استقلال طلبی در نوجوان

سنین نوجوانی برای بسیاری از خانواده ها، دورانی سخت و مشکل ساز است. نوجوانان ممکن است ایده ها، ارزش ها و یا باورهایی داشته باشند که با اعتقادات و ارزشهای والدینشان تفاوت زیادی داشته باشد. هر چند حل و فصل این مساله برای والدین، گاه بسیار سخت است، اما این مساله بخشی از روند طبیعی حرکت به سوی استقلال است. در ابتدا ممکن است والدین در برابر این تغییرات (یعنی مبارزه ی نوجوان برای کسب استقلال) مقاومت کنند اما مواجه شدن با این مساله امری اجتناب ناپذیر است.

چگونگی رفتار صحیح با نوجوان

والدین باید توجه کنند که برای کنار آمدن با این شرایط، هیچ نسخه ی از پیش تعیین شده ای وجود ندارد، چرا که ویژگیهای رفتاری هر نوجوانی مختص به خود اوست. اما در صورتی که به دنبال دریافت مجموعه ای از توصیه های کلی در مورد نحوه ی برخورد با فرزند نوجوانتان هستید به این مطالب توجه کنید:

برقراری روابط موثر با نوجوان

- به خاطر تغییرات سریعی که در دوران بلوغ رخ می دهد، نه تنها نوجوان بلکه والدین هم به نوعی دچار سردرگمی در ارتباط با هم می شوند. توجه داشته باشید که ویژگی شاخص نوجوانی حرکت تدریجی به سمت استقلال است، لذا والدین باید به فرزند خود کمک کنند تا این مرحله را پشت سر گذارد نه اینکه مانع از رشد و تحول وی شوند.

- در اتخاذ تصمیمات مهم و اساسی با هم همکاری کنید. سعی کنید راه حل و تصمیمی را انتخاب کنید که مورد قبول شما (پدر و مادر) و فرزندتان باشد.

به خاطر تغییرات سریعی که در دوران بلوغ رخ می دهد، نه تنها نوجوان بلکه والدین هم به نوعی دچار سردرگمی در ارتباط با هم می شوند

- ممکن است فرزند شما در برخی از زمینه ها، نظرات و دیدگاهی متفاوت از شما داشته باشد یا اصلاً کارها و اقداماتی را انجام دهد که شما نتوانید علت آن را درک کنید. سعی کنید رفتارهای نوجوان خود را با دید مثبت ببیند و درک کنید که نوجوان شما دارای ویژگیهای خاص خود است.

رابطه

- والدین تصور می کنند که همیشه مسئول سلامتی و نشاط نوجوانشان هستند، در حالیکه وقتی بچه ها به سن نوجوانی و بلوغ می رسند، وقت آن رسیده که به آنها فرصت دهید، خودشان تصمیم بگیرند و مسئول سلامت و تندرستی خود باشند. اجازه دهید اشتباه کنند و عواقب اشتباه خود را ببینند و تاوان آن را بپردازند و شما تنها در این شرایط می توانید نقش حامی و همراه را بازی کنید. برای اینکه آنها (نوجوان) درس موفقیت را بگیرند، باید اشتباه کنند.

نکات مهم در برقراری رابطه موثر

برای برقراری یک رابطه موفق با فرزند نوجوان خود به این مطالب توجه کنید:

- بیشتر از آنکه برای فرزند خود صحبت کنید، به حرفهای او گوش دهید.

بخاطر داشته باشید که خداوند به ما دو گوش و یک دهان داده، بنابراین بهتر است به جای آنکه دائماً زبان به نصحیت نوجوان خود باز کنید، به حرفها و دردودل های او گوش فرا دهید. نوجوانان تمایل فراوانی برای صحبت کردن با والدین خود دارند، البته به شرط آنکه به اندازه کافی سکوت کنید و فرصت لازم برای صحبت کردن به او را بدهید.

- زمان هایی را به نوجوان خود اختصاص دهید.

ممکن است نوجوان شما در مدرسه، با دوستان و یا با سرگرمی های مختلف خود (مانند کامپیوتر، اینترنت و…) خیلی سرگرم باشد. اما این شما هستید که باید با او ارتباط برقرار کنید و این فاصله را بشکنید. مکانها یا موقعیتهایی که مورد علاقه ی نوجوانتان است را انتخاب کرده و روابط تان را با وی از سر بگیرید.

- برای نوجوان خود حریم خصوصی قائل شوید.

نوجوانان علاقه ی زیادی به خلوت و تنهایی دارند. لذا این شرایط از آنها دریغ نکنید. اگر دیدید به اتاقش پناه برده و با خود خلوت کرده، دائماً خلوت او را نشکنید.

- علائق نوجوان خود را بشناسید.

گوش کردن به موسیقی، تماشای تلویزیون، رفتن به سینما و تئاتر و.. از علائق نوجوانان است. سرگرمی های مورد علاقه آنها را شناخته و حتی امکاناتی فراهم آورید که فرزندتان را در این سرگرمی ها، همراهی کنید.

- نقش والدین با محبت را ایفا کنید.

نوجوانان در کش و قوس، مرحله هویت یابی، با احساسات متناقض بسیاری مواجه می شوند و بنابراین نیاز دارند که مورد محبت و توجه والدین خود باشند. علاقه تان را در رفتار، نشان دهید، تولدشان را جشن بگیرید، اشتباهاتشان را ببخشید و فراموش کنید، به حرفها و مشکلات آنها گوش دهید و برای رفع مشکلاتشان، با آنها همدلی و همراهی کنید. همه ی این اقدامات در بهبود و ترفیع عزت نفس نوجوانان، نقش سازنده ای دارد.

نوجوانان تمایل فراوانی برای صحبت کردن با والدین خود دارند، البته به شرط آنکه به اندازه کافی سکوت کنید و فرصت لازم برای صحبت کردن به او را بدهید.

- ارتباطات منفی را به ارتباطات مثبت تغییر دهید

برای اینکه بتوانید ارتباطات منفی خود را به روابط مثبت تبدیل کنید به این پیشنهادات توجه کنید:

- با نوجوانان خود در مورد چگونگی داشتن یک ارتباط خوب، وارد بحث شوید و راهبردهایی را به یکدیگر پیشنهاد دهید.

- زمانیکه می خواهید در مورد مشکلات رفتاری فرزندتان، با او وارد بحث شوید، سعی کنید مطالب را مورد اولویت بندی قرار دهید. مثلاً رانندگی کردن بدون گواهینامه، شرکت در مهمانی های نامناسب، بیرون ماندن بیش از حد از خانه و… بهتر است مورد اولویت قرار گیرد. ولی برخی از رفتارهای دیگر مانند نامرتب بودن اتاق خواب و یا دعوا و مشاجره با خواهر و برادر، بهتر است به زمانهای دیگری موکول گردد.

- نوجوانتان را منضبط تربیت کنید

اختلاف نظر بین نوجوان و والدین اجتناب ناپذیر است. اما در هر حال در برخی از موارد، والدین باید مراقب رفتارهای نوجوانشان باشند و آنها را منضبط بار آوردند. نوجوان به یک انضباط همیشگی از طرف والدینی که دوستشان داشته باشند، نیاز دارند. اما اکثر والدین روشهای انضباطی شان را براساس آزمون و خطا یاد می گیرند. ولی ما در اینجا یک پیشنهاد بهتر داریم که قبل از اعلام هر نوع اعمال انضباط یا تنبیهی، آرام باشید. خیلی واضح و روشن درمورد مشکل پیش آمده فکر کرده و اختیارات خود را در نظر بگیرید. سپس یک تصمیم قابل اجرا بگیرید که محکم و منصفانه باشد. فراموش نکنید که هدف اصلی انضباط ، تنبیه نیست بلکه شامل آموزش و پرورش نوجوان برای ایجاد کنترل نفس و آماده کردن وی برای بزرگسالی است. این کار شامل پاداش ها، محدودیت ها و به تعویق انداختن امور لذت بخش است که البته باید متناسب با سن فرزندتان باشد.

هدف اصلی انضباط، تنبیه نیست بلکه شامل آموزش و پرورش نوجوان برای ایجاد کنترل نفس و آماده کردن وی برای بزرگسالی است.

- شنونده خوبی برای نوجوان خود باشید

زمانهایی را صرف گوش کردن به صحبتهای نوجوان خود کنید. برای مثال:

- واقعاً به حرفهای نوجوان خود گوش دهید.

مثلاً آنچه را که انجام میدهید متوقف کنید، تماس چشمی با او برقرار کنید و صحبتهایش را قطع نکنید.

- برای نظرات نوجوان خود ارزش و احترام قائل شوید و توجه کنید که او دیدگاهی متفاوت از شما نسبت به دنیا دارد.

- به جای ضمیر «تو» از ضمیر «من» استفاده کنید.

برای نمونه به فرزند خود نگویید که «تو هیچگاه به حرفهای من توجه نمی کنی و برای من توضیح نمی دهی که به کجا می روی» به جای آن بهتر است بگویید: «اگر برای من توضیح ندهی که کجا می روی من نگران تو می شوم»

- توجه داشته باشید که اگر به حرفهای نوجوان خود گوش نداده و توجه نکنید، او ارتباطش را با شما قطع می کند.

استقلال طلبی در کودکان مهم تر است یا در نوجوانان و ارتباط آن با شیوه‌های فرزندپروری

در واقع رشد استقلال طلبی از همان چند هفته ی اول زندگی - لحظه ای که طفل شروع به حرکت فعالانه در ارتباط با محیط می کند - آغاز می شود.

هنگامی که کشف می کند که ساده ترین پیج و تاب و حرکات در محیطش مؤثر می شود ، آنگاه مجذوب جریان تسلط فعالانه ی خویش بر محیط اطرافش شده ، اولین احساسات مربوط به استقلال را به تجربه در می آورد.

همراه با تسلط فعالانه، اثبات وجود ظاهر می شود ، کودک راه رفتن را می آموزد ، تکلم را آغاز می کند و نیز شروع به فهم چگونگی وضع جهان و تأثیر خودش بر آن می کند.

عامل سن همیشه برای سنجش آمادگی برای استقلال تنها ملاک نیست، اما هنگامی که کودکی وارد مدرسه می شود، باید به آن اندازه از علقه های خانوادگی رها باشد که قادر به ماندن در مدرسه و پیشرفت تحصیلی گردد.

برنامه های دبستان معمولا برای کودک متوسط تهیه شده و کودکی که به مرحله ی لازم از استقلال نرسیده باشد، در اثر ناکامی در محیط تصورش از خویشتن تا حدودی منفی شده، او را تا حدودی از تکاپو جهت استقلال باز می دارد.

کودک همراه استقلال با معنای موفقیت و شکست آشنا می شود. هر اندازه توانمندی کودک افزایش یابد، از وابستگی اش کاسته می شود، یعنی توانمندی فرد نسبت مستقیم با استقلال و نسبت معکوس با وابستگی دارد. هر اندازه استقلال افزایش یابد، انتظار رفتار معقول و معنی دار از فرد مستقل بیشتر خواهد شد و این انتظارات خود قیودی در برابر استقلال به شمار می آیند.

وابستگی

رفتار وابسته، میل یا نیاز به روابط همواره با حمایت دیگران، برای بیشتر شخصیت های در حال رشد، به طور مستقیم با تجربه ی اضطراب رابطه دارد. هنگامی که نتیجه  مشخص نیست، پاسخ ها قبلا آزموده نشده و موقعیت ها نا آشنا یا غیر منتظره هستند بیشتر مردمان با وجود تشویق دیگران احساس راحتی بیشتری می کنند (اضطراب کمتری دارند). کودک در حال رشد به طور طبیعی از طریق استقرار روابط با دیگران ، دلبستگی به حامیانش و یا به دست آوردن دوستانی که در مواقع لازم دست کمک و دوستی به طرف او دراز می کنند، خود را از چنین ترسی آزاد می کند. البته طفل در سال اول زندگی برای آسایش خود کاملا به دیگران وابسته است. با نضج استقلال به تدریج از وابستگی دست می کشد و می آموزد که در مواجهه با موقعیت های اضطراب آور بر قابلیت ها، مهارت ها و امکانات خود تکیه کند.

کودکی که در زندگی هرگز دچار اضطراب نشده است، به دیگران نیاز کمتری احساس می کند (البته این امر بعد از چند سال اول زندگی اوست). واقعیت امر این است که زندگی او را در برابر دعوی ها وتهدیدهایی قرار می دهد که باعث راندن او به سوی محدوده ی مطمئنی می شود که از مشکلات محفوظش می دارند.

استقلال یا وابستگی بر مبنای میزان آموزش کودکان در منع گرایش به دیگران - گرایشی که از خطر یا تهدید بر حذرشان می دارد و به آنها می آموزد که در مقابله با جهان محتاط باشند- بستگی دارد.

بنابراین اگر مادر مضطربی از زندگی هراسان است،  کودک را از مواجهه هایی که ممکن است موجب اضطراب شود یا سبب رنج روانی گردد، محافظت می کند، هنگامی که خطری کودکی را تهدید می کند، مادر پا درمیانی کرده، طفل را حمایت می کند که به نوبه ی خود موجب ادامه ی وابستگی شده، به  کودک فرصت استفاده از امکانات رفتاری خود را نمی دهد.

در واقع مادر به طور ضمنی به کودک می فهماند که قابلیت کافی ندارد و جنبه های شناختی و روانی - اجتماعی فرد نیز در حد محدودی رشد می کند.

وابستگی یا استقلال کودک به تقویت یا تنبیه هر یک از این دو نوع رفتار به وسیله ی والدین بستگی دارد. اگر کودک در اکثر مواقع برای وابستگی پاداش بگیرد، عکس‌العملهای او در مواجهه با مسائل، بیشتر به همین نحو خواهد بود.

به طور کلی دختران برای اتکا کمتر دچار تعارض می شوند. در جوامع غربی آن اندازه که از پسران انتظار رفتار مستقل دارند، از دختران ندارند گه ابن امر خود فشار روانی بر پسران را بیشتر می کند.

طبق نظر( ای کی بلر) E.K.beller علائم نوعی رفتار اتکایی عبارتست از اعمالی چون خواستاری توجه و کمک، نزدیکی یا تماس بدنی با دیگران.

استقلال وقتی بارز است که خود کودک بر مشکلات غلبه کند، کاری را شروع کند، کارهای معمولی شخصی را انجام دهد، یا کاری را تا اتمام آن رها نکند. تفاوت این دو شکل رفتار در اتکا به دیگران یا اتکا به خود است. البته انتظار بروز رفتار اتکایی یا غیر آن بر مبنای سن کودک است. اتکا یا استقلال نسبی بر مبنای سن مورد قضاوت قرار می گیرد و کودکی که مقتضای سن خود رفتار نکند از طرف همسالان خود طرد خواهد شد. کودکانی که به بزرگسالان متکی هستند با همسالان کمتر رابطه دارند و در نتیجه کمتر طرف توجه و احترام هستند.

بنابراین خصوصیت شخصیت اتکایی یا مستقل در اوایل کودکی نهاده می شود.

روشهای فرزند پروری

آنچه ما سبکهای والدینی و فرزند پروری می نامیم به ترکیب راه های پرورش کودک و صفات شخصیتی والدین اشاره دارد.

روان شناسی به نام دایانا یامریند چهار سبک والدینی را مطرح کرد که بسیاری از ابعاد والدین  شامل گرمی روابط ، کنترل کنندگی و رضایتمندی برای استقلال بیشتر را در بر می‌گیرد.

سبکهای مستبد، سهل گیر، طرد کننده - غفلت کننده وموثق.

 والدین مستبد (تنبیه گر) سختگیر و به طور مشخص نسبت به دیدگاه های فرزندانشان غیر حساس هستند. محترم شمردن دستورات و سنتها، اجازه ی فکر استقلال طلبی را از فرزندان آنان سلب می کند. از انجا که این قبیل والدین به دقت مراقب فرزندان خود می باشند، با تحمیل خواسته های خود به فرزندانشان مانع از شکل گیری خودگردانی در آنها می شوتد. این والدین برای حرف شنوی فرزندان خود از زور تنبیه استفاده می کنند.

والدین سهل گیر نسبت به فرزندان خود حساس هستند اما درخواستهای زیادی از آنان ندارند. آنان آسان گیر می باشند و از برخورد با کودکان اجتناب می کنند و اجازه می دهند تا خودگردانی قابل توجهی در فرزندانشان شکل بگیرد.

والدین طرد کننده - غفلت کننده که فارغ از زندگی کودکانشان هستند. آنها بی نظم می باشند و تظارت یا کنترل بر فرزندان خود ندارند. این قبیل والدین از فرزندان خود نه تقاضایی دارند و نه نسبت به نیازهای کودکانشان حساس هستند. در واقع آنها در مقایسه با سایر والدین حداقل درگیری عاطفی و هیجانی با فرزندانشان دارند.

والدین موثق، گرم، ثابت قدم و درگیر با مسائل فرزندانشان هستند که سه جنبه ی مهم این والدین است. آنها نسبت به تغییر نیازهای کودکان خود حساس هستند و در این زمینه از استدلال و متقاعد کردن برای تسلیم آنان استفاده می کنند. این والدین نقش های گوناگون را توضیح می دهند، درباره ی مسائل مختلف بحث می کنند و مشوق ارتباطات کلامی بین خود و فرزندانشان هستند. والدین موثق مجموعه ای از معیارها ی واقع گرایانه، نقش های روشن و فرصتهایی را برای دستیابی به احساس کفایت برای کودکانشان فراهم می کنند.

نتیجه گیری

همانطور که از مطالب فوق برمی آید، اهمیت استقلال در کودکی بیشتر است و خانواده‌ای که بستری را برای بروز این پدیده فراهم نکند:

الف) کودک در دوران نوجوانی اشتیاق کمتری برای کسب استقلال خواهد داشت و با وابستگی به والدین تشویش و اضطراب را از خود دور می کند

ب) حتی در صورت بروز استقلال طلبی هم به علت نبودن بستر لازم در خانواده نوجوان این میل خود را با روی آوردن به سیگار، مشروب و موادمخدر ارضا می کند. که این امور ناگفته پیداست که به هیچ وجه قابل قبول نیست.

پس بهتر است که در کو دکی میل استقلال طلبی را در کودک به صورت کاملا معقول و کنترل شده ایجاد کرد و رشد داد.

مسائل نوجوانان و طبقه بندی مسائل جوانان

والدین و مربیان به منظور شناخت مسائل نوجوانان و حل مشکلات آنان باید نیازهای این دوره را بشناسند زیرا عدم شناخت نیازها موجب ایجاد مشکلات بسیاری در نوجوانان می شود. آنها باید بتوانند در صورت لزوم، علت مشکلات به وجود آمده در نوجوانان را شناسایی کنند.

مسائل نوجوانان را می توان به چند دسته تقسیم نمود:

1- مشکلات جسمی:

نقایص عضوی، مشکل رشدی، رژیم غذایی و ترس از چاقی و لاغری جزء مشکلات مهم نوجوانان می باشد. گاهی اوقات نوجوانان از رشد خود، بیمناک بوده و رژیم های غذایی برای کاهش یا افزایش وزن اتخاذ می کنند. والدین باید به این امر توجه خاصی داشته باشند.

2- مشکلات شخصیتی:

از آنجا که در دوره بلوغ، نوجوان در حال شکل گیری شخصیت است ممکن است دچار بحران هویت گردد.

3- مسائل مربوط به خانه و والدین:

این مسائل در ارتباط با رابطه بین والدین و نوجوانان، رابطه نوجوانان با دیگر افراد خانواده مطرح می شود.

4- موقعیت اجتماعی:

از آنجا که نوجوان در دوره نوجوانی در صدد برقراری مناسبات اجتماعی است و در این زمینه به تمرین و مهارت می پردازد. لذا مشکلات بسیاری در این رابطه ممکن است به وجود آید.

5- مسائل جنسی:

تحولات بلوغ، نوجوان را به یک موجود جنسی تبدیل می نماید و همیشه در ذهن نوجوان سئوالات بسیاری در این زمینه مطرح است.

6- مسائل دینی و اخلاقی:

باورها و ارزشهایی که نوجوان در ذهن خود می پروراند .

7- مسائل مربوط به موفقیت تحصیلی:

برای نوجوان مسائل مربوط به مدرسه ، مطالعه ، موفقیت تحصیلی و رابطه با معلم نیز وجود دارد.

8- مسائل مربوط به شغل و مسائل اقتصادی:

به دلیل استقلال طلبی نوجوان ، نیازمند به مادیات می باشد.

9- بیماریهای روانی:

برخی از نوجوانان در اثر مشکلات زیاد، دچار اختلالات روانی می شوند که باید هر چه سریعتر شناسایی و درمان شوند.

10- مسائل اوقات فراغت:

به اوقات فراغت نوجوان باید اهمیت بسزایی داد. زیرا نوجوان نیازمند بازی و سرگرمی در اوقات فراغت است و عدم توجه به این اوقات می تواند موجب سردرگمی و روی آوردن به گروههای خلاف شود.

11- مسائل اعتیاد:

نوجوانان ممکن است در اثر مسائل عاطفی یا گسسته بودن خانواده هایشان دچار انحرافات و اعتیاد گردند.

12- بزهکاری:

اعمال خلاف دوره نوجوانی مشکلاتی را برای نوجوان ایجاد می کند. نوجوانان باید بدانند که در حد و مرز قانون رفتار کنند.

13- تضاد بین نسلها:

والدین و مربیان باید به مسئله تضاد بین نسلها نوجه کنند تا بتوانند مسائل نوجوانان را به حداقل برسانند، به خصوص در زمینه حل مشکلات می بایستی نوجوانان را هدایت کنیم تا با توجه به تواناییها و نیازهای، قادر به حل مشکلات خود باشند. 

راهکارهای حل مشکلات

والدین باید با نوجوانان ارتباط مستقینی داشته باشند تا بتوانند آنها را در حل مشکلات یاری نمایند. چنانچه راهکارهایشان مفید واقع نشد می بایستی از راهنمایی و مشاوره تخصصی استفاده کنند.

وقتی که صحبت از مشکل می شود منظور حل مستقیم مسائل نیست، بلکه باید فقط به او کمک کرد تا خود راه حل را پیدا کند. زیرا حل مستقیم مشکلات، قدرت حل مسائل را از نوجوانان سلب می کند، نوجوانی دوره آزمایش و کسب تجربه است.

بنابراین چنانچه دیگران مشکلات نوجوان را حل نمایند، نمی تواند تجربه کافی به دست آورد و در نتیجه مهارتها و عزت نفس وی کاهش یافته و نمی تواند فرد مستقلی شود. 

مراحل حل مشکل

به منظور حل مشکلات، اولین گام شناخت مسئله، تعریف آن و تشخیص مسئله از شبه مسئله است. گاهی اوقات واقعاً مسئله اصلی را تشخیص نمی دهیم و حل شبه مسئله، مشکلی را برطرف نمی کند و مشکل کماکان در حال اصلی خود باقی مانده و فقط وقت و انرژی ما به هدر رفته است.

نوجوان باید با راهنماییهای والدین و مربیان، مسئله را شناسایی نموده و سپس حل کند. در غیر اینصورت اگر قادر به حل مشکل نبود والدین به او کمک می کنند.

گام بعدی ارائه راه حلهای مختلف برای حل مشکل می باشد. این امر مستلزم مرور مسئله به طور ذهنی و ارائه راه حلهایی برای آن می باشد. در این مرحله خود نوجوان باید مسئول حل مسئله باشد. زیرا این امر موجب کسب تجربه و مهارت در وی، مسئولیت پذیری و افزایش اعتماد به نفس وی خواهد شد.

نوجوان باید یاد بگیرد که راه حلهای مختلفی برای حل مسئله ارائه دهد نه فقط یک راه حل. این امر موجب خواهد شد که نوجوان به کسب تجربه و خلاقیت نائل گردد، در مواقع ایجاد مشکل، درمانده، افسرده و ناتوان نشود و حتی مانع بروز مشکل می شود.

نوجوانان باید بدانند که در حل مشکلات به کمک و راهنمایی دیگران از جمله والدین ، مربیان و بزرگسالان نیاز دارند. 

طبقه بندی مسائل جوانان

موضوع درس این جلسه پیرامون طبقه بندی مسائل جوانان است. عمده ترین مسائل نوجوانان را در پانزده مقوله تقسیم کردیم. در این جلسه توضیحاتی را در مورد آنها ارائه می دهیم. 

انواع مسائل و مشکلات جوانان

1- روابط نامناسب با والدین:

در این رابطه مباحثی از جمله احترام به شخصیت جوانان، ارتباط و احترام متقابل و تفاهم بین والدین و جوانان مورد بررسی قرار می گیرد.

2- انتخاب شغل: در اینجا مسئله استقلال مالی مطرح می گردد. یکی از عمده ترین شاخصهای جوانی ، داشتن شغل است.

 3- روابط نامناسب با مربیان و بزرگسالان: مثلاً جوانانی که در دانشگاه مشغول به تحصیل هستند در زمینه درک متقابل و افکار بزرگسالان و مربیان دچار مشکلاتی هستند.

4- عدم وجود امکانات آموزشی: جوانانی که در دانشگاه مشغول به تحصیل هستند با کمبود امکانات آموزشی موجه می شوند.

5- نداشتن نقش و جایگاه مناسب در اجتماع: جوانان گاهی در اکتساب موقعیتی در اجتماع و ارتباط با دیگران دچار مشکلاتی می شوند.

6- گذراندن اوقات فراغت: در اوقات فراغت ، یادگیریها و کسب دانش به صورت غیر رسمی صورت می گیرد که موجب شکوفایی رغبت و انگیزه در جوانان می گردد.

7- رعایت نکردن قانون، انحرافات و بزهکاری: جوانانی که دچار رفتارهای ضد اجتماعی بوده و هدف مشخصی در زندگی ندارند ، رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه ای دارند.

8- اعتیاد: روبرویی جوانان با شکست یا عدم رعایت مسائل قانونی می تواند موجب پناه آوردن جوانان به اعتیاد شود .

9- ازدواج و انتخاب همسر: این مشکل یکی از بزرگترین مسائل جوانان به شمار می رود . زیرا ناسازگاری و طلاق با نفوذ والدین در امر ازدواج و انتخاب شغل ارتباط نزدیکی دارد و جوانان ناگزیرند که به خواسته های والدین خود در زمینه ازدواج توجه کنند .

10- نظام وظیفه: جوانانی که پس از اتمام تحصیلات متوسطه ، تحصیلات خود را ادامه می دهند ، باید دوره سربازی را بگذرانند و این زمینه دچار مشکلاتی می گردند .

11- تضاد ارزشها: جوانان و والدین در زمینه نگرش ها و ارزشها با یکدیگر تفاوتهایی دارند و این اختلاف و تضاد در بین جوانان و اجتماع نیز وجود دارد.

 12- عدم وجود استقلال: از آنجا که جوانان در زمینه مالی و شغلی به خانواده و اجتماع وابسته هستند ، در زمینه استقلال با مشکلاتی مواجه می گردند.

 13- مسئله همزیستی بدون تفاهم: جوانان ممکن است در اجتماع زندگی تصنعی داشته باشند و با یکدیگر تفاهم نداشته باشند.

14-مسائل فردی و گروهی: به دلیل رغبت جوانان به شرکت در جلسات عمومی و تشکیل گروههای مختلف ، گاهی دچار معضلات و مشکلاتی می شوند . 

15- مقبولیت و خودنمایی: بنابراین ممکن است بین والدین و جوانان احترام متقابل وجود نداشته و دارای ارزشها و هنجارهای متفاوتی باشند . زیرا والدین انتظار دارند که جوانان بر حسب ارزشها و باورهای آنان عمل کنند .

گاهی اوقات والدین انتظار دارند جوانان شغل یا رشته تحصیلی مورد قبول و علاقه آنها را انتخاب کنند . گاهی جوانان با توجه به کمبود شغل ، انگیزه کمتری در زمینه برنامه ریزی و داشتن هدف دارند و در نتیجه در اثر بیکاری

/ 1 نظر / 318 بازدید
کامیار

می پسندم