دقت فرصتی برای تمرین مهارت اجتماعی نمی یابند و از طرف دیگر آن هایی که در مهارت های اجتماعی ضعیف هستند  قادر به برقراری دوستی نیستند(لوییس و دورلاگ 1991).


انزوای اجتماعی در دوران کودکی ممکن است عواقب دراز مدت و جدی بر بهداشت روانی فرد در بزرگسالی  به جای بگذارد. بنابراین، کمک به افراد طرد شده و منزوی برای غلبه بر این مشکلات، ضروری است. خوشبختانه، شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد می توان رفتارهای اجتماعی را، که به روابط فردی مثبت با دیگران کمک می کنند، آموزش داد. این آموزش می تواند تاثیرات پابرجایی داشته باشد(هیکسون 1990، لویت 1991).

«مهارت های اجتماعی پایه» چه هستند؟

مهارت های اجتماعی پایه

•    ارتباط چشمی: توانایی ایجاد ارتباط چشمی با دیگران هنگام گوش دادن به سخن آن ها و یا هنگامی که با آن ها حرف می زنید دست کم برای یک دوره ی زمانی کوتاه.
•    بیانات چهره ای: خندیدن، ابراز علاقه.
•    فاصله ی اجتماعی: دانستن اینکه در چه فاصله ای نسبت به فرد مقابل قرار بگیریم و چه موقع برقراری تماس بدنی است مناسب است.
    چگونگی صدا: حجم صدا، زیری و بمی صدا، میزان گفتار، وضوح، محتوی.
•    احوال پرسی با دیگران: آغاز ارتباط یا پاسخ گویی به احوال پرسی، دعوت کردن یک کودک دیگر برای پیوستن به شما در بعضی فعالیت ها.
•    گفت و گو کردن: مهارت های محاوره ای مناسب سن، بیان احساسات، سوال کردن، گوش کردن، ابراز علاقه، پاسخ دادن به پرسش دیگران.
•    بازی و کار کردن با دیگران: رعایت کردن مقررات، مشارکت، قول دادن، کمک کردن، نوبت گرفتن، تعارف با دیگران، قدردانی، ابراز تأسف.
•    جلب توجه و یا درخواست کمک: استفاده از راه های مناسب.
•    حل کردن تعارضات درونی: مهار پرخاشگری، فرو نشاندن خشم خود و تحمل خشم دیگران، پذیرش انتقاد، روحیه ی ورزشکاری.
•    آراستگی و بهداشت
(آموزش و پرورش کودکان با نیازهای ویژه)


چگونه مهارت‌های اجتماعی را به کودکان آموزش دهیم؟

کودکان برای آنکه بتوانند خودشان را با اجتماعی که در آن زندگی می‌کنند، سازگارتر کنند، باید مهارت‌های اجتماعی گوناگون را بیاموزند‌.
مهم‌ترین مهارت‌های اجتماعی لازم برای کودکان، عبارتند از:


1- سلام کردن: کودکان از طریق تعامل با همسالان شان با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. نخستین گام در برقراری ارتباط، سلام کردن به دیگری است. ما نه تنها با استفاده از واژگانی مثل «سلام» و «حالت چطوره»، بلکه با تغییر حالت چهره، تن صدا، ژست و فرم نشستن و ایستادن نیز با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کنیم. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، ممکن است به افراد آشنای خود هم سلام نکنند. آنها ممکن است درست کنار دوست شان راه بروند، ولی حتی یک نگاه هم به او نکنند یا اگر حرفی بزنند، احتمالاً تماس چشمی با او برقرار نمی‌کنند و سرشان را به زیر می‌اندازند. در مواردی، اگر سلام هم بگویند، ممکن است تن صدای شان چندان دوستانه و صمیمی نباشد. بخش غیرکلامی سلام کردن هم به اندازه بخش کلامی آن اهمیت دارد.
هنگام سلام کردن مهم نیست که کودک از چه عبارت و جمله‌ای استفاده می‌کند یا با چه لحن و حالتی جمله‌اش را بیان می‌کند، مهم آن است که طوری به دوستش سلام کند که او از دیدنش احساس شادی و خوشحالی کند.


2- پیش قدم شدن در گفت‌وگو‌: بعد از سلام و احوال پرسی‌، معمولا گفت‌وگو شروع می‌شود‌. برای ورود به بحث‌، کودک باید بتواند مکالمه‌ای را آغاز کند‌، ادامه دهد و به پایان برساند. این مهارت مستلزم خوب گوش دادن و توجه کردن است. برای مثال‌، او باید اصل «رعایت نوبت» را بداند‌.
گاهی کودکان موضوعی برای صحبت کردن با یکدیگر ندارند، در اینگونه موارد می‌توانند پرسشی را مطرح کنند؛ مثل کارتون خرس‌ها را دیده‌ای؟ یا می‌دانی در مدرسه چه اتفاقی افتاده است؟موضوع بحث باید برای هر دو طرف جالب و جذاب باشد تا هر دو را به نوعی درگیر صحبت کند. مکالمه یکطرفه موجب خستگی و کسالت دو طرف می‌شود و ممکن است موجب قطع همین ارتباط ساده هم شود. حتی ممکن است تأثیری منفی در ذهن آن دو بگذارد و در آینده هم تمایلی برای صحبت کردن با هم نداشته باشند. پس گوش کردن مثل صحبت کردن مهم است. اگر کودک علاقه‌ای به آنچه دوستش می‌گوید، از خود نشان ندهد، ممکن است از صحبت کردن با او منصرف شود. کودکان کم توجه و پرتحرک، اغلب زمان صحبت کردن و گوش کردن را درست تشخیص نمی‌دهند.


3- درک احساس شنونده: زمانی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، برای حفظ و ادامه آن لازم است که گوینده به حالت‌های عاطفی شنونده‌اش توجه داشته باشد. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، اغلب در درک احساس شنونده نیز ناتوان هستند، درحالی‌که کودک اجتماعی، سریع و راحت می‌تواند حالت‌های احساسی شنونده‌اش را بشناسد و طبقه‌بندی کند، آنگاه سخنانش را ارزیابی کند و براساس پاسخ‌هایی که از شنونده دریافت می‌دارد، کلماتش را انتخاب کرده و گفت‌وگو را ادامه دهد.


4- همدلی کردن: همدلی کردن شبیه درک گفته‌های دیگران است، با این تفاوت که شنونده باید سعی کند احساسات سایر افراد را نیز درک ‌کند. همدلی کردن این امکان را به فرد می‌دهد که بتواند ارتباطی واقعی با دوستانش برقرار کند. برای مثال، اگر دانش‌آموزی در درس ریاضی نمره20 گرفته ولی دوستش 11 شده است، بتواند شادی خود را کنترل کرده و با دوستش به ابراز همدردی بپردازد. او می‌تواند با گفتن جمله‌ای نظیر « اشکال ندارد، سعی کن در امتحان بعدی بیشتر درس بخوانی تا نمره بهتری بگیری»، او را دلداری دهد.


5- یافتن نقاط مشترک: برای حفظ یک مکالمه دوستانه، توجه به نقاط مشترک هر دو طرف اهمیتی خاص دارد. این سرنخ‌ها به کودک یا نوجوان کمک می‌کند تا تمایل بیشتری برای ادامه دوستی و دیدارهای بعدی با هم داشته باشند. بخش مهم شناخت این سرنخ‌ها، توجه به لحن و زیر و بم صدای افراد است. برای مثال هر دو از یک ویژگی آموزگارشان خوش‌شان بیاید یا به ورزش فوتبال علاقه‌مند باشند.


6- پیش‌بینی کردن: برای حفظ گفت‌وگو، کودک باید از قبل بتواند تأثیر گفته‌های خود را بر شنونده پیش‌بینی کند و افکار شنونده را درنظر داشته باشد. برای مثال، اگر احساس می‌کند که جمله‌اش می‌تواند موجب ناراحتی، آزردگی، خشم یا اندوه شنونده شود، ممکن است شیوه بیان کلمات یا جملات خود را تغییر دهد. کودکان غیراجتماعی معمولا توجهی به این نکته ندارند و قادر نیستند کلام خود را تغییر دهند.
در مورد آنچه قصد دارند بگویند، کمی فکر می‌کنند و آنگاه به زبان می‌آورند. برای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان در حال صحبت درباره تیم ورزشی مورد علاقه‌شان هستند و از این گفت‌وگوی خود لذت می‌برند، بدیهی است اگر یک نفر به آنها بگوید «هفته دیگر امتحان ریاضی داریم، آیا شما تمرین کرده‌اید؟» خوش‌شان نخواهد آمد و او را طرد خواهند کرد. زمانی که فرد کلام دیگران را قطع می‌کند (وسط حرف دیگران می‌پرد) و بدون درنظر گرفتن شرایط فعلی جمع، سخنی می‌گوید، مورد بی‌مهری سایرین قرار خواهد گرفت.


7- شیوه حل مسئله: بخش دیگری از مهارت اجتماعی افراد مربوط به تشخیص درست اختلاف‌ها و مسائل بین افراد است. گاهی ممکن است فردی با گفته‌های شما موافق نباشد و از شنیدن سخنان شما خشمگین شود و شروع به پرخاشگری و تندی با شما کند، در اینگونه موارد چگونگی پاسخ‌دهی شما به حالات عاطفی شنونده، تأثیر زیادی بر روند گفت‌وگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفت‌وگو را ندارند، معمولا دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی می‌شوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدت‌ها صرف‌نظر کنند.


اینگونه موارد (چگونگی پاسخ‌دهی شما به حالات عاطفی شنونده) تأثیر زیادی بر روند گفت‌وگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفت‌وگو را ندارند، معمولاً دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی می‌شوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدت‌ها صرف‌نظر کنند. اینگونه کودکان می‌خواهند همیشه برنده باشند و اصلا برایشان مهم نیست که چه بهایی برای این برنده شدن باید بپردازند (از دست دادن دوست). این گروه مدام در اجتماع لطمه می‌خورند و برای خودشان دشمن می‌تراشند.


اختلاف داشتن با دیگران اجتناب‌ناپذیر است و اغلب برای شفاف‌سازی‌ موضوع باید به گفت‌وگو بپردازند. برای یک مکالمه و گفت‌وگوی دو طرفه و حفظ روابط دوستی نیاز به برنده شدن یکطرفه نیست، بلکه باید هر دوطرف از مکالمه برنده بیرون بیایند.
8- عذرخواهی کردن: هر فردی ممکن است گاهی دچار سوءتفاهم و اشتباه در روابط اجتماعی خود با دیگران شود. فردی که از مهارت‌های اجتماعی بالایی برخورد است، با اعتماد به نفس کافی پا پیش می‌گذارد و بابت اشتباهش عذرخواهی می‌کند. با این شیوه پسندیده، او سریع و آسان می‌تواند رفتارش را تصحیح کند. کودکانی که در مهارت‌های اجتماعی ضعیف هستند، هنگام بیان عذرخواهی دچار دردسر می‌شوند و دست و پای خود را گم می‌کنند. آنها می‌ترسند که دیگران آنها را احمق بدانند درحالی‌که مردم معمولا برای کسی که بابت اشتباه خود عذرخواهی می‌کند، احترام و ارزش بیشتری قائل هستند.


آماده سازی مهارت های اجتماعی:

1. تعریف: مهارتی را که می آموزید توصیف کنید. در این زمینه که چرا این مهارت ویژه مهم است و چگونه کاربرد آن به ایجاد رابطه کمک می کند بحث کنید. مهارت را می توان با استفاده از یک فیلم کوتاه، یک یا کارتون، یک نمایش عروسکی و یا تذکر دادن به کودک و راهنمایی او به فعالیت هایی که در گروه همسالان در جریان است، شرح داد. معلم می تواند بگوید:«نگاه کن چطور آن دو دختر در ساختن پازل به هم کمک می کنند. به من بگو آن ها به یکدیگر چه می گویند.»
2. مهارت را الگو کنید: مهارت را به چند جزء شاده تقسیم کنید و خودتان آن را به روشنی شرح دهید یا یک دانش آموز را انتخاب کنید تا این کار را انجام دهد.
3. تقلید و تمرین: کودک یک مهارت را در محیطی که در آن جا آموزش دیده است امتحان می کند. برای این که این امر موفقیت آمیز باشد باید او را تحریک کرد تا آن مهارت را اجرا نماید و با دقت توجه کند و آن چه را که معلم شرح می دهد به خاطر بسپارد.
4. بازخورد: این مرحله باید اطلاع دهنده باشد:«شما هنوز آن را کاملاً یاد نگرفته اید. باید هنگام صحبت به او نگاه کنید. دوباره سعی کن»، «این بهتر است. شما نگاه کردید و لبخند زدید. خوب است». باز خورد از راه یک ضبط ویدیویی می تواند در بعضی مواقع سودمند باشد.
5. فرصتی فراهم کنید تا کودک مهارت به کار بندد: معلم می تواند با توجه به مهارتی که آموزش می دهد کارهای گروهی کوچک یا فعالیت هایکاری دو به دو ترتیب دهد تا مهارت ها در کلاس و یا دیگر مکان های طبیعی اجازه کاربرد پیدا کنند و تعمیم یابند.
6. تقویت متناوب: نمونه هایی را که در آن کودک مهارت ها را بدون اجبار، در مواقع دیگر روز یا درهفته های بعد به کار می گیرد زیر نظر بگیرید. به او پاداش و تقویتی توصیف کننده بدهید. به پایداری پس از اکتساب توجه کنید. احتمال زیادی وجود دارد که این رفتارها به محض تثبیت شدن، که به وسیله یپیامدهایشان مثلاً یک تعامل رضایت بخش تر با همسالان پایدار شوند.
(آموزش و پرورش کودکان با نیازهی ویژه)


روش ها ی کمک به رشد مهارت های اجتماعی کودکان:

به هنگام تلاش برای بهبود مهارت های اجتماعی نا محبوب نباید تنها بر رفتارهایی مانند شروع دعوا، که ظاهراً آن ها را در میان سایر کودکان نامحبوب می کند، متمرکز شد، بلکه به طور کلی باید بر رشد مهارت های اجتماعی تأکید شود، زیرا علاوه بر این رفتارهای آشکار، ممکن است آن ها فاقد سایر مهارت های اجتماعی باشند و طریقه ی واکنش نشان دادن در موقعیت های اجتماعی را ندانند.


مشکل اول، شناختن کمبودهای مهارت های کودک است؛ مهارت هایی که کم تر به چشم می خورند.
برای این کار باید کودک را هنگام تعامل با همسالان و بزرگسالان به دقت مشاهده کرد، به طوری که بتوان تشخیص داد کودک در حال حاضر واجد و فاقد کدام مهارت هاست. مشاهده گر باید موقعیت مورد مشاهده را در نظر بگیرد(آیا کودک برای تداوم گفتگو، پیوستن به یک گروه یا انجام یک بازی تلاش می کند) و از اتفاقاتی که رخ می دهد، یادداشت برداری کند تا در صورت لزوم قادر به اقدام اصلاحی باشد. پس می توان این مشاهدات را در یکی از شش مقوله ی ذکر شده در فهرست پذیرش طرد طبقه بندی کرد (لذت بخش بودن، شوخ طبعی، کاردانی/مهارت، مشارکت جویی/زودجوشی، یاری رسانی) به این صورت، هم می توان نقاط قوت وضعف کودک را فهرست کرد و هم برای نقط ضعف تدبیری اندیشید (ویلیام و آشر،  1993). بررسی رفتارهای کودکان در جریان بازی های سازمان یافته روشی مناسب برای پی بردن به مهارت های اجتماعی آن هاست (داج و همکاران، 1986).


آموزش مهارت های اجتماعی، روشی برای بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان است. آموزش مهارت های اجتماعی بر پایه ی ان اصل قرار دارد که مشکلات کودکان در مهارت های اجتماعی غالباً به این دلیل ایجاد می شود که کودکان نمی دانند در موقعیت های اجتماعی چه کار کنند و می توان کودکان را برای غلبه بر این مشکلات آموزش دادو به همین دلیل این روش مستلزم آموزش مستقیم مهارت های اجتماعی ضروری است.


ویلیام و آشر (1993) یک جلسه آموزش سه قسمتی پیشنهاد می کنند. قسمت اول به صحبت مربی (یک بزرگسال پاسخگو، مثلا معلم کودک) درباره ی نحوه ی تعامل بهتر با همسالان اختصاص دارد. هنگام انجام این کار معلم باید بر آنچه کودک «باید» انجام دهد، متمرکز شود نه بر آنچه که «نباید» انجام دهد.
قسمت دوم شامل تکرار و تمرین فعالیت با کودکان دیگر است. در نهایت نیز مربی و کودک می توانند کاربرد مفاهیم اجتماعی را در خلال آن فعالیت مورد بحث قرار دهند. آموزش مهارت های اجتماعی نباید تنها به توصیف مهارت و توجیه اهمیت آن بپردازد، بلکه باید نحوه ی انجام، زمان و دلیل انجام آن را تشریح کند و نمایش دهد. تکرار و تمرین مهارت ضروری است (بروفی،  1996). گاهی مفید است که یک مهارت قبل از اینکه در زندگی واقعی به کار برده شود، به صورت بازی نقش، تکرار و تمرین شود. الگوسازی رفتار مطلوب توسط معلم یا سایر متخصصان در مدرسه می تواند به درک کودک از رفتار جامعه پسند، کمک کند.


به عقیده ویلیام و آشر (1993) در روش آموزش مهارت های اجتماعی چهار مفهوم باید آموزش داده شوند: همکاری (برای مثال نوبت گرفتن، تقسیم مواد و ارائه پیشنهاد در جریان بازی ها)، مشارکت (برای مثال شرکت کردن، شروع کردن، توجه کردن در جریان بازی)، ارتباط (برای مثال صحبت کردن با دیگران، پرسیدن، صحبت کردن درباره ی خود، مهارت های گوش دادن، برقراری تماس چشمی و به کار بردن اسم کودکان دیگر) و اعتباریابی (برای مثال، توجه کردن به دیگران، گفتن چیزهای خوب به دیگران، لبخند زدن، ارائه کمک و پیشنهاد)

ممکن است هر یک از کودکان به آموزش اضافی در حوزه های خاص نیز نیاز داشته باشند. مثلا ممکن است برخی از کودکان به دلیل نداشتن مهارت های اساسی مورد نیاز در بازی ها یل ورزش ها، از بازی ها یا فعالیت های گروهی کنار گذاشته شوند. آموزش این مهارت ها می تواند به چنین کودکانی در هماهنگ شدن با گروه های همسال کمک کند.


به غیر از مهارت های ویژه ی اجتماعی، کارهای دیگری نیز وجود دارند که معلم ها می توانند برای کمک به کودکان نا محبوب کلاس انجام دهند. اولین کار این است که معلم سعی کند کارهای ذوقیریا، علایق یا استعدادهای کودک نامحبوب را پیدا کند و با تشویق وی به آوردن اشیا مربوط به کار ذوقی به کلاس یا دادن اجازه ی معرفی و صحبت کردن درباره ی کار ذوقی اش، آشکارا او را تبلیغ نماید. این اقدام موجب تثبیت موقعیت کودک به عنوان خبره ی یک کار می شود و اعتبار وی را در گروه تقویت خواهد کرد.


همچنین دادن یک نقش مسئولیتی در کلاس به کودک به افزایش مقبولیت او در میان همسالان کمک می کند، اما به خصوص در میان نوجوانان باید از عنایت ویژه به فرد (عزیز دردانه معلم شدن) اجتناب شود (لاوُیی،  1997).


در مورد کودکان پیش دبستانی، پذیرش آشکارا کودک توسط معلم ممکن است مفید باشد، زیرا احتمالاً این رفتار توسط دانش آموزان تقلید خواهد شد (لاوُیی، 1997).
کار مشارکتی در گروه اگر چه مستلزم مهارت های اجتماعی مزلوب در دانش آموزان است، می تواند به رشد این مهارت ها نیز کمک کند. وا داشتن کودکِ طرد شده به کار کردن با همشال دارای موقعیت خوبدر کارهای دونفری می تواند مقبولیت وی را افزایش دهد، اما معلم ابتدا باید اطمینان یابد که این کودک توسط همکلاسی ِ دارای موقعیت بهتر پذیرفته می شود.

همگروه کردن دانش آموزان دارای مهارت اجتماعی پایین با دانش آموزان دارای مهارت اجتماعی بالا، هم در کار مشارکتی گروهی و هم در بازی ها می تواند به آن ها کمک کند که از طریق مشاهده ی همسالان توانمندتر از لحاظ اجتماعی، مهارت های اجتماعی رل فرا گیرند (کمپل،  1992، لاویی، 1997).
برخی از کودکان طرد شده پرخاشگرانه رفتار می کنند، زیرا از مهارت های دیگری برای حل تعارض برخوردار نیستند. این کودکان باید روش های متفاوتی برای مواجهه با تعارض یاد بگیرند (مثل نوبت گرفتن یا مشارکت) که می توان هم از طریق فعالیت هایی مثل بازی نقش و مباحثه که در آن ها راه های دیگر ارائه می شود، این کار را انجام داد. وقتی این مهارت ها آموخته شدند، ممکن است هنوز لازم باشد که معلم در آغاز، هنگام بروز اختلاف در کلاس بلافاصله کودک را راهنمایی کند (کمپل، 1992).


برای اینکه کودک طرد شده همیشه آخرین نفرِ برگزیده برای بازی نباشد، معلم می تواند از روش انتخاب تصادفی برای گروه بندی کودکان استفاده کند.
برخی از پژوهش ها نشان می دهند که کودکان نامحبوب و طرد شده به خوبی ِ همسالان محبوب قادر به تفسیر هیجان ها و عواطف دیگران نیستند و بنابراین نسبت به عواطف دیگران واکنش نا مناسب نشان می دهند. می توان با دادن نشانه هایی درباره ی هیجان ها و عواطف دیگران به این کودکان (مثلا ً، به سیمین نگاه کن، تصور میکنی که او به چه چیزی فکر می کند؟ به نظر تو آیا به خاطر کاری که تو انجام داده ای خوشحال است؟) آن ها را یاری کرد.
(آموزش مؤثر)

برخی از مهارت‌های اجتماعی لازم برای زندگی در قرن بیست:


* مهارت تفکر انتقادی: منظور از تفکر انتقادی، انتقاد کردن از گوینده یا نویسنده یا خبر و نتیجه نیست، بلکه منظور نقد درست مطلب از طریق تحلیل قض

/ 3 نظر / 288 بازدید
زينب

روش تنبيه اصلا روش كارامد و مفيدي نيست حتي براي بچه بيش فعال لطفا تجديد نظر كنيد در مطالبتون ممنون

فرهادی

سلام من فرهادي ناشر هستم اگر تمايل به چاپ يا ترجمه کتاب داريد در خدمتتان هستم. نشرم به نام چاپارفرزانگان است. تلفن دفترنشر6665209-021 farhadi_sabet@yahoo.com از سايت انتشارات ديدن کنيد. ‬http://www. chaparfarzanegan.toodel.com

ابدالی

سلام دوست عزیز. وب پرمحتوایی دارین.با اجازه تون مطلب این صفحه وبتونو دروبلاگ خودم قرار دادم. شاد و زنده باشید.[گل][قلب]