اعتماد به نفس وجرات ورزی

آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تایید دیگران وابسته هستند. آنها معمولا از ریسک کردن اجتناب میکنند به خاطر اینکه از شکست میترسند. معمولا انتظار موفق شدن ندارند. معمولا خودشان را دست کم میگیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه میدهند یا رد میکنند. برخلاف این افراد آدمهای با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول میکنند به خاطر اینکه به تواناییهای خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را میپذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند.

اعتماد به نفس الزاما خصوصیتی نیست که در همه ابعاد زندگی فرد تبلور داشته باشد. معمولا افراد در بعضی از جنبه ها اعتماد به نفس دارند (مانند درس یا ورزش) اما در بعضی از جنبه ها اصلا اعتماد به نفس ندارند(مثل تیپ و قیافه یا روابط اجتماعی).

داشتن مهارت جرأت‌ورزی چقدر اهمیت دارد؟

همه ما در زندگی بارها و بارها در موقعیتی قرار گرفته‌ایم که با درخواست و تقاضای اطرافیان، موافق نبوده‌ایم. مثلا یکی از آشنایان که با او رودربایستی داشته‌ایم به ما پیشنهاد شراکت کاری یا مثلا ازدواج داده است. مهارت جرأت‌ورزی به ما کمک می‌کند که معقولانه این تقاضاها را رد کنیم و به جای بیان این جمله که «بگذارید بیشتر فکر کنم» از جمله «من با تمام احترامی که برای شما قایلم اما بنا به دلایلی با این موضوع مخالفم» استفاده کنیم و بیهوده فکرمان را مشغول نگه نداریم البته داشتن این مهارت در برخورد مناسب با مخالفت دیگران، جلوگیری از اعتراض‌های پرخاشگرانه نابه‌جا، تقاضای معقول از دیگران و اعلام موضع خود در تصمیم‌‌های جمعی (حتی اگر تنها مخالف جمع باشیم) نیز به دردمان می‌خورد.از آن جاکه سن جوانی سن انتخاب های مهم زندگی است پس داشتن این مهارت می تواند آینده ی یک جوان را تغیر دهد.

اعتماد به نفس در ابتدا چگونه شکل میگیرد؟

عوامل زیادی در شکل گیری اعتماد به نفس موثرند. روش و دیدگاه والدین در شکل گیری احساس فرزندان به خودشان نقش قاطع و اساسی دارد مخصوصا در سنین پایین. وقتی که والدین پذیرش بی قید و شرط به فرزنداشان دارند کودکان یک پی ریزی محکم برای احساسات مثبت نسبت به خودشان دریافت میکنند. اگر یکی یا هردوی والدین انتقاد بیش از حد بکنند یا اگر بیش از حد از فرزندانشان حمایت کنند و حرکتهای آنها را به سوی استقلال تشویق نکنند (یا در مقابلش مقاومت کنند)٬ بچه ها ممکن است به این نتیجه برسند که بیعرضه هستند یا به قدر کافی خوب نیستند یا فرودست و درجه دو(inferior) هستند. اما اگر والدین تلاشهای کودکان برای اتکای به خود را تشویق کنند و زمانی که بچه ها اشتباه میکنند آنها را دوست داشته باشند و قبولشان کنند کودکان هم یاد میگیرند که خودشان را قبول داشته باشند و اعتماد به نفس نتیجه طبیعی این رفتار خواهد بود.

شاید تعجب کنید که عدم اعتماد به نفس الزاما ربطی به بیعرضه بودن ندارد. در واقع اکثر مواقع عدم اعتماد به نفس نتیجه تمرکز بیش از حد بر روی خواسته های غیر واقع گرایانه یا استانداردهای اطرافیان٬ به خصوص والدین و جامعه٬ است. تاثیر دوستان بر احساسات شخص نسبت به خودش حتی میتواند از اثر والدین و جامعه بیشتر باشد. دانشجویان در سنین دانشگاه ارزشهای خانواده را دوباره ارزیابی میکنند و به همین خاطر علی الخصوص نسبت به تاثیر دوستان و اطرافیان آسیب پذیر هستند.

عدم اعتماد به نفس و خجالت

شباهت های زیادی بین اعتماد به نفس و خجالت وجود دارد. یک فرد خجالتی هم می ترسد ابراز وجود کند و همینطور یک فردی که اعتماد به نفس ندارد هم ترس از ابراز وجود دارد. با این حال تفاوتهای این دو بسیار زیاد است. به طور کلی فردی که دارای عدم اعتماد به نفس می باشد حتی در انجام کارهایی که توان انجام آن را دارد هم می ترسد. بسیاری از افراد دارای اعتماد به نفس کاذب می باشند. این افراد ادعای انجام هر کاری را می نمایند و هنگامیکه شکست می خورند سعی می‌کنند باز آن را توجیح کنند. اگرچه اعتماد به نفس کاذب یک ویژگی منفی است ولی وضعیت افراد دارای این ویژگی بهتر از افرادی است که اعتماد به نفس ندارند. چون کسی که اعتماد به نفس ندارد حتی برای بهبود شرایط خود هم تلاش لازم را انجام نمی دهد. یکی از دلایل افسردگی عدم اعتماد به نفس می باشد.

اعتماد به نفس، توجه فرد به توانایى‏هاى خود و استفاده از آن‏ها است و شجاعت، عدم ترس در برخورد یا سختى‏ها و قوت نفس در مبارزه با مشکلات. انسان در ابتدا لازم است اعتماد به نفس به دست آورد؛ یعنى، توانایى خود را باور داشته باشد و در مرحله بعد با استفاده از توانایى‏ها با مشکلات برخورد کند. از این رو، شجاعت در مرتبه بعد از اعتماد به نفس قرار مى‏گیرد. اعتماد به نفس دو رکن دارد:

1- شناخت استعدادها وتوانایى‏ها ى خود

2- باور کردن این توانایى‏ها

در مرحله اول باید فرد به خودشناسى پردازد و ابعاد وجود خویش را به خوبى ارزیابى کند. خداوند به هر کس استعدادى خاص داده است. سید بن طاووس بر این عقیده بود که هر انسان در زمینه‏اى نابغه است. هر فرد باید استعداد ویژه خود را بشناسد و آن را به کار بندد. پس از شناخت توانایى‏ها، طبعاً فرد آن‏ها را باور مى‏کند. مرحله بعدى براى کسب اعتماد به نفس، استفاده از این توانایى‏ها در حل مشکلات و پیشبرد امور است. در این جا قوت نفس لازم است. روان شناسان این امر را بُعد انگیزشى فرد مى‏نامند. امور زیر در تقویت انگیزه فرد مؤثر است:

الف) ورزش‏هاى پر تحرک

تحقیقات روان‏شناسى نشان مى‏دهد افراد پر تحرک که به طور پیوسته ورزش‏هاى بدنى مى‏کنند، در برخورد با مشکلات موفق‏ترند.

ب) به عهده گرفتن کارهاى سنگین و تلاش در جهت انجام آن سبب قوت نفس مى‏گردد.

ج) به دست آوردن تکیه گاهى که قدرتى مافوق همه نیروهاى مادى داشته باشد. چنین پناهگاهى خداوند متعال است که قدرت مطلق حاکم بر هستى است. توکل بر خداوند قدرتى به انسان مى‏دهد که در مقابل قوى‏ترین افرد مى‏ایستد و در سخت‏ترین شرایط، به حل مشکلات مى‏پردازد.

همان طور که آگاهى از خویشتن مى‏تواند انسان را از هرگونه خیالبافى و افکار منفى درباره خود رهایى دهد و سمت کمال واقعى و اصلاح کاستى‏ها رهنمون گردد، عدم اعتماد به نفس مى‏تواند مانع شکوفایى قابلیت‏ها و خلاقیّت‏ها و ایفاى مسئولیت‏ها شود.

اعتماد به نفس انسان را مستقل و دور از هرگونه وابستگى بار مى‏آورد و براى انجام دادن مسؤولیت‏هاى فردى و اجتماعى، با توجّه به تواناهاى، خویش به میدان عمل مى‏کشاند. اعتماد به نفس سبب مى‏شود فرد مسؤولیت‏هاى خویش را با اطمینان کامل انجام دهد و با افزایش قابلیت‏ها و توانایى هایش از هرگونه توقف و سکون بپرهیزد. در واقع اعتماد به نفس به معناى باور کردن قابلیت انسانى خویش، روبه‏رو شدن فعال با رویدادهاى زندگى و انجام دادن درست وظایف است. بنابراین، اعتماد به نفس از درون فرد سرچشمه مى‏گیرد نه از بیرون. افرادى که از اعتماد به نفس کافى برخوردارند، استقلال عمل دارند و مسؤولیت پذیر و پیشرفت گرایند؛ ناکامى‏هاى زندگى را مى‏پذیرند؛ بر ایجاد رابطه با دیگران توانایند و از هرگونه گوشه‏گیرى دورى مى‏جویند.

از طرف دیگر، آنان که ضعف اعتماد به نفس دارند از مشکلات زیر رنج مى‏برند:

1- احساس خود کم بینى

در اکثر اعمال و نگرش‏هاشان احساس عدم اطمینان و درماندگى مى‏کنند؛ خود را در مواجهه با مشکلات ناتوان مى‏بینند و جملاتى چون نمى‏توانم این کار را انجام دهم، هرگز قادر به یادگیرى در سطوح عالى نیستم، توان نیل به مراتب عالى ندارم، همیشه ذهن این افراد را به خود مشغول مى‏کند.

2- بروز احساسات و عواطف منفى‏

رفتارشان حاکى از نوعى خشونت، بى‏قیدى و بدخلقى است. به سبب عدم پذیرش محورى به نام «خود» همواره در انعکاس علایق خویش با تردید و تغییر رو به رویند و توان ابراز رفتار عاطفى مناسب ندارند.

3- گریز از موقعیت‏هاى نگران‏زا

در برابر فشارهاى روانى، به ویژه ترس و خستگى و آنچه موجب آشفتگى‏اش شود، بسیار کم تحمّل‏اند؛ حتّى موردى مانند امتحان ممکن است برایشان بحران‏هایى اضطراب زا فراهم آورد و به عدم موفقیتشان انجامد.

4- نومیدى

یأس از دستیابى به اهداف، رایج‏ترین ویژگى این افراد است.

5- کمرویى‏

یکى از شایع‏ترین صفات این افراد کمرویى است و معمولاً در برقرارى ارتباطات اجتماعى در صحنه‏هاى مختلف با مشکل جدى روبه‏رو هستند.

عدم اعتماد به نفس و علل اعتماد به نفس:

علل اعتماد به نفس:

1) وقتی به نوجوان توجه کافی نداشته باشیم آنها را جدی نگیریم و همچنین مراقبت های عاطفی لازم رانسبت به آنها مبذول نکنیم. زمینه های عدم اعتماد به نفس را در آنها ایجاد خواهیم کرد.

2) عدم احساس ارزشمند بودن، اعتماد به نفس نوجوان را کاهش داده و به تدریج در مورد توانایی های خود دچار تردید می شود.

3) تصویر ذهنی مبهمی که گاه والدین و اولیای مدرسه پیش چشم نوجوان به نمایش می گذارند . این باور را در او به وجود می آورد که در آینده فرد موفقی نخواهد شد.

نحوه برخورد با مشکل:

1) همدلی، محبت، درک صحیح از دوران بلوغ، حمایت و پشتیبانی های درست و منطقی در بعد مادی، معنوی و ایجاد حس موفقیت در نوجوان در دوران بلوغ برای پیشگیری از عدم اعتماد به نفس مهم و اساسی می باشد.

2) نوجوان را تشویق کنیم که احساسات مثبت و منفی خود را بروز دهد تا ما بتوانیم با همراهی و کمک خود او واکنش های سازگارانه ای را نسبت به رفع اثرات نا کامی در او به وجود بیاوریم.

3) تنبیه، توبیخ، سرزنش های مستمر، انتقاد و خرده گیری‌های بی مورد سبب کاهش اعتماد به نفس شده و بر عکس توجه به نقاط مثبت شخصیت او باعث تقویت عزت نفس نوجوان خواهد شد.

4) جلب توجه او به تفاوت های فردی و اینکه قادر است توانمندیهای مختلفی را بر اساس ویژگی های فردی خود کشف کرده و آنها را به کار گیرد.

فرضیاتی که بر اعتماد به نفس اثر میگذارند

در پاسخ به تاثیرات بیرونی افراد فرضیاتی میکنند که بعضی از آنها سازنده و بعضی مضر هستند. بعضی از فرضیاتی که بر اعتماد به نفس اثر سو دارند و روشهای جایگزین فکر کردن درباره آنها عبارتند از:

۱. فرض: " من حتما باید همیشه علاقه یا تایید همه افراد مهم زندگیم را داشته باشم"
روش جایگزین: این یک هدف کمالگرا و  غیر قابل دسترسی است. واقع گرایانه این است که استانداردها و ارزشهای فردی داشته باشیم که کاملا وابسته به تایید دیگران نباشند.

۲. فرض:" من باید کاملا قابل (competent) و کافی باشم و باید در همه امور مهم زندگیم موفق شوم".

روش جایگزین: این هم کمالگرایی(perfectionism) و غیرقابل دسترس است که به این معنی است که ارزش شخصی با دستاوردهای فرد تعریف میشود. دستاورد(achievement) میتواند به رضایت شخص کمک کند اما شما را ارزشمندتر نمیکند. ارزشمند بودن یک صفت ذاتی است که همه افراد بشر دارای آن هستند.

۳. فرض:" همه گذشته من همیشه مهم است و احساسات و رفتار من را در زمان حاضر کنترل میکند".

روش جایگزین: با وجود اینکه واقعیت دارد که اعتماد به نفس شما علی الخصوص در مقابل اثرات ناشی از زمان کودکی شما آسیب پذیر است اما وقتی شما بزرگ میشوید شما بر این آثار آگاهی و دید پیدا میکنید. در روال این آگاهی و دید شما میتوانید انتخاب کنید که کدامیک از این اثرات را میخواهید که کماکان بر زندگیتان تاثیر داشته باشد. شما مجبور نیستید که در مقابل اتفاقات گذشته درمانده باشید.

 

الگوهای فکری مخرب

فرضیات مخرب مانند آنهایی که در بالا تشریح شد شما را در مقابل افکار مخرب آسیب پذیر میکند.

همه یا هیچ چیز: " من نمونه مطلق بیعرضگی هستم وقتی کاری عالی انجام نمیشود".
فقط نیمه خالی لیوان را دیدن: انگار که فاجعه در هر گوشه ای منتظر است. یک نکته منفی٬ یک انتقاد٬ یا یک نظر تمام واقعیت ها را تحت الشعاع قرار میدهد. " من نمره شیمی ام خیلی بد شد٬ امکان نداره کنکور پزشکی قبول بشم".

بزرگ کردن نکات منفی/کوچک کردن نکات مثبت: نکات مثبت به اندازه نکات منفی مهم نیستند. " میدونم که شیش تا مسابقه رو برده ام اما اگه این یکی رو ببازم حالم از خودم بهم میخوره".
بدون هیچ قید و شرطی احساسات رو به عنوان واقعیت قبول کردن: " من حس میکنم زشتم پس حتما زشتم."

تاکید بیش از حد بر "باید" ها: " باید" ها اغلب کمالگرایانه و انعکاس انتظارات بقیه هستند تا اینکه بیان انتظارات و خواسته های خود شما. " هرکسی باید وقتی وارد دانشگاه میشود برای آینده شغلی اش برنامه داشته باشد. اگه من نمیدونم پس حتما یه جای کارم ایراد داره".
برچسب زدن: برچسب زدن کار ساده ایست و عموما حالت سرزنش دارد." من یه بازنده ام (loser-این کلمه در انگلیسی مفهوم بیشتر از مسابقه رو داره و به شخصیت آدمها بر میگرده. یعنی کلا آدم بازنده ای/انار) و این تقصیر خودمه".

قادر نبودن به قبول کردم تمجید ها: " واقعا از این لباس خوشت میاد؟ به نظر من که چاقم میکنه".

استراتژی برای بالابردن اعتماد به نفس

روشهای زیر ممکن است برای غلبه بر تفکرات مخرب مفید باشند.

بر نقاط قوت تاکید کنید: برای سعی کردن به خودتان نمره مثبت بدهید. با تمرکز بر کارهایی که قادر به انجامشان هستید به خودتان برای تلاشهایتان جایزه بدهید به جای اینکه فقط بر نتیجه نهایی تمرکز کنید. اگر به جایی اینکه از کارهایی که باید انجام بدهید شروع کنید از کارهایی که میتوانید انجام دهید شروع کنید این به شما کمک میکند تا  بتوانید در حیطه اجتناب ناپذیر محدودیتهایتان زندگی کنید.

ریسک کنید: به تجربه های جدید به عنوان فرصتهایی برای یادگیری نگاه کنید به جای اینکه به اتفاقی که در آن یا میبرید یا میبازید. این کار به شما کمک میکند تا با آغوش باز با اتفاقات جدید برخورد کنید و میتواند پذیرش شما را نسبت به خودتان بالا ببرد. اگر این کار را نکنید هر فرصتی میتواند به موقعیتی برای شکست خوردن تبدیل شود و از رشد شخصیتی جلوگیری میکند.

از گفتگوی درونی(Self-talk) استفاده کنید: از گفتگوی درونی به عنوان وسیله ای برای مقابله با فرضیات مخرب استفاده کنید. تمرین کنید تا مچ خودتان را در حین این فرضیات بگیرید. بعد به خودتان بگویید " بس کن!" و آن را با یک فرضیه منطقی تر جایگزین کنید. مثلا اگر مچ خودتان را میگیرید که انتظار بی عیب بودن دارید به خودتان یاد آوری کنید که شما نمیتوانید همه کارها را بی عیب و نقص انجام بدهید٬ فقط میتوانید برای انجام دادن کارها تلاش کنید و میتوانید سعی کنید که آنها را خوب انجام بدهید. این به شما کمک میکند تا خودتان را قبول داشته باشد در حالیکه هنوز برای پیشرفت تلاش میکنید.

ارزشیابی خود: یاد بگیرید که خودتان را به صورت مستقل ارزیابی کنید. این به شما کمک میکند تا از احساس پریشانی و آشفتگی (sense of turmoil) که به خاطر تکیه کردن دربست به توقعات و نظرات دیگران پیش می آید دوری کنید. اگر بر احساسات درونی خودتان نسبت به رفتار٬ کار و ...خودتان تمرکز کنید هوش و شعورتان نسبت به خود(sense of self) بیشتر میشود و این شعور به شما کمک خواهد کرد تا به راحتی قدرت شخصیتان را به دیگران تسلیم نکنید.

طبع شوخی(sense of humor): سعی کنید یاد بگیرید که وقتی کار "احمقانه " ای میکنیدیا اشتباهی میکنید بتوانید به خودتان بخندید. این موقعیت ها را به عنوان بخشی از انسان بودنتان قبول کنید. این به شما کمک میکند تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و بتوانید ارتباطتان را با بقیه بهبود ببخشید.

آیا شما هم از عدم اعتماد به نفس رنج می برید؟

1. اگر می دانید یا تصور می‌کنید که می توانید کاری را انجام دهید، پس دست به کار شوید.

2. اگر کسی در راه رسیدن به رؤیاهایش با اطمینان به پیش رود موفقیتی خارق العاده را تجربه خواهد کرد.

3. انسان همان چیزی است که خود باور دارد.

4. منتظر باشید که با مشکلات به عنوان بخش چاره ناپذیر زندگی رویارو شوید. همین که با آن مواجه شدید، سرتان را بالا نگه دارید و در چشمانش خیره شوید و بگویید: من از تو برترم ، پس نمی توانی مغلوبم کنی.

5. وقتی که از آنچه داریم می بخشیم ، آماده ایم آنچه را نیازداریم بگیریم.

6. ممکن است فکر خلاق فقط بدین معنا باشد که متوجه شویم در کارهایی که قبلاً انجام داده ایم، دیگر فضیلتی وجود ندارد.

7. هرگز نباید فراموش کرد که خواستن ، کوشیدن است و اراده ، گذرگاه عمل.

8. مردان بزرگ اراده دارند و مردان ضعیف آرزو.

9. آن کس که به نفس خویش اعتماد دارد اعتماد دیگران را هم بر می انگیزد.

10. اگر به هنگام سخنرانی دستپاچه می شوید ، نگاه خود را روی یک چهره مهربان و دوستانه و مشوق متمرکز کنید.

11. تا می توانید در نهایت خود سازی با خود بسازید.

12. در هر مورد که در مقابل ترس می ایستید و با آن مقابله می کنید، توانایی شهامت و اعتماد به نفس شما افزایش می یابد. بعد از آن می توانید به دنبال انجام کارهایی بروید که فکر می کردید توانایی انجامش را ندارید.

13. تغییر و رشد، زمانی روی می دهد که انسان خود را به خطر بیندازد و جرئت کند با تجربه‌هایی درگیر شود که زندگی اش در گرو آنها باشد.

 

راهکارهایی برای جوانانی که می خواهند جرأتمند شوند:

برای عینی تر کردن کاربرد این راهکارها، فرض کنید یکی از دوستانتان، شما را امشب به جشن تولّد دعوت کرده درحالی که شما اصلاً دیگر میهمانان و مکانی را که باید بدانجا بروید، نمی شناسید. در این صورت شایسته است از روش های جرأتمندانه ای که در ادامه بدان اشاره خواهد شد، استفاده نمایید.

1- « نه » گفتن

روش های متعدّدی برای ابراز جرأتمندانه « نه » وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
صرفاً گفتن« نه » نظیر: « نه » یا « نه متشکرم ».

گفتن« نه » همراه با توضیح نظیر : « نه متشکرم، من شبها از خانه بیرون نمی روم».

2- تغییر دادن موضوع : در این روش سعی بر آن است که موضوع صحبت عوض گردد.

فردا امتحان داریم؟

راستی فیلم دیشب را دیدی؟

نترس، قاطعانه بایست و بگو نه!

3- دلیل آوردن

روحیه ام با این جور میهمانی ها سازگاری ندارد و ضعیف می شود.

رفتن به جایی را که نمی شناسم، اصلاً درست نمی دانم.

4- ایجاد احساس شخصیّت مهم تر در طرف مقابل

از شما انتظار نداشتم چنین پیشنهادی به من بدهی!

من روی شما یک جور دیگر فکر می کردم!

5- ارائه پیشنهادی بهتر

حاضرم با شما به تئاتر، سینما و یا منزل شما بیایم ولی به میهمانی در جایی که سایر میهمانها را نمی شناسم نمی آیم.

6- نشان دادن شأن بالای خانوادگی خود

در خانواده ما رسم نیست که در این جور میهمانی ها شرکت کنیم.

اگر این موضوع را در خانواده خود مطرح کنم، خیلی متعجّب می شوند.

7- بیان موضوع در قالب شوخی

من هنوز بچّه ام، هنوز به اندازه کافی برای میهمانی شبانه بزرگ نشده ام.

8- پافشاری و اصرار در ردّ درخواست

دیگر حرفش را نزن، من اهلش نیستم و به هیچ وجه نخواهم آمد.

9- دور شدن از موقعیّت:

در مواقعی که فرد بیش از حد اصرار میورزد.

10- ابراز همدلی

شاید دلت می خواست که من در جشن تولّدت باشم، این موضوع را می فهمم ولی متأسفانه من اهل شرکت در این جور مراسم ها نیستم.

11- معذرت خواهی

با عرض پوزش، امیدوارم مرا ببخشید که به هیچ وجه نمیتوانم در میهمانی شما شرکت نمایم.

12- تشکر و قدردانی

لطف کردید که مرا به میهمانی خود دعوت نمودید، ولی من دوست ندارم و نمی آیم.

منابع و مآخذ

thoughts.blogfa.com

www.tebyan.net

drdtavana.com

ravanpezshk.akairan.com

shakerali.blogfa.com

www.porseshkadeh.com

/ 0 نظر / 89 بازدید